دسته: ‘دولت دهم’

۱. باز هم باید مراتب کثرت شوق و خوشحالی خودم را به خاطر غالب شدن نظر رهبری و نقش رهبری در سیاست به جای غلبه گفتمان جامعه مدنی و قهقرای توجه کردن به اصول اولیه سیاست دینی و اینها، به عرض برسانم. حتی وبلاگ‌های ضد انقلاب هم نظر رهبری در مسائل برایشان مهم شده و دیگر فهمیده‌اند که نائب امام زمان همه کاره این مملکت است. خدایا شکر!

۲. فضای مشایی‌زده.. و این آن چیزی است که او می‌خواهد. هرچند شاید اینجا هم فیلتر شود ولی بگذارید نظرم را بگویم. مدرک و سند هم نخواهید: البته مشخص است که این احمدی‌نژاد است که مشتقانه مشایی را حفظ کرد و کنار خود نگه داشته ولی من با روند اخبار و اطلاعاتی که در این سالیان داشته‌ام به نظراتی (البته فقط برای شخص خودم) رسیده‌ام. اینکه احمدی‌نژاد شاید ساده و عوامانه حرف بزند ولی در کل انسان تیزهوشی است (هوشنمدی صفتی است که آقا هم به آن اشاره کردند) و نحوه فعالیت‌های اجرایی و ریزبینی او این هوشمندی و ساده نبودنش را حداقل در این مورد برای من ثابت کرده است. اما چگونه است که با حساب هزینه و فایده کسی مثل مشایی را اینچنین نزد خود نگه داشته؟ جز غلبه مشایی بر احمدی‌نژاد است؟ می‌خواهید بخندید، مسخره کنید، عوام در نظرم بگیرید، خزعبلات بدانید و یا هر صفت دیگر اما به نظر می‌رسد چه با روند طبیعی هوشنمدانه و چه با روش‌های ماورای فقط می‌شود اینچنین احمدی‌نژاد را فریب داد. البته نه اینکه احمدی‌نژاد آدم بی نقطه ضعفی باشد که نشود به طور طبیعی او را فریب داد و یا اصلا دقیقاً هم نظر و عقیده مشایی باشد ( که بارها تفاوت نظر و رفع و رجوع نظرهای مشایی توسط احمدی‌نژاد را دیده‌ایم و هم نظر نبودن در بسیار موارد و فقط حس دفاع از مشایی داشتن مشاهده شده) بلکه به طور طبیعی انسانی مثل احمدی‌نژاد نباید فریفته انسان ساده و غیرهوشنمدی باشد. حتی هزینه دار بودن مشایی هم چندان مهم نیست، زیرا دکتر ثابت کرده است که اگر به حجتی برای خودش رسید پای هزینه‌هایش هم ایستاده، ولی حرکات بسیار ساده و عوامانه و سخنان به دور از اصول اولیه احمدی‌نژاد امری است که نمی‌شود از تضادش به آسانی گذشت. به هر حال آنچه به نظر می‌رسد توفق غیرطبیعی بر دکتر است و جز راهی غیرارادی و طبیعی نپیمودنی به نظر می‌رسد.

اما درباره آینده‌اش، هم اگر احمدی‌نژاد تا آخر این دوره از انتخابات با وضیعتی که بعد از انتخابات پیش آمده ترور نشود(!) و دوام بیاورد، مشکلی که پیش پای امت حزب الله است تیغ برنده احمدی‌نژاد نزد عوام و در نتیجه به تبع آن برنده بودن تیغ انتخاباتی مشایی برای ریاست جمهوری آینده است. البته مطمئناً(انشاء الله) مشایی رئیس جمهور بعدی نیست (با روند فعلی) خصوصاً اگر احمدی‌نژاد به سلامت به منزل آخر نرسد ولی با حمایت دکتر از اسفندیار در انتخابات کار سخت و امتحانی سخت‌تر پیش رو خواهد بود. چون خداوند دید که مردم در این امتحان اخبر پیروز سر براوردند، پس امتحانش را باز هم یک مرحله سخت‌تر می‌کند. همانطور که از ابتدای انقلاب بنا را بر همین گذاشته بوده و است.

اما در کل از شدت مشایی زدگی فضای اخیر حالت بدی پیدا کرده‌ام. ضمن اینکه حرکات بد رسانه‌ای که علیه مشایی این روزها صورت می‌گیرد(اگر از طرف خودش نباشد) مطمئناً کاری جز دامن زدن به مظلومیت و رخنه کردن او در اذهان مردم و ثابت شدنش خصوصا نزد دکتر نخواهد بود.

گویا سرگرمی جدیدی آقایان پیدا کرده‌اند که بعد از آمریکایی و اسرائیلی شدن موسوی(که درست هم هست) نوبت عنصر جدیدی است به نام مشایی که با یک تیر دو نشانه را می‌زنند هم سرگرمی جدید و هم دشمن خونی‌شان یعنی احمدی‌نژاد!

۳. این مدت که نبودم حرف برای گفتن زیاد داشتم( مال مفته دیگه!) ولی خب سرگرمی‌های دیگه و خصوصاً دردی که هنوز همراهی‌ام می‌کند مانع از تمرکز بر موضوعی می‌شود،‌و باعث می‌شود همین چند خط چرندیاتی هم که می‌نویسم تحت الشعاع قرار بگیرد و نشود.

همینجا از دوستی که مدت‌هاست اینجا را پیگیری می‌کند و با نام انتظار کامنت می‌گذارد و مسبب اصلی شروعی مجدد بر پست‌هایم شد تشکر کنم. انصافا این روحیه دادن‌ها تا حالا چندین بار به من کمک کرده.

۴. درباره مناظره ها و جذب حداکثری و دفع حداقلی هم بماند برای بعد. نمی‌شود یک دستی خیلی تایپ کرد!

مدتی است که وبلاگی در هرزوبلاگستان فارسی به نام «جریان احمدی‌نژاد» فعالیت می‌کنند که به قول دوستی معلوم نیست که چه اشخاص و گزیدگانی از روی کار آمدن گفتمان احمدی‌نژاد پشتیبانی می‌شود. و البته و انصافاً هم در باطل و نفاقشان هم خیلی خوب کار می‌کنند. البته به طور کلی نفاق و کفر در باطلشان همیشه قوی بودند و اهل حق در حق‌شان ضعیف و کاهل.

همانطور که به یُمن امدن احمدی‌نژاد با عیب‌های زیادش ولایتی بودن شعارش برای عده‌ای شد وسیله نون و آب و به قول معروف مد شد.این روزها هم مد شده از تقطیع بیانات رهبری برای کوبیدن افراد استفاده می‌شود.

در پستی از این وبلاگ که البته از سیاق پست‌هایش می‌شود به هاشمی پرست بودنشان پی برد آمده:

“مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود با طلاب، روحانیون و مبلغان دینی بین احمدی نژاد و رقبای انتخاباتی وی مقایسه‌ی جالب و معناداری کردند. ایشان در این باره فرمودند:

«خب، معلوم است هیچ کسى نمی‌تواند بگوید این کسى که انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى که انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ این طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد.»

این مقایسه بار دیگر نشان داد که رفتارهای خودمحورانه‌ی احمدی‌‌نژاد در برابر رهبری، علما، مراجع و قانون موجب شده است تا جایگاه احمدی‌نژاد در ارزیابی مقام معظم رهبری از شخصیت وی تنزل آشکاری یابد. به گونه‌ای که پس از مناظره‌های انتخاباتی احمدی نژاد تا کنون شاهد سیر نزولی حمایت‌های رهبری از وی باشیم.

مقام معظم رهبری البته خطاب به مخالفان احمدی نژاد هم فرمودند: «پابندى به قانون اقتضاء می‌کند که انسان ولو این رئیس جمهورى را که انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بایستى در مقابل قانون، خضوع کند… قانون، ملاک است، معیار است.»

به نظر می‌رسد اختلافات سیاسی و ساختارشکنانه‌ی موجود در جامعه برگ برنده‌ای را در دستان احمدی نژاد قرار داده است تا بتواند در یک حاشیه‌ی امن اهداف جریان خود را پیاده سازد و در شرایطی که بسیار‌ی از دلسوزان نظام وقت خود را صرف کنترل جریان سبز کرده‌اند احمدی نژاد با خیالی راحت مشغول پیشبرد اهداف خود است و شرایط آرام سیاسی مهم‌ترین مانع بر سر جریان احمدی نژاد خواهد بود.

امیدواریم هرچه زودتر این شرایط فراهم شود.”

این مطلب مضحک و مقایسه از سرِ درد و نفرت در حالی است که اولاً درباره میزان این حسن و قبح دو طرف در این قسمت گفته نشده و با مراجعه به بقیه سخنرانی می‌شود به این خنده‌دار بودن این نتیجه‌گیری پی برد. جملاتی مثل آنچه می‌اید روش پست فطرتانه این عده و استفاده ابزاری از بیانات رهبری را پی برد:

«بعضى از این آقایان یک سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت – و به برکت انقلاب اسم و رسمى پیدا کردند و همه چیزشان از انقلاب است، مى‌بینید که دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف کشیدند، خوشحالند، میخندند؛ اینها را که مى‌بینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید.»

«شعار طرفدارى از قانون میدهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام میدهند. شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد کارى میکنند که در عرصه‌ى طرفداران آنها، یک چنین گناه بزرگى انجام بگیرد»

«وقتى مى‌بینند همه‌ى آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اینها حمایت میکند، توده‌اى از اینها حمایت میکند، رقاص و مطرب فرارى از کشور از اینها حمایت میکند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند که کارشان یک عیبى دارد»

اینها نمونه کوچک بود از بیانات رهبری بود که اصل مقایسه و میزان آن را زیر سوال می‌برد و مهر تائیدی بر متوهم بودن این هاشمی‌پرستان که به تبعیت از سرورشان کاری جز ضربه زدن به احمدی‌نژاد ندارند. متوهمانی که همراه با توهم سبز شده‌اند و شاید هم بوده‌اند. البته شیوه این وبلاگ همیشه این بوده و با مروری بر این وبلاگ اگر آشنا به سیاق و بیانات رهبری باشید مرعوب خواهید شد.

در هر حال به نظر می رسد همانطور که یکبار دیگر هم گفته شد احمدی‌نژاد همانطور که در بی‌عرضگی دیگری پای رسانه‌ها خصوصا اصولگرا را از حوزه دولت بریده‌اند و بی‌عرضگی‌های دیگرشان جاهای دیگر ثابت کرده اند آنقدرها مثل جریان هاشمی که در گوشه و کنار مدیریت این کشور رسوحخ کرده و سال‌هاست حضور فعال دارد؛ قدرت ندارند که چیزی به اسم جریان احمدی‌نژاد داشته باشند و بخواهند کاری بکنند. اینها همه از سر توهم سبز است. البته شاید رنگ توهم اینها قهوه‌ای باشد!

آنطور که از قرائن بر می آید و برخی اخبار گفته‌اند، خبرگزاری فارس که قوی ترین و شاخص‌ترین سایت در حمایت از احمدی‌نژاد بوده و هست به دلیل انتشار اخبار انتقادی مورد بی مهری دفتر رئیس جمهور(مشایی) قرار گرفته. هرچند که مورد لطف قرار گرفتن خبرگزاری فارس بیسابقه هم نیست و زمانی توسط وزیر ارشاد وقت یعنی صفار چند روزی توقیف شد!

با این حال اخبار دولت و احمدی نژاد به خوبی در این خبرگزاری پشتیبانی می‌شود و مرجع خبری خوبی برای نیروهای انقلاب است. در حالی که شاید به خاطر این بی‌مهری ها انتظار دیگری می‌رفت.

روزنامه کیهان با اینکه بارها انتقادات تندی به دولت کرده و حتی یکبار مشایی را در صف خواسته‌های دشمن خواند و فردایش معذرت خواهی کرد و مطمئناً دل خوشی مثل خبرگزاری فارس از دولت ندارد نوع انتخاب تیتر و مطلب برخلاف سیل روزنامه‌های اصلاح طلب به نفع دولت بوده و مواضع صحیح و انقلابی دولت را تیتر کرده و آن را مشخص می کند.

شاید طبق روال عادی حداقل این باشد که نیازی دیگر به حمایت‌های سفت و سخت با این همه اختلاف نظر نباشد. دولتی که اینقدر کله شق و خودمحور است که حتی نسبت به حامیان خود اینقدر بی‌توجه است شاید حداقل نیاز نباشد که اینقدر حمایت شود و حالا که خودش اصرار دارد حامی نداشته باشد و در غیر رسانه ها و در عوام با انتخاب‌ها و اشتباهاتی مثل می‌رنجاند، نباید برایش کاری کرد.

اما واقعیت این است که رسانه‌هایی مثل فارس نیوز و یا کیهان به طریق اولی ( از آن جهت که تحلیل‌ها در کیهان بیشتر مورد توجه بقیه است و اینکه تحلیل‌ها در کیهان گاهی صفر و صدی چیده می‌شود و اینکه به طور کلی مواضع انقلابی گاهی شرایطی را می‌طلبد که کم رنگ شدن حمایت از برخی اشتباهات را می‌طلبد) و یا سایر نخبه‌گان همانطور که از ابتدا هم گفته‌ بودند حمایت از احمدی‌نژاد را حمایت گفتمانی و نه شخصی مطرح می‌دانند.

488759_origحمایتی که در برابر گرگ‌های خونخوار و آبرو بری برای نظام مثل موسوی‌چی‌ها و جلبک‌ها و یا به تعبیر دیگر سبزهای اموی تقویت می‌شود تا دشمن زمین بخورد. تا جبهه حق قوی بشود و رشد بکند. حمایت از شعارها و رفتار انقلاب و امام است و نه رفتار احمدی‌نژاد. شاید این روزها نام احمدی‌نژاد برای برخی شعارهای انقلاب «عَلَم» شده باشد اما این شعارها و اهداف است که مورد نظر است.

پس اگر کسی در راه حق باشد و هدف اصلی‌اش خدا باشد حتی اگر از کعبه هم او را بیرون انداختند به اسرائیل نمی‌رود! اگر واقعا خود احمدی‌نژاد هم به انها ناسزا بگوید باز هم دست از حمایتش بر نمی‌دارند چون می‌دانند که کجا را می‌زنند و کجا را ابیاری می‌کنند. می‌دانند که با تضعیف و شکست احمدی‌نژاد کجا شکست می‌خورد و با برقراری او می‌شود چه کارهایی را حتی اگر خودش هم نخواهد و نداند انجام داد.

یک وجه بصیرت در این میدان کارزار که سال گذشته مثال‌هایی از صدر اسلام مثل جنگ احزاب برای آن آوردند می‌شود به خوبی قبول کرد همین دقت نظرهای سیاسی و ریز است. نگاه کوتاه و فردی و موقیعتی و منفع طلبانه و بدون نگاه به شرایط کلی و جو امروز و ندیدن آینده همه از رشحات بی‌بصیرتی و نداشتن حساب هزینه و فایده در زندگی دینی و سیاسی امروز است.

سفرهای استانی دولت دهم بدون در نظر گرفتن گرایش سیاسی و اجتماعی‌اش و حواشی پیرامون آن  و بدون در نظر گرفتن رئیس آن٬ می‌تواند حرکتی با آینده‌ای خوب و اتفاقی زیبا باشد. تاکیدی که رهبری به یک دولت برای رفع مظلومیت از فرهنگ داشته با محور فرهنگی بعد از دو دوره برگزاری سفرهای استانی با محور سازندگی٬ برای این سفرهای شاید برآورده شود اگر آنچه که باید صورت بگیرد.

اما نکته‌ای که ذهنم را مشغول کرده و البته اقرار هم می‌کنم که چندان برای پی بردن به ساختارش تلاش نکردم٬ منظور از رویکرد فرهنگی در این سفرهاست. آیا صرف تشکیل کارگروه های فرهنگی و تصویب بودجه‌های فرهنگی و شرکت در رئیس دولت در این کارگروه و دیگر برنامه‌های فرهنگی یعنی رویکرد فرهنگی؟

آنچه که مشخص است ظرافت و حساسیت فعالیت‌های فرهنگی است و با توجه به برخوردهای غیر تخصصی در حوزه‌های مختلف کشور ما٬ لزوم متخصص فرهنگی و اراده برای توجه به این تخصص و حساسیت است. فرهنگ ما یعنی دین ما و وقتی به اهمیت و دقت‌ش اذعان کردیم نمی توانیم به راحتی از کنارش بگذریم.

به راستی چه اهل دقت و متخصصی در این سفرها راهبری فرهنگی را بر عهده دارد. اینکه رئیس دولت٬ همانطور که رهبری فرمودند در زنده کردن بسیاری از شعارها و فرهنگ‌های انقلابی اقدام کرده و رویکرد مذهبی کما بیش در فعالیت‌هایش مشاهده می‌شود٬ اما تخصص و تلاش او در زمینه اجرایی است و نه فرهنگی. و حتی گاهی کار مشکل می‌شود که امثال «مشایی» به عنوان اسلام شناس از طرف او معرفی می‌شود!

همه اینها مقدمه‌ای بود برای دقت در دوسفر مشهد و تبریز. برنامه‌ها به شکلی تنظیم شده و یا به هر دلیلی به شکلی صورت می گیرد که سخنرانی رئیس جمهور نزدیک و یا همزمان با نماز ظهر است. آیا فوت شدن نماز اول وقت مجتمعین برای سخنرانی رئیس دولتی که در سفری با عنوان فرهنگی آمده فعالیتی فرهنگی و یا تبلیغات فرهنگی باشد؟

حتی اگر بنا را بر صحت بگذاریم و البته که معمولا همیشه همینطور بوده و بگوئیم رئیس جمهور و اهالی سفر نماز اول وقت خود را می خوانند و بر سخنرانی ترجیح نمی دهد آیا نمی‌شود وقت و برنامه‌ها را با توجه به تجربه سه دوره سفر به شکلی تنظیم کرد که یا قبل از اذان برنامه تمام شود و یا حداقل برای تبلیغ نماز اول وقت هم که شده ترتیب نماز اول وقت و جماعت برای حاضرین داده شود؟ نمی‌شود گفت که عملی نیست که «کار نشد ندارد» و همت فرهنگی می‌طلبد.

این داغ فرهنگی برای نماز امری است که دقت نظر در این سفرهای فرهنگی را می طلبد. نمی‌شود بی اعتنا به نماز اول وقت و جماعت بود و برای امام عصر و تعجیل در فرجش دعا کرد!

نکته بعدی هم درباره یک کلمه از سخنرانی رئیس جمهور در سفر به تبریز :«دشمنان بدانند اگر مجددا به دنبال دغل‌کاری و مفسده در منطقه ما باشند، ملت ما پاسخش همان پاسخ قاطعی است که به اسلاف این آقایان داده است.» به راستی منظور احمدی‌نژاد از«اگر» در این جملات چیست؟ آیا مفسده و دغلکاری در منطقه ما دیده نمی‌شود؟ شرط اینجا معنی می‌دهد؟

همانطور که قول داده بودم قسمت دیگری از سخنرانی سید حمید روحانی را با هم می‌بینیم. این تکه فیلم چهار دقیقه‌ای قسمتی از تحلیل رفتارهای سیاسی هاشمی رفسنجانی توسط سید حمید روحانی است: وقتی هاشمی از تاثیر در رهبری ایران ناامید می شود رو به تاثیر در دولت‌ها می گذارد٬ با شخصیتی به نام احمدی‌نژاد روبرو می‌شود. خاطره ای از مسیح مهاجری از گفته رفسسنجانی قبل از انتخابات و روش برخورد سیاسی هاشمی با رای مردم و نمونه ای تاریخی از بالاتر دیدن خود از رهبری در ماجرای بنی‌صدر هم آمده: