مدت طولانی وبلاگم در دسترس نبود. بعد از راه افتادن دوباره هم مواجه شدیم با از دست رفتن اطلاعات یک سال اخیر.
یک سالی که خیلی اتفاقات در آن رخ داده.
به هر ترتیب روزی ما هم گویا اینگونه رقم خورده و با تشکر از دوست عزیزم حسین سلیمانی که جایی برای گام آخر جور کرده تا فعلا سرپا باشد، تصمیم گرفته شده که گام آخر همچنان ادامه بدهد. حداقل به پاس خجالتهایی که این دوست به ما داده!
و شاید در این سال جدید معنوی که بعد از شب قدر برای تک تک ما شروع شده، بشود تغییرات و شروعی دوباره را شاهد بود.
حداقل برای دوستان بامحبت همین را فقط گفته باشم که کامنت ها و مطالب تقریبا از دست رفته، ولی به قول معروف «مرحوم مصنف زنده است»!
خواستید ما را از دعای خیر محروم نفرمائید.
سخن برای گفتن بسیار و این مدت شاید تلنباری از آن باشد که اگر توفیق بود، با هم مرور میکنیم.
امروز سری به سایت تابناک زده بودم و همین طور که داشتم خبرهای مختلف را نگاه می کردم، به خبری از محدود اخبار مثبت تابناک در مورد دولت برخوردم. این خبر در صدر اخبار وارده به سایت قرار داشت و معلوم بود که به تازگی آن را منتشر کرده اند، وقتی وارد این خبر شدم و ساعت انتشار آن را دیدم متوجه شدم که بله حدس من درست است و از انتشار آن بیش از چند لحظه نمی گذرد و تعداد بازدیدکننددگان پیشین خبر را نیز “صفر″ نشان می داد و معلوم بود که من اولین نفری هستم که دارم این نوشته را مطالعه می کنم. از آنجایی که این “اولین نفر بودنم” موضوع جالبی بود از صفحه نمایش عکس گرفتم تا آن را یادگاری نگه دارم.
در انتهای این خبر که به رشد ۵۰۰ درصدی اختراعات در دولت نهم اشاره داشت، پاراگرافی آمده بود که این دستاورد مهم را زیر سؤال می برد، از آنجایی که این روش سایت تابناک است که اخبار مثبت دولت نهم را پوشش نمی دهد و یا اگر نمی تواند آن را نادیده بگیرد، به نوعی سعی می کند تا آن ها را تحریف کند، ابتدا به این پاراگراف اهمیت چندانی ندادم و آن را اقدام معمول این سایت قلمداد کردم. اما از آنجایی که این پاراگراف بی سر وته بود به فکر افتادم تا به سایت “فردا” که تابناک ادعا می کرد خبر را از روی آن برداشته مراجعه کنم و ببینم متن کامل آن چه بوده است. با مراجعه به سایت فردا و دیدن خبر (+) متوجه شدم که اصلا چنین پاراگرافی در آن وجود ندارد. (+)
وقتی دوباره این پارگراف سایت تابناک را خواندم متوجه شدم که این سایت مخالف دولت چه سوتی بزرگی برای تخریب دولت انجام داده است.
متن خبر فردا این بود:
مشاور عالی رئیس جمهور آخرین آمار اختراعات در دوره دولت نهم را اعلام کرد.
به گزارش «فردا» مجبتی ثمره هاشمی مشاور ارشد رئبس جمهوری در گفتگو با ویژه نامه جام جم از افزایش اختراعات ثبت شده در دوره احمدی نژاد خبر داده است.
بنابراین گزارش وی گفته است: اختراعات ثبت شده در سال ۸۳؛ ۴هزار و ۸۶۰ اختراع بوده است اما در سال ۸۷ این میزان به ۲۰ هزار اختراع افزایش یافته است.
ثمره هاشمی همچنین رشد میزان کل اختراعات را در دوره دولت نهم ۵۰۰ درصد اعلام کرد.
و در پاراگرافی که تابناک در آخر این خبر قرار داده بود، این چنین نوشته شده بود:
من به عنوان یک مخترع ایرانی میخواهم بگویم میزان اختراعات افزایش یافته؟ولی شما برای مخترعین چکار کردید؟؟من خودم با دفتر نهاد ریاست جمهوری تماس گرفتم انچنان برخورد بد و بی ادبانه ای کردند که از کرده خویش پشیمان شدم تعداد را نگوئید میزان حمایت ها را لطفا اعلام دارید.
یک لحظه مکث کنید و به این جمله فکر کنید، این نوشته شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟
بله درست گفتید، این نظری بوده که سایت مشعشع تابناک قرار بوده، آن را زیر این خبر چاپ کند!
همان طور که گفته شد مطمئنا تا هنگام ورود بنده به سایت، اصلا کسی خبر را نخوانده بوده تا بخواهد نظر بدهد و شاید به علیت مشکلات فنی، نظر او به جای محل خودش، در خود خبر منتشر گردد!
و تابناکیان پیشاپیش قصد داشته اند تا آن را به عنوان نظر یک “مخترع ایرانی” زیر خبر منتشر کنند.
صحبت کردن از طرف مردم برای مقاصد سیاسی کار بسیار زشتی است، ولی اگر مانند بالا آن را با نام “یک مخترع ایرانی” بخواهند منتشر کنند، کار بسیار بی شرمانه تر است!
متاسفانه این سایت که خود را منسوب به اصولگرایان می داند، مدت ها است که تنها و تنها هدف آن، تخریب دولت است و در جدیدترین اقدام خود نیز دولت ائتلافی متشکل از گردانندگان سایت و اصلاح طلبان را ترویج می کند و به همین علت، محبوب بسیاری از مخالفین دولت دکتر احمدی نژاد قرار گرفه است که از آن به عنوان اصولگرایی یاد می کنند که لابد حرف هایش علیه دولت، حقیقت دارد و به این ترتیب موجبات سواستفاده آنان را فراهم نموده است.
اما این ماجرا به خوبی نشان داد که خبرهای این سایت بر علیه دولت، حتی به کمترین مقدار ممکن نیز ارزش ندارد و سایتی که به خود اجازه می دهد با گستاخی چنین ماجراهایی را علیه دولت بسازد، قابلیت اعتماد ندارد.
تابناک که یکی از گردانندگان رسانه ای علیه دولت است و در تمام خبرهای آن می توان چنین چیزی را مشاهده کرد، از این به بعد تنها و تنها نام یک دروغگو علیه دولت را، یدک خواهد کشید، دروغگویی که حتی از دستاوردهای اینچنین دولت نمی گذرد و سعی می کند با داستان سازی و بهانه گیری واهی، آن را بی ارزش کند.
متاسفانه عملکرد تخریب گرانه این سایت علیه دولت مدت ها است که آن را از چشم خیلی ها انداخته است و این دروغگویی ها، نشان می دهد که لقبی که این روزها برای تابناک به کار می برند، بیراه نیست.
متاسفم که این سایت امروز به مرحله ای رسیده است که برای تولید اخبار منفی و وارونه کردن حقایق، از هیچ اقدامی صرف نظر نمی کند و قصد دارد جو جامعه را مسموم و مایوس سازد، جوی که رهبر معظم انقلاب به شدت نسبت به ایجاد آن، هشدار داده اند.
پ.ن : این قصه سر دراز دارد. (+ و +)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینک اصل مطلب
شاید بتوان از امواجی با آمدن دولت ارزشی نهم ایجاد شده، رویکرد به فضای مجازی باشد. البته برخی بر این عقیدهاند این یک آلترناتیو بیش نبوده و گذشت زمان و پیشرفتهای فضای مجازی ناچار حضور نیروهای ارزشی بوده. نیز شاید این نظر دوم را با این نکته تأیید کرد که فعالیتهای کنونی چندان برنامهریزی شده و قابل توجه نیست.
در هر صورت این حضور به هر دلیلی روزبهروز بیشتر میشود ولی از آنجا که هیچگاه خواستگاه اصلی فعالیت و صرف انرژی ارزشگرایان فضای مجازی قرار نخواهد گرفت و به همین دلیل شاید شاهد حضور تاثیر گذار و مهم آنان با توجه به مهمبودن و رتبه بالای ارزشهایشان نیستیم و حتی پائینتر از آن این حضور در مقابل جبهه مخالف هم بسیار سطحی تر است.
در همین راستا فعالیتهای انتخاباتی بود که البته حضور بسیار کم رنگ و محدودی را در انتخابات ۸۴ در برابر جبهه مخالف شاهد بودیم. اما امروز به وجود در موضع قدرت بودن (هرچند بنا به ارزشهای پذیرفته شده آنان بر خلاف جبهه مخالف استفاده نمیشود) و پیشرفتهای آنان شاهد وبلاگها و وبسایتهای اقماری و هر روز رشد کننده متفاوتی هستیم. یعنی دقیقاً در مقابل جبهه روبرو که هرروز شاهد بوجود آمدن سایت از زمین هستیم و شاید روزی نباشد که به اقمار و گردونه چرخیدن مطالب ثابت در آنها افزوده میشود، در این جبهه نیز شاهد هستیم اگرچه شاید به خاطر نبود منابع مالی از سایت معمولاً خبری نیست اما وبلاگهایی را با محتواهای متفاوت تولید میشود.
در اینجا نمیخواهیم به آسیب شناسی بپردازیم، اما برخی ضعفها آنچنان نمود بدی ایجاد میکند که اصل وجود را زیر سوال میبرد. نمونه آن بوجود آمدن وبلاگی با عنوان جنبش دعوت(!!!) از احمدینژاد است. وبلاگی در میزبان پارسی بلاگ و یک قالب پیشفرض که به شکل مضحکی در قسمتی از آن از مرکزی به عنوان طراح و پشتیبان یاد شده! هرچند شاید نفس این عمل در حد یک وبلاگ بیسر و صدا و مانند دهها وبلاگ که با موضوع مشابه آن وجود دارد، اشکالی نداشته باشد، اما گویا اینچنین نیست.
از همه جالبتر و شاید تأسف آورتر درج خبر وجود چنین وبلاگی در سایتهای خبری گوناگون بود. بدون اینکه اسم و رسمی از بوجود آورندگان آن باشد. جالبتر اینجاست که وبلاگهایی بسیار پربارتر برای معرفی اینچنین وجود دارد.
و غم انگیز بودن ماجرا اینجا عیان میشود که سایت خبری وبلاگ نیوز چنین وبلاگ دست چندمی را با سایت حرفهای خاتمینامه مقایسه میکند.
به هر دلیل( که احتمالاً معرفی ابتدائی آن در بخش وبلاگهای خبرگزاری فارس بوده و به تبع قانون کپی – پیست سایت های خبری انتشار آن بوده) این وبلاگ به عنوان یک محور قرار گرفته، بدون هیچ مطلب خاصی برای گفتن و شکننده بودن آن.
مقدمه: به نظر من و بر اساس اصلی که برای خودم قائل هستم، پاسخ دادن و منتظر یک دیدگاه یک شخص خاص برای جواب دادن به آن بودن، اصلاض شیوه مناسبی برای نوشتن و فعالیت در فضای مجازی نیست. کما اینکه برخی دوستان شدهاند پاسخگو به اراجیف و هذیانهای برخیها که وظیفه تعریف شده برای آنان اینگونه موج ایجاد کردن است. همانطور که مخالف بودم با موجهای خانم توحیدلو، با جواب دادن به ادم بیدینی(با تصریح خودش در وبلاگش) مثل کمانگیر هم مخالفم و معتقدم اینکارها بزرگ کردن آنهاست. مدتی قبل نیز در وبلاگی کسی که خود را دارای تعلق خاطر به این نظام و ارزشها میدانست مطالبی را در وبلاگش منتشر کرد که البته مورد انتظار بود. کسی که با افتخار از ضدیتش با کلام رهبری درباره وجوب رإی دادن میگوید مطمئناً ارزشش پائینتر از این حرفهاست که در اینجا به او پرداخته شود. اما چون آن وبلاگ گروهی بوده و من برای مطلب شخص دیگری کامت گذاشته بودم و بعد نویسنده بیارزش دیگر آن چیزهایی را به هم بافته بود و در راستای اینکه من خیلی دلم میخواست به برخی مطالب اشاره بکنم، گفتم شاید بد نباشد که گذری هم بر خرابه آنان داشته باشیم!
از این نوشته که البته بهتر بگوئیم بیشتر بازی با کلمات است و اظهار فضل ادبیاتی(!) بر میآید که نویسنده قصد داشته به مذمت تبلیغات برای رسیدن به واقعیت بپردازد. البته پرداختن به موضع تبلیغات و تبلیغی با مسائل برخورد کردن موضوع مفصلی است که نگارنده مذکور هم گویا نمیخواسته به این موضع علمی برخورد بکند. تنها خواسته از تعریفهای خودساخته به نتیجهای که در انتهای مطلبش منتظرش بوده برسد. مطلب او پر از خلط کردن مباحث و عدم آگاهی به آمار و اطلاعات است و درکل میشود گفت مطلب او سنگی است مثل هزاران سنگی که هر روز در فضای مجازی در چاه انداخته میشود و صد عاقل نمیتوانند آن را بیرون بیاورند و از آنجا که پاسخ شبهه بر خلاف شبهه به چندین برابر انرژی و مطلب نیاز دارد، ما فقط در حد چند نکته بسنده میکنیم. نکتههایی که به قول نویسنده از کلی گوئی در امده و مشکلات نویسنده را مشخص و مصادیقش را نمایان میکند.
در قسمت اول مصادیق، کلاه از سر نویسنده میافتد و سراغ حکومت میرود و میگوید که اسلام ما ربطی به حکومت ندارد. یعنی با این کلام به این پیشواز میرود که…
* این مطلب را برای مدتی پیش داشتم می نوشتم که چون وبلاگم خراب شد و حدود یک هفته به آن دسترسی نداشتم، نشد که کامل بشود. اگر حوصلهای بود کامل خواهد شد. خواهشاً نتیجه گیری و اینها هم نفرمائید که مطلب ناقص است.
این مطلب فعلا بدون هیچ دلیل خاصی ناقص منتشر میشود.


