بایگانی: مرداد, ۱۳۸۷
در افواه مشهور است که تا کسی عاشق چشم و ابروی کسی نشود برایت کاری نمیکند. البته برخی صدای خوب را هم دلیلی برای کار کردن بی منت گفتهاند.
هنوز دود سیاه ناشی از انهدام حزب و حزب گرائی در کشور که در انتخابات اخیر بلند شده است نخوابیده و من هنوز سخنان رهبری را درباره عدم مقبولیت و شرافت حزب که قبلا با هم مرور کردیم را فراموش نکردم. به راستی حزب گرائی به معنایی که این روزها مشهور است، ناشی نمیشود مگر دور بودن اول از خواست خدا و بعد مردم.
یک مقایسه جالب. جناب لاریجانی که اعتقاد و ارادت عجیب و جالبی نسبت به حزب و کار حزبی دارند در افاضاتی در همایش هفته جهانی مسجد فرمودهاند:کار مساجد فراتر از احزاب است. این یک نقل قول. و اما نقل قول دیگر از جناب احمدینژاد است که گفته: هیچ حزبی کارآئی مسجد را ندارد.
نکته این جاست که آن آقا ضمن مشروعیت دوباره بخشیدن به احزاب، به مقایسه روی آورده و فرموده که حزب یک طرف مسجد هم یک طرف. با هم قاطی نکنید. اما این آقا گفته که حزب حتی کارائی یک مکان کوچک اجتماعی حتی مثل مسجد را ندارد و اصلا قابل مقایسه نیستند.
به هر حال هر چه بدبختی و مصیبت است در این کشور از کار برای نفسانیات است. تا زمانی که برای خدا و بندگانش کار نشود و به جای آنها من و حزبم هدف بشود، مگر اینکه دولتی غیرحزبی سرکار بیاید تا بتوان به آن اعتماد کردف البته به شرطی که احزاب نخواهند مانند آنچه در این سه سال گذشت، از کارکردهای خود استفاده بکنند و یک دولت حزب نساخته و نخواسته را بر زمین گرم بکوبند…

خیلی متاسفیم که اصلا مسجد با حزب مقایسه می شود، تحزب و فرقه فرقه شدن خجالت آور است.
البته در این آنچه نباید فراموش شود شعار این دولت درباره توجه بیشتر به مساجد و فعالیتهای نسبتا خوبی که الحمدلله تا کنون صورت گرفته است. ما همچنان به اصالت مسجد و فرهنگ اسلامی اصیل و نه مخلوط شده به غرب و حزب معتقدیم.

ای بندگان خدا! شما را به ترس از خدا سفارش میکنم، و شما را از منافقان میترسانم، زیرا آنها گمراه و گمراهکنندهاند، خطاکار و به خطاکاری تشویق میکنند، به رنگهای گوناگون ظاهر میشوند از ترفندهای گوناگون استفاده میکنند، برای شکستن شما از هر پناهگاهی سود میبرند، و در هر کمینگاهی به شکار شما مینشینند، قلبهایشان بیمار، و ظاهرشان آراسته است، در پنهانی راه میروند، و از بیراههها حرکت میکنند، وصفشان دارو، و گفتارشان درمان اما کردارشان دردی است بیدرمان، بر رفاه و آسایش مردم حسد میورزند، و بر بلا و گرفتاری مردم میافزایند، و امیدواران را ناامید میکنند، آنها در هر راهی کشتهای، و در هر دلی راهی، و بر هر اندوهی اشکها میریزند، مدح و ستایش را به یکدیگر قرض میدهند، و انتظار پاداش میکشند، اگر چیزی را بخواهند اصرار میکننند و اگر ملامت شوند، پردهدری میکنند، و اگر داوری کنند اسراف میورزند. آنها برابر هر حقی باطلی، و برابر هر دلیلی شبههای، و برای هر زندهای قاتلی، و برای هر دری کلیدی، و برای هر شبی چراغی تهیه کردهاند، با اظهار یاس میخواهند به مطامع خویش برسند، و بازار خود را گرم سازند، و کالای خود را بفروشند، سخن میگویند اما به اشتباه و تردید میاندازند، توصیف میکنند اما فریب میدهند، در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بنبست میکشانند، آنها یاوران شیطان و زبانههای آتش جهنم میباشند. (آنان پیروان شیطانند، و بدانید که پیروان شیطان زیانکارانند.)
بدون شک اگر نگوئیم هاشمی رفسنجانی سیاستمدارترین عنصر سیاسی ایران است، باید او را در رده اول آن قرار بدهیم. شاید در کنار وجهه مذهبی او که با عنوان آیت الله از آن یاد میشد و همواره به سبب تحت شعاع سیاست قرار گرفتن در محاسبات مورد توجه قرار نمیگیرد، یک چهره استثنائی از او ساخته شده. همه اینها در کنار تجربه بینظیر سیاسی اوست. عالم سیاست دارای استلزامهایی است که اهالی سیاست برای پایداری در آن باید به آن پایبند باشند. او از ابتدای انقلاب در متن جریانات سیاسی بوده و تا به امروز در همه صحنهها مستقیم و یا غیر مستقیم قرار داشته است. به همین خاطر کسی مانند او باید در همه جا رد پائی داشته باشد. این از ملزومات باقی ماندن در قدرت است. و در مرکز امور اجرائی قرار گرفتن، یعنی دولت سازندگی و نبود حضرت امام به عنوان فصل الخطاب ظاهری* فصل جدیدی از پرواز در عرصه قدرت را باز کرد و ناچار اگر فردی دارای تز خاصی مثل هاشمی، برای اداره قدرت یعنی پیشرفت و رفاه به قیمت نابودی قشر مستضعف زیر چرخ دندههای آن باشد، باید تلاشهای خود در بوجود آوردن تغییرات بکند و این نیاز به نفوذ در همه لایههای قدرت دارد. از اینجا کارگزان شکل میگیرد و تا آنجا پیش میرود که شعارشان این میشود: اگر بخواهی برایت این هواپیمائی که در آسمان در حال پرواز هست را برمیگردانیم! البته ما نظری به اینکه این قدرت برای خدمت است یا چیز دیگر نداریم و آن را به خدا میسپاریم و نیز عملکرد ایشان به خوبی پاسخگوی عیانی برای آن خواهد بود.
فضای تبلیغاتی انتخابات سال آینده آغاز شده. مشکلات دولت احمدینژاد که مقام معظم رهبری در حکم تنفیذ از او به خاطر سابقهاش به عنوان مدیری کارآمد نامبرده بودند، به دلایل مختلف خواسته و ناخواسته مضاعف شده. از طرفی فشارهای سیاسی و تخریبها و از طرفی تلاش برای تغییرات و ترمیمها مانند طرحهای زیربنائی و طرح تحول اقتصادی برای دولت شجاع نهم شرایط ویژهای ایجاد کرده. هاشمی که در سالهای آخر خود به سر میبرد، همواره باید در سودای به جای گذاری چهرهای ملی باشد. او که سابقهای مهم و تاثیر گذار را در انقلاب تجربه کرده، دو تجربه بسیار تلخ انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم را در کارنامه آخرین فعالیتهایش دارد که برای او هزینه بسیاری داشته. و هم اکنون با شرایط موجود، اطرافیان که برای حیات سیاسی وابسته به اویند، باید چنین او را در شرایطی چنینی قرار بدهند؛ شرایطی که هزینه آن بسیار اندک باشد.
هاشمی با استفاده از شیوه سیاستمدارانه خود با آرامی و یک شیب تقریبا ملایم مهرهچینیهای خود را آغاز و برای اینکار از جمعی نه چندان مهم در یک شهرستان شروع کرده. او در اظهار نظرهایش با استفاده از مغالطه دولت را در سه سال گذشته متهم کرده به اجرا نکردن قانون و اصلی که تازه به او ابلاغ شده است و یا در جمعی دیگر در میان دانشجویان از عدم توانایی و برنامه برای خرج کردن دلارهایی نفتی که برخلاف دولتهای پیشین چندین برابر شده میگوید، در حالی که اجازه استفاده آن در اختیار مجلس است. او همچنین چند روز پس از اینکه احمدینژاد برای تصحیح خبر نادرستی، اصل خبر مبنی بر نظر رهبری درباره وزرا را گفت و مورد شماتت به خاطر خرج کردن ولایت برای امور اجرائی شد، دست به خرج کردن رهبری در امور حزبی و تخریبی

بزرگترین مشکل هاشمی نداشتن پایگاه اجتماعی و داشتن پایگاه در لایههای قدرت است
خود شد و با نقل قولی صددرصد در تضاد با فرمایشات قبلی رهبری گفت که در این سه سال به خاطر این خواسته رهبری سکوت کرده. و این در حالی است که رهبری به خاطر حمایتهای قدرتمند و بیسابقه از دولت اساساً نیازی به تکرار آن در ایامی که ممکن است شائبه سیاسی داشته باشد، نمیبینند ولی هاشمی از این زمان به خوبی آگاهی دارد و استفاده میکند. او که حتی برای بازیابی قدرت و در تلاش اطرافیان برای دلجوئی از او حتی در کنفرانسها و همایشهای بی ربط به شأن او چون همایش بینالمللی جراحان دهان ، فک و صورت (!) حضور معنوی پیدا میکند، در یک دیدار با اهالی کشاورزی دامنه انتقادها را به آنجا هم کشاند. در هر صورت تنها نکتهای که از سوء استفاده هاشمی و انتساب کلامی کاملا عجیب و ناهمگون به رهبری، میشود برداشت کرد این است که تاکنون هر چه انتقاد از دولت میشده در واقع مخالفت علنی با رهبری بیش نبوده و البته نتیجه مهمتر این است که آنچه نیز اکنون بیان میشود هم در زمره تخریبها خواهد بود زیرا استفاده از این کلام برای رسمیت بخشیدن به خود در واقع نمایش آلوده بودن سیاست است. نمای دیگر این مهرهچینیها ایجاد زمینه هموارتر برای یک موج نهایی هرچند با لگد مال شدن انقلاب و همراهی دشمن با این صاحبان موج است. کما اینکه شاهد آن هستیم.
به هر شکل آنچه این روزها میگذرد برای عالمان عالم سیاست دارای پیچیدهگیهای زیادی است و گاه خود در تلاش برای افزون کردن این پیچیدگی هستند. با زمینه سازیهایی که در دولت نهم شده و در واقع دور بعد شکوفائی این بیخوابیها و تلاشهای افزون در این دوره خواهد بود، همهگان دندان تیز کردهاند تا این لقمه لذیذ را به چنگ بکشند. برای تحلیل این معادلهها و چینشهای مهرههای شطرنج سیاست نیاز به دقت و زمان بیشتری است که البته آنان در این میان ضرر نخواهند کرد که ضرر و نفع خود در خواست خدای خود گره زده باشند و خود را مامور به وظیفه بدانند و ابتدا رو به خودسازی بیاورند که امام این امت فرمود خود را بسازید مملکتتان ساخته میشود و سپس به جهاد واقعی بپردازند که فرمود جهاد دری از درهای بهشت است که خدا برای خاصان از درگاه خود باز نموده…
————————————————–
* هاشمی بارها از بیان مخالفت خود با نظرات امام بی پرده سخن گفته و هرچند در آخر خواسته امام را مبنا قرار میداد اما تاثیرگذاری و فشار بر امام توسط او به واسط کلام خودش انکار ناپذیر است.
مقدمه: اول اینکه از کپی ـ پیست کردن در وبلاگها اصلاً خوشم نمیآید. خودم هم این کار را نمیکنم، اما بعضی مطلبها همانی است که تو میخواهی بگویئ و کسی یا زودتر از تو پیش دستی کرده یا بهتر گفته و یا… . دوم اینکه این مطلب جناب حسین شریعتمداری در کیهان امروز بود. برای تائید و لذت بردن بیشتر یکبار دیگر با هم میخوانیم. به نظر من مسئله واقعی و مهم امروز ما پرداختن به اینگونه مسائل است.
بیانات دیروز رهبر معظم انقلاب در سالروز میلاد حضرت صاحب الزمان- ارواحنالتراب مقدمه الفداء- اگرچه به گونه ای بود که حتی حروف اضافه در سخنان ایشان نیز اضافه نبود و همه گفتنی ها برای مخاطبان حاضر و غایب حکیمانه و شنیدنی بود، اما در آن میان، بخشی از بیانات آن بزرگوار توجه بیشتری را به خود جلب می کرد و از آنجا که حضرتش هرگز سخنی به گزاف و نکته ای به خلاف نگفته اند، این بخش از سخنان دیروز آقا را می توان از یکسو خبری حیات آفرین و روح نواز و از سوی دیگر هشداری با جانمایه آماده باش تلقی کرد. آقا در این بخش از بیانات خود فرمودند؛
«در وضع کنونی جهان، حتی ملتی نظیر ملت ایران که توانسته است پرچم عدل و داد را بلند کند، مورد هجوم و ظلم قدرت هاست و این نشان می دهد که دنیا حقیقتاً پر از ظلم و جور و تشنه نسیم روح بخش عدالت است»… و در خبرها آمده است مراد غایب ما – ارواحناله الفداء- هنگامی خواهد آمد که دنیا پر از ظلم و جور شده و مردمان تشنه عدالت مهدوی(عج) باشند.
امام راحل ما(ره) نیز بارها از واقعه بزرگی که در راه است خبر داده و از جمله می فرمود؛
«… و امیدوارم که ان شاءالله با عنایات خاصه ولی عصر- ارواحنا له الفداء- این کشتی متلاطم انسانیت به ساحل نجات برسد و مستضعفان جهان بر مستکبران ظالم پیروز شوند و امید است که حکومت بزرگ همگانی حضرت- سلام الله علیه- بزودی برقرار شود و چشم همه ما و همه مسلمین جهان را به نور مبارکش روشن فرماید…»
و می فرمود؛ «خداوند همه ما را از این قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی را به سرمنزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت، حضرت مهدی موعود- ارواحنا لمقدمه الفداء- رد کنیم…»

خبر اول دنیا به یقین در پیش است، اما، اگر نزدیک باشد... چه سعادت عظیمی و چه مسئولیت سنگینی
آیا خدای مهربان اراده فرموده است که مردم خداجوی ایران اسلامی، زمینه ساز حکومت جهانی مهدی (عج) باشند؟…
امام راحلمان(ره) از خدا می خواستند دل های ما را به نور هدایت خویش منور فرماید و «این انقلاب را تا انقلاب مهدی موعود – ارواحنا له الفداء- ادامه دهند» و دیروز، آقا می فرمودند، تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران از مقدمات آن حرکت عظیم تاریخی است و «ملت عزیز ایران با برداشتن این قدم بزرگ فضای واقعی انتظار را ایجاد کرده و نشان داده است که «کمربسته» حقیقی مهدی موعود است».
همه حرف من این است:
چرا همیشه تو منتظر ما هستی؟ چرا ما منتظر تو نیستیم؟
