بایگانی: اردیبهشت, ۱۳۸۷

بگو به آن که در زیر طبقات زمین پنهان است، آیا صدای ناله و فریاد مرا میشنوی.
مصیبتهایی بر من باریدن گرفت که اگر بر روزها میبارید، روزها شب میشد.
من در سایه محمد در حمایت و یاری بودم و از هیچ دشمنی و کینهای نمیترسیدم و او جمال من بود.
امروز در برابر فرومایگان خاضعم و باک دارم به من تعدی شود که ظالم را با پیراهنم دفع میکنم.
اگر قُمری شب بر شاخهای بگرید من صبحگاه میگریم.
بعد از تو حزن و اندوه را مونس خود خواهم ساخت و اشک را اسلحه خود قرار خواهد داد…
نهج الحیاة صفحه۱۹۹

امروز، مکتب جامعة غربی و جامعه جهانیِ تحت سلطة فرهنگ غرب، مکتب هواپرستی است. هواپرستی را تئوریزه کردهاند و یک اسمهایی هم برایش قرار دادهاند و آن را میپرستند. در غرب هواخواهی یک «ارزش» است. دل انسان هر چه خواست، شما باید تواضع کنید. دل بخواهیها، «مقدس» است.
عالَمِ امروز، «بتکدهای» شده است که بُتش، «هوای نفس» است و زمانی که منجی عالم بشریت ظهور میکند، با این «بُت» مبارزه میکند. این «بت»، تفاوتهای زیادی با «بت»هایی دارد که حضرت ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام و رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله شکستند.
بت شکنی حضرت ابراهیم علیه السلام: حضرت ابراهیم وقتی با بتها مبارزه کردند و آنها را شکستند، او را با منجنیق در آتش افکندند. معلوم شد زمانهی حضرت ابراهیم دوران پذیرش «شکسته دیدن بتها» نیست.
بت شکنی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: اما پیامبر گرامی اسلام هنگامی که بتها را از خانه کعبه شکستند، او را تجلیل کردند. این تجلیل بیانگر این مطلب است که از زمان حضرت ابراهیم تا زمان پیامبر گرامی اسلام، «رشدی» در جامعه بشر رخ داده است که شکسته دیدن بتها، مورد «پذیرش» واقع شده بود.
بت شکنی امام زمان عجل الله فرجه: امام زمان عجل الله فرجه برای شکستن بُت هوای نفس میآیند. از زمان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله تا آخر الزمان، باید زمینة پذیرش شکسته شدنِ سرسختترین بُت، یعنی «بُت هوای نفس» فراهم شود. امام زمان عجل الله فرجه، زمانی تشریف میآورند که این زمینه در بین مردم عالم وجود داشته باشد. زمانی نمیآید که اگر بُت شکستند، مثل حضرت ابراهیم علیه السلام، برایش آتش فراهم کنند. تا وقتی بشر آمادگی بُت شکنی و مبارزه با منفورترین بت را پیدا نکند، حضرت تشریف فرما نمیشوند.
امروزه، طاغوت و مستکبران دنیا، از طریق ترویج همین بُت پرستی است که بر مردم دنیا چیره هستند و راه تسلط خود بر عالم را توریج هواپرستی میدانند و از همین طریق به مبارزه با نظامهای ارزشی دنیا میروند. برخی کارشناسان سازمان سیا میگویند برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی و ساقط کردن آن، باید «هواپرستی» را در «فرهنگ» ایران نهادینه کنیم. برای این کار بندهایی را برشمردهاند که یکی از بندهای آخرش این است که باید چند چیز را در ایران نهادینه کنیم:
۱. قانونی کردن همجنس بازی: میگویند ما باید کاری کنیم همجنس بازی در ایران قانونی بشود. امّا چرا دنبال قانونی کردن همجنس بازی هستند؟ چون همجنس بازی به معنای غربی آن، یکی از مظاهر عریان و فاحش هواپرستی است. در معنای غربی، همجنس بازی به صورت یک رفتار و نهاد اجتماعی در فرهنگ جامعه پذیرفته شده است؛ هر چند مردم آن را زشت بدانند امّا دیگر قانونی و نهادینه شده است.
۲. قانونی کردن روابط آزاد دختر و پسر: میگویند باید کاری کنیم که در ایران روابط آزاد دختر و پسر جا بیفتد و دیگر کسی نتواند به عنوان دفاع از ارزشهای دینی به این گونه روابط تعدّی بکند.
یعنی ترویج فرهنگ «خودخواهی». میگویند ما باید «خودخواهی» را در بین جامعة ایران ،مخصوصاً جوانان، رواج بدهیم. «دلم میخواهد» را باید فرهنگ کنیم. باید کاری کنیم که جوانان یاد بگیرند هر کاری که دلشان خواست انجام دهند.
همهی این برنامهریزیها به خاطر این است که ما مقدمهساز ظهور هستیم؛ میخواهیم زمینة شکستن «بت هوای نفس» توسط آقا امام زمان عجل الله فرجه را فراهم کنیم. همة دعوای ما با غرب سرِ این «بت هوای نفس» است. بقای آنها در گرو عمل به «دلم میخواهد» هست و ما هم با عمل به دلبخواهیهایمان، از بین میرویم.
در روایت میفرماید: هوای نفس، قویترین سلطنت را در عالم بشریت دارد. سلطنت هوای نفس خیلی محکم و با نفوذ است. ما زیاد هم مقصر نیستیم که به هوای نفس تن میدهیم و کم کم کارمان به پرستش هوای نفس میکشد. ما آدم های خیلی بدی نیستیم که هواپرستیم و هواخواهی داریم؛ بلکه این هوای نفس است که سلطنت بسیار محکم و با نفوذی دارد که به این سادگیها نمیتوان از دست آن رهایی یافت.
پینوشتـ…………………………………………………………………….
۱. در این دو روز کارهای زیادی برایم پیش آمد که فرصت به روز کردن حتی برای یک خط نداشتم. این مطلب را هم عجالتاً داشته باشید تا اگر فرصت شد دوباره مطلبی که دیروز میخواستم منتشر بکنم آماده بشود.
۲. عزیزی به اسم آقای ابطحی فروشانی ایمیلی برایم فرستاده و آورده:« نظر به ارائه نظرات اقتصادی ارائه شده توسط منتقدان دولت نظیر جناب احمد توکلی ، و با توجه به شدت تبلیغات انجام شده برای جلوگیری از افشاء واقعیت های اقتصادی کشور ، فایل ” نامه ای برای توکلی” را که به شکل نامه سرگشاده تدوین یافته ارسال می نمایم. لازم به ذکر است که در این نامه ، ضمن طرح نظرات اقتصادی منتقدان دولت و کاستی های این نظرات و عدم تطابق با واقعیات اقتصادی کشور، راه حل های مفیدی جهت سازماندهی اقتصادی ارائه و تدوین شده است. امید است این نامه را منعکس نموده و نسبت به درج آن اقدام فرمایید.» این هم لینک مورد نظر: Download

سلام آقای گنده!
این نامه را از آنجا که میدانم فقط هیکل بزرگ کردهای و سوادی نداری، و از آنجا که بزرگترم گفته دشمنترین نسبت به من تو هستی، میگذارم در سطل زباله تا دوباره که خواستی بروی غذا بخوری و عکس خودت را دیدی بدهی یکی از اطرافیانت برایت بخواند.
شنیدهام با دوستانت میخواهی امروز بشینی و ۶۰ سالگیات را جشن بگیری. ولی از آنجا که شنیدهام و دیدهام که این آخرین بار است، گفتم برای سرگرمی هم که شده این نامه را برایت بنویسم. ۶۰ سال عمر زیادی است. خصوصاً برای تو که یک محله از دست کارهایت دربهدر شدهاند. هر روز به یکی گیر میدهی و یکی را اذیت میکنی. خصوصاً صاحبخانهات که نصف اسباب و وسایلش را شکستی و او هم مجبور شده آنها را بیرون ببرد. چهرهات آنقدر در این شصت سال پیر و چروکیده شده که موهایت هیچ وقت مرتب نیست. چون خودت هم از قیافهات میترسی تا جلوی آینه بروی و موهایت را مرتب کنی. ولی برایم خیلی جالب است که گاهی کارهای بچهها را میکنی. انگار عقل بچگیات بزرگ نشده. میروی و بچهها را اذیت میکنی و به صورتشان چنگ میاندازی و صدایشان را درمیآوری. روزی نیست که صدای ترقه بازیات نگذارد که ما خواب راحت داشته باشیم. پدرم میگوید تو فرزند نامشروعی هستی و به خاطر همین است که هر دعوایی که در محله میشود یک پایش تو هستی. البته معنای نامشروع را نمیدانم ولی حتماً معنای بدی است که چندبار برای پدرم هم خط و نشان کشیدی. هرچند جرات نکردی تا درخانهمان هم بیائی. دوستانت که هرروز سرکوچه باهاشان جمع میشوی سرکوچه و به رئیس شهر فحش میدهی و نقاشی اطرافیانش را روی دیوار مسخره میکشی. واقعاً خیلی پرو هستی. حیف که آنقدر عمر نمیکنی تا من بزرگ شوم و بیایم حسابت را کف دستت بگذارم واگر نه آنقدر سرت فریاد میکشیدم و کتکت میزدم تا مجبور شوی از خانهای که صاحبخانهاش را اذیت میکنی فرار بکنی و دیگر به خانمها و بچههایی که در آن خانه میروند و میآیند آزاری نرسانی. شنیدم از پولی که دزدی میکنی به کسی که به زور شده پلیس محله میدهی تا کاری به کارت نداشته باشد. اینها را گفتم تا بگویم که خیلی رو داری که با آن دستهای کثیفت میخواهی در خانهای که به زور در آن هستی با رفقایت جشن بگیری. خانهای که به دروغ گفتی چون فامیلت را کشته شده پس باید آنجا باشی. و آن رفقایی که همیشه کت و شلوار میپوشند ولی نمیدانم چرا حمام نمیروند تا هروقت از کنارشان رد میشود بوی بد بدنشان حالمان را به هم نزند. شاید یک روز آنها هم مثل تو شوند. البته گاهی درخانهمان میآیند و ما هم گاهی از مغازه آنها چیزی میخریم ولی دلیل نمیشود. البته از کنار مغازهشان که رد میشویم، پدرم دستم را محکم میکشد و مجبورم میکند سریع از آنجا رد بشویم، تا داخل مغازه را نگاه نکنم. پدرم میگوید زشت است. البته گاهی که اتفاقی نگاهمان داخل آنجا میافتد خودمان خجالت میکشیم و زود رد میشویم. یکی از دوستانت که اتفاقاً از فامیلهای ما هم هست خیلی اعصاب پدرم را خرد کرده و دارد موهای او را سفید میکند. با آنکه همسایه دیوار به دیوارمان است و ما مجبوریم زیاد به دیدارشان برویم ولی گاهی به تو کمک میکند و پیش بقیه فامیل آبروی خودش را میبرد. با اینکه… . این نامه را نوشتم تا بگویم از تو خیلی بدم میآید و خیلی خوشحال هستم پارسال که به آپارتمانی که یکی از فامیلهای ما آنجا مینشیند بدون اجازه رفتی و خرابکاری کردی، آن فامیلمان حالت را گرفت و تو هم گریه کردی و به قول پدرم فرار را بر قرار ترجیح دادی. باز هم پدرم میگوید که تو دشمن اصلی من هستی و از قول پدربزرگ خدابیامرز میگوید که باید از بین بروی و نابود بشوی. البته من هم گاهی حواسم پرت میشود و چیزهایی میخرم مثل تلفن اسباب بازی که بعد میبینم جای دست کثیفت روی آن است. باید دقت بکنم.
باز هم صدای ترقهی تو و گریه کودک و شیون مادر صاحبخانهات بلند شد. من هم هروقت اینها را میشنوم غمگین میشوم، اعصابم خرد میشود و نمیتوانم کاری بکنم، دیگر چه برسد به اینکه برایت ادامهی نامهام را بنویسم. لابد رفتهای از صاحب خانه بیکس و تنهایت برای مراسم جشن تولدت چیزی بدزدی و برای ساکت نبودن مراسمت صدای بچه دوماهه آنها را دربیاوری تا به جای آهنگ در جشنت باشد.
الآن هم برادر بزرگم عصبانی شده و دارد میگوید تو مرده هستی و جشن تولد نباید بگیری و مثل پدر و پدربزرگم میگوید بالاخره به زودی صاحب شهر میآید و تو را از بین ما میبرد…
به امید روزی که دیگر صدای گریه بچه و مادری را نشنوم
دوستدار مرگ تو
بچه ایران

مقدمه: عدهای از خوانندگان دیروز غیبت داشتند و در امتحان شرکت نکردند. ضمن اینکه پول شهریه گرفته میشود؛ (به ما چه! میخواستید شرکت کنید!) برای رفاه حال هموطنان(!) عزیز، رجانیوز زحمت کشیده سوال دیروز را لینک کرده. سوالات امروز کمی فرامنطقهای شده. ماشین حساب هم با خودتون نیارید که تخلف حساب میشه… . آماده… شروع… شد!
۱. در فرموده جناب حاجی (از دار و دسته اصلاح طلبان) جمله: «قضاوت در مورد ختم اصلاحات را به مردم بسپارید.» سپردن به مردم یعنی چه؟
الف) یعنی مردم در این مورد برخلاف صحبتهای قبلیمان بیشعور نیستند
ب) یعنی خرما و حلوایش با مردم
ج) یعنی مردم در مراسم عزا شرکت میکنند
د) شکست مفتضحانه در انتخابات مجلس و رای نیاوردن یاران خاتمی
۲. بالاتر بودن نرخ تورم ایران از کشوری مثل لبنان که صاحب درست و حسابی ندارد و چندین ماه است اصلاً رئیس جمهور ندارد با تورم حدود ۵/۳ درصد و یا کشورهای آفریقائی نشان از چیست؟
الف) بیعرضگی محض احمدینژاد. هیچ دلیل دیگهای هم نداره
ب) مؤیدی دیگر بر فرمایشات رهبری و اینکه دشمن تلاش مضاعفی برای نابودی ایران اسلامی دارد و در این راه برای شکستن ایران حتی از کمک به بقیه هم کوتاهی نمیکنند. و مافیا هم در این میان کوتاهی نمیکند.
ج) نشان از چند صاحب بودن اقتصاد. به عنوان مثال وقتی به گفته نائب رئیس مجلس، مجلس تغییرات اساسی در بودجه میدهد و هر بار سنگی دربرابر دولت میاندازند دیگر این بیمار صاحب ندارد
د) به موفقیت نزدیک شدن اصلاح طلبان و منتقدان دولت برای بدست آوردن شعاری هرچند عوامگرایانه برای نابودی دولت عدالتگرا
۳. با توجه به گزارش مرکز آمار ایران این معادله را حل نمائید:
رشد اقتصادی سال ۸۵ =۳/۶ درصد | رشد اقتصادی ۸۵ –(منهای) ۸۴ = ۷/۰+ | دولت احمدینژاد=؟
الف) مسبب همه گرانیها
ب) عامل فساد و تباهی ملت ایران
ج) مؤیدی است بر فرمایشان رهبری که پرده از نقشه دشمن برای دامن زدن به تورم و فعالیتهای ضد اقتصادی در یک سال اخیر برداشتند؛ بخصوص با نزدیک شدن به انتخابات جدید
د) این حرفها نیست، خدا هم که بیاد بگه، حرف مرد یکیه! همه مشکلات اقتصادی تقصیر احمدینژاده و مجلس هم اصلاً کارهای نبوده و غلط کرده کسی بگوید مافیا وجود داره…
۴. متن را به انگلیسی ترجمه کنید: (قالیباف: امروز صد در صد درآمد خانوادهها صرف تامین مسکن میشود… فاصله بین شمال و جنوب شهر در گذشته کاهش که نیافت، بیشتر هم شد)
الف) be man rai bedid, in ahmadi nejad hichi halish nist
ب) age man biam iran golestan mishe
ج) tablighat zood hengam va ezhare nazar rasmi dar bare chizi ke behesh rabti nadare
د) ahmadi nejad gand zade be tehran va man dorostesh kardam vali ba maskan dobare dare gand mizane, pas be man rai bedid, joone madaretoon!
5. (کیهان: در شرایطی که مردم مظلوم لبنان آماج حملات همه جانبه آمریکا و صهیونیسم قرار دارند، با این قبیل اظهارنظرها بهتر می توان دلایل حمایت آمریکا از اصلاح طلبان ایرانی را درک کرد!) نتیجهگیری فوق از طرف کجا نیست و چرا و به خاطر چه چیزی چنین نتیجهای گرفته شده؟
الف) شورای شهر تهران – ربطی نداره! – علم بهتر از ثروت است
ب) روزنامه کیهان برادر حسین – وظیفه هر شیعه – گفته معصومه ابتکار: کمک شهرداری تهران به مردم لبنان غیرشرعی است!
ج) ستاد پنچرگیری قطار! (یاران خاتمی سابق) – آدم حال خودشو که نمیگیره و راست نمیگه – چون اصلاح طلبن دیگه، آدم باید سطح توقعاتش رو بیاره پائین
د) عمو بوش – چون حالش رو بروبچ حزب الله گرفتن – مقصر اصلی تورم دولت است!
۶. دکتر ابراهیم یزدی در نامه ای به سناتور هیلاری کلینتون از مطرح ترین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چه پرسشی را با وی مطرح ساخته است؟
الف) سلام عزیزم! حالت چطوره؟ رای آوردی مثل عمو بوش ما رو فراموش نکنی… . قربانت، خاکسار پای جواهرآسا
ب) …پرسش من به عنوان یک ایرانی از شما این است اگر شما رییس جمهور بشوید و اسراییل به ایران حمله کند موضع شما چه خواهد بود…
ج) عمه کاندولیزا چطوره؟ خوبن؟ ما همه خوبیم. ملالی نیست جز دوری شما و این احمدینژاده!
د) آیا میدانید هلوکاست واقعیت نداره؟ آیا میدانید که شما را عددی حساب نمیکنیم؟ آیا فکر میکنید از شما میترسیم؟ مرگ بر آمریکا…
پینوشتـ…………………………………………………………………….
۱. جدای از نکاتی که در نامه رئیس جمهور به دکتر الهام وجود داشت، نکتهای بود که حالم را گرفت. البته امیدوارم که به خاطر تایپیست باشد. البته غلط مصطلح هم هست. و آن هم اینکه بعد از آوردن نام امام زمان لفظ «عجل الله» آمده بود. شما به خوبی میدانید که این کلام کامل نیست و معنا نمیدهد. یعنی مثلاً بگوئی: تعجیل کند خدا!!! باید کامل نوشته میشد عجل الله فرجه یعنی سرعت ببخشد خداوند فرج او را. بد سوتیای بود… بد.
۲. قابل توجه خوانندگان گام آخر اینکه این رفیق ما آقای حسن رضا عباسی که سه چهاربار مطلبهای قشنگش را گذاشتیم و شما هم کلی حال کردید و رجانیوز عزیز هم لینک کرد، یک وبلاگ داره به نام تلخند سیاسی که پیشنهاد میدهم حتماً بروید و ببینید و حالش رو ببرید…

مقدمه: یعنی چه روز جمعه تعطیل است؟ یعنی تلاش و تعالی هم تعطیله؟ خجالت داره… بلند شید… بلند شید… امروز هم امتحان داریم… چی؟… چرا غر میزنید… الکی شلوغش نکنید، امتحان امروز یک سوال بیشتر نداره. اما از فردا دوباره سرتون شلوغ میشه. در ضمن ادب داشته باشید و در عکس بالائی که مربوط به قضیه است، دنبال حاج آقا کروبی نگردید.
سوال: با توجه به این سخن مافوق گهربار از بزرگی همچون آیت الله العظمی مهدی کروبی بفرمائید چرا ایشان چنین حرفی زده و دلیل فرمایش دینی و علمی و منطقیشان چیست(سخنان احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا آبروی ما را برد)؟
الف) [...] – این سخن آقا:«…همین نمونهى دانشگاه کلمبیا، نمونهى خوبى است. انصافاً این منطق قوى و تسلط بر نفس – یعنى روحیهى خوب، اعتماد به نفس – و اعتماد به این منطق، کار خودش را کرد. البته پیداست که تمهیداتى صورت گرفته بود؛ بیست و چندتا کانال تلویزیونى امریکا و اروپا را بیاورند آنجا که مستقیم مراسم را پخش کنند، با آن کارى که انجام دادند و آن رفتارى که متأسفانه رئیس آن دانشگاه انجام داد که حقاً و انصافاً رفتار نامناسبى بود و رفتار یک شخصیت دانشگاهى نبود؛ بلکه حتّى رفتار یک آدم باشرف هم نبود. بنابراین پیدا بود که تمهیداتى کردهاند براى اینکه طرف را عصبانى یا شرمنده کنند؛ منفعل کنند و این را همیشه به عنوان یک سند زنده در جنجالهاى تبلیغاتى و سیاسى در دست داشته باشند؛ ولى خداى متعال این را عکس کرد و درست آنچه که میخواستند انجام بدهند، نقطهى مقابل آن بحمداللَّه انجام گرفت و دیدید که تصدیق و تأیید هم کردند. و من اعتقادم این است که در محیطهاى دانشگاهى، همچنان این مسئله به این زودیها در آن کشور از بین نخواهد رفت، به عنوان یک سؤال، به عنوان یک مسئله، به عنوان یک مطلب که چه بود قضیه، ادامه پیدا خواهد کرد.»
ب) دلیل نمیخواد، کلاً حرفهای ایشون درسته. از خوابیدن موقع شمارش آرا گرفته تا گوجه و دلفین – احمدینژاد یک آدم بیسواد و عقدهای و مازوخیسم است و همنوائی با برادران دشمن
ج) ای آقا یه حرفی زده دیگه… – انتخابات ریاست جمهوری
د) احترام به حرف آقا به منظور حمایت از دولت، ایجاد نکردن یأس و بدبینی نسبت به مسئولین، تعریفشان از سیاستهای خارجی دولت – این همه صحبت دارد آقا، نمیشود که همهاش را گذاشت.
پینوشتـ………………………………………………………
قابل توجه خوانندگان گام آخر اینکه این رفیق ما آقای حسن رضا عباسی که سه چهاربار مطلبهای قشنگش را گذاشتیم و شما هم کلی حال کردید و رجانیوز عزیز هم لینک کرد، یک وبلاگ داره به نام تلخند سیاسی که پیشنهاد میدهم حتماً بروید و ببینید و حالش رو ببرید…
