بایگانی: دی, ۱۳۸۷

بیست و دو – سه روز از آغاز کودک کشی و وحشی گری در غزه گذشته. در چند سطح شاهد عکس العمل هایی بودیم.

یک سطح فطری و کاملاً طبیعی که چون هم نوع کشی و مظلوم کشی و کودک کشی در آن بوده همه جای جهان از روستاهای کوچک ایران گرفته تا هم جنس باز ها(!!!) و کمونیست ها در کشورهای مختلف ابراز انزجار کردند. هرچند به نظر من این عکس العمل خیلی ضعیف بود و باید هرکسی که این اخبار را شنیده بوده و می توانسته در راهپیمائی ها شرکت می کرد که یک حرکت میلیاردی در سراسر جهان می شد که نشد ونشان از بی رگ بودن و بی تفاوتی تاسف آور بیشتر مردم و کم کاری آن عده که اعتراض کردندف می باشد.

یک سطح کارهای روتین که تقریباً برای هر اتفاق دیگری قابل پیش بینی بود. آنچه که باید صورت می گرفت. هرچند به خاطر شدت ماجرا قوت هایی هم داشت مثل ماجرای کشتی چند هزارتنی کمک های هلال احمر ایران که همچنان دارد در آب های نزدیک غزه انتظار می کشد.

یک سطح برخی فعالیت های ویژه و حتی بیش از حد پیش روانه(!) است. پخش ویژه برنامه ها و دسته ها و برخی فعالیت های دیگر که بیشتر به دلیل مقارن شدن با محرم بود. یکی از بهترین کارها به نظر من ماجرای حرکت نمادین فرودگاه برای اعزام بود. البته طبق اخبار شنیده شده اصل تحرکات دانشجوئی خیلی هم ناشی از فکر و تلاش دوستان دانشجو نبوده و اصل و ریشه ان به عتاب و درخواست رهبری بوده. البته اشتباهات و مشکلات بسیار زیادی هم در این موج شهادت طلبی و غزه خواهی بوجود آورد. مثل ماجرای مسخره و بی ارزش رفتن به سفارت انگلیس یعنی باغ قلهک بود. و حتی خط و نشان کشیدن برای دفتر حفظ منافع مصر بود که صدای رهبری را هم درآورد و تند روی های دانشجویان را منع کردند و البته این در کنار تحسین حرکتشان در فرودگاه بوده. اخبار واصله از فرودگاه هم گاهی آنچنان تاسف برانگیز بود که شاید اصل آن را تحت الشعاع قرار بدهد. برخی دیگر گذشتن از مرزها هم قرین با بلاهت شده تا آنجا که عده ای از تشکل های دانشجوئی احمدی نژاد درخواست اعزام کردند(!) و یا حتی بامزه تر درخواست دانشجویان سیستانی از احمدی نژاد برای ارسال نیروی نظامی به غزه بود(!!) متاسفانه آسیب های که در حرکت ها برای غزه صورت گرفت بسیار بیشتر از اینهاست. حتی کم کاری ها هم تاسف برانگیز بود.

در اصل هم اسرائیل مانند همین نوشته ای است که با یک موج اقیانوس الهی از بین می رود و انگار که نه انگارگویا آتش بس هم اعلام شده و اسرائیل با چندصد کشته و هزار و اندی زخمی این جنگ مفتضحانه را پشت سر گذاشت. و یواش یواش این اتفاقات فراموش می شود و فضای جامعه گویا وارد فاز انتخاباتی می شود. چنانکه عده ای به میزانی که در تاریخ از بی تفاوتی ازشان یاد نشود یادی از غزه کردند و بعد به ادامه حیات دنیایی خویش ادامه دادند. حتی عده ای معتقد بودند که قرین شدن این اتفاقات باعث شد که نفهمند دهه محرمشان چطوری سپری شد(!) غافل از اینکه تازه امسال باید معنای دهه محرم را می فهمیدند.

خلاصه اینکه هر کس برای خودش در عالمی سیر می کرد و خدا هم آن بالا کار خودش را می کرد بدون توجه به اکثریت خاموش(!) و بی بته و اقلیت و انگشت شمارها(!).

می گویند در کتب دینی یهودی ها از شخصیتی نام برده شده که از بین رفتنش قرین با از بین رفتن اسرائیل می شود. و کسی که مشخصاتش با این شخص یکسان باشد همان شارون است که فعلا به زور دستگاه زنده نگه داشته شده.

البته حتی اگر طرفدار اسرائیل هم باشیم باید رسماً فاتحه رژیمی که نتواند عده ای را در دویست و پنجاه کیلومتر مربع که تا دیروز از گرسنگی در حال مرگ بودند شکست بدهد، همان بهتر که جمع بکند برود پی کارش! حتی ارابه های خدا (مرکاوا) هم زیر سوال رفته.

و در آخر اینکه داشتیم فیلمی که تبلیغات قدرت اطلاعاتی و جاسوسی و خرابکاری و تاثیر گذاری نظام سلطه را می دیدیم. خیلی درگیر فیلم که شدیم غزه به یادم آمد و با خودم گفتم اینها دیگر اگر تا دیروز برای ما قابل باور بود دیگر امروز نیست. دیگر قدرت و امکاناتشان با این جنگ و جنگ سی و سه روز کاملا زیر سوال رفت و اصلاً گاهی باید فقط با عنوان تخیلی به این فیلم ها نگاه بکنیم. حیف.. قدیم ها چقدر با این فیلم ها حال می کردیم!

پینوشتـ……………………………………………………….
یه مشت آدم بی جنبه از حالا با بلند شدن نابودی اسرائیل به دنبال جنگ و بعدش هم کنیز هستند!  :D

شاید سوالاتی که برای برخی تنقضاتی پیش اورده مقایسه شیوه و شدت برخورد با مسائل در جمهوری اسلامی است. چرا با فلسطین به این شدت برخورد می‌شود و برای عده‌ای که اکثراً سنی هستند با این توان و شدت حمایت می‌شود اما برای باقی کشتارها که حتی برخی به اسم شیعه بودن انجام می‌شود عکس العمل خاصی صورت نمی‌گیرد؟

تا آنجا که حتی یکی از علما گفته است که حوادثی بدتر از غزه در پاراچنار رخ می‌دهد یا در عراق و هر جای دیگر.

البته در همین ابتدای کلام عدم تلاش بیشتر و نبود توان بیشتر برای هماهنگی در جبهه‌های مختلف شاید باید مورد مذمت قرار بگیرد. اما آنچه در اینجا مورد غفلت قرار می‌گیرد دشمن در مقابل است، یعنی آنچه در برابر جبهه به شدت مورد حمایت ما، یعنی فلسطین قرار دارد، دشمن درجه یک اسلام است.

شاید برخی در این میان گمان کنند که حمایت‌های اینچنینی هم ناشی از یک کاری است که انجام شد و حالا در آن مانده‌اند و مجبور هستند حمایت کنند که اشتباهی بس ساده‌انگارانه است. همانطور که گفتیم در مرحله اول همان دشمن در مقابل است. ما در هیچ جبهه دیگر با دشمن اصلی دین اسلام (و نه تشیع) روبرو نیستیم. البته این جبهه که مشترک باشد در شرایط اکنونی که نیاز به تقریب مذاهب داریم، از یکی دیگر از وجوه این شدت در حمایت مقابله با دشمن مشترک است.

ضمن اینکه برخی از اتفاقاتی که در کشورهای دیگر می‌افتدف ریشه‌ها و دلایلش مبهم است. شاید دقت بر این نکته شده باشد که در زمانی که انفجارات و کشته‌ها در عراق زیاد شده بود، از لفظ کشته استفاده می‌شد و نه شهید. چرا؟ چون برخی از این انفجارات قومی و قبیله‌ای و حتی برخی کشته‌ها از بعثی ها بوده‌اند.

این ماجرا تا آنجا است که عده‌ای بر این عقیده‌اند که کشتارهای ریز و درشت در مناطق مختلف در مرحله اول ناشی از وجود دشمن اصلی که فعلا هدف اصلی ما قرار گرفته می‌باشد، و دیگر اینکه اینها برای فریب افکار شیعیان و احساسات درون مذهبی‌شان و غفلت از دشمن اصلی یعنی اسرائیل است.

برای توجیه این حرف را هم می‌شود زد که اینچنین هم نبوده که هیچ کاری نشده باشد، فعالیت‌های دیپلماتیک و غیز دیپلماتیک و حتی فعالیت‌های زیرزمینی از فعالیت‌هایی باشد که نشود برایش سندی آورد.

مخلص کلام اینکه میزان و شدت برخورد با مسائل یک همه جانبه نگری و اطلاعات کافی می‌خواهد که شاید بیشتر ما نداشته باشیم. پس بهتر است به اهلش واگذار کنیم و پیرو باشیم. البته قاعده کلی حمایت از مظلوم در برابر ظالم از خط مشی‌هایی است که رهبری برای ما تعیین کرده و مخصوص بر منطقه خاصی نیست ولی هم اکنون تاکید بر مقابله بر کافر حربی یعنی اسرائیل است.

وقتی می‌بینم عده‌ای شکایت می کنند ایران با موشک‌های دوربرد پس چرا کاری نمی‌کند و بعد استناد می‌کنند به حرف‌های آقا که باید به غزه کمک کرد و بعد هم می‌بینی کسی این حرف را می‌زند که یک چیزهایی متوجه هستف تعجب می‌کنی. یا دارد به اقا تیکه می‌اندازد و یا نمی‌داند این چیزها دست ولایت فقیه است.

وقتی عده‌ای دانشجو نامه به احمدی‌نژاد می‌نویسند که امکان ارسال نیروی نظامی به غزه را فراهم بکند، تعجب می‌کنی که یعنی اینها نمی‌دانند فرمانده کل قوا و رهبر که خط مشی سیاست خارجی را تعیین می‌کند کیست؟

وقتی عده‌ای به سید حسن نصر الله گیر می‌دهند که با توجه به فرمایش آقا که هر مومنی باید برای دفاع از مردم غزه کاری بکند و اگر ایران نمی‌تواند، پس چرا حزب الله که می‌تواند کار نمی‌کند؟

خیلی تعجب می‌کنم که عده‌ای تازه به دنیا آمده(!) خود را عقل کل می‌دانند و می‌خواهند از خدا هم جلو بزنند!

تازه بگذریم از عده‌ای کم فهم که در این ماجرای غزه به قول خودشان خیلی اتیشی شدند و از آقا و احمدی‌نژاد و سید حسن نضر الله تا حتی ایت الله العظمی سیستانی فحش دادند!!!

جل الخالق با این مخلوقاتش!

در کوچکترین و پرتراکم‌ترین منطقه جهان و هم اکنون خبرسازترین اتفاقاتی می‌افتد که برای همه مهم شده.

دو وجه را برای غزه از لحاظ دینی نزد مردم در پیش رو داریم.

طرح از نیویورک تایمز

1. عده‌ای که می‌گویند فلسطینی‌ها ناصبی هستند (یعنی به امیرالمؤمنین و معصومین ناسزا و لعنت می‌گویند) نه تنها حمایت از فلسطینی‌ها را غیرضروری می‌دانند، بلکه وظیفه خود نمی‌دانند. این عده شاید می‌خواهند خودشان را راحت کنند. بیائید کمی بی‌طرف‌تر به ماجرا نگاه کنیم. به راستی اگر کسی به ائین و  روش اهل سنت آشنا باشد به خوبی درمی‌یابد که اینچنین ایستادن و دفاع کردن و راضی به حکومت جائر نشدن در مرامشان نیست. با نکاهی به نماد اهل تسنن در عربستان و حکومت‌ها مانند آن که هم اکنون از اسرائیل درخواست نابودی حماس را دارند، با قاطعیت می‌شود گفت که اینان دیگر سنی نیستند! حتی برخی بر این عقیده‌اند اکثر حماس شیعه هستند و تقیه می‌کنند. کما اینکه از سران حماس تکیه و توسل به ائین و مرام و نام امام حسین علیه السلام دیده و شنیده شده است. پس حماس که هم اکنون سیبل اصلی در غزه است دیگر اینگونه نیست که بشود با برچسب‌هایی چون ضدیت و یا حتی بی‌ربطی به شیعه از کنار آن گذشت.

۲. عده‌ای می‌گویند که مردم در این میان دیگر به معنای واقعی کلمه سنی هستند! حتی تا آنجا کار شده بوده است که دانشگاه و محل‌هایی برای ناصبی کردن مردم در فلسطین توسط وهابیت و دشمنان اهلبیت علیهم السلام احداث شده است. مردمی عادی که به خاطر تبلیغات دشمن پرده‌ای در برابر نور برای آنها کشیده شده و کافی است که هدایت شوند، ولی هم اکنون به دشمنی می‌پردازند. پس باز همان حرف که ضرورتی به دفاع یا حداقل این همه تلاش برای مردم غزه لازم نیست، پیش می‌آید.
اما باز هم این عده چشم خود را بر دو گزینه بسته‌اند. اولاً اینکه دفاع از مظلوم در برابر ظالم وظیفه هر شیعه است. مگر نه اینکه از امیرالمؤمنین علی علیه السلام امده که اگر مسلمانی بشود که از پای زن یهودی خلخالی به ستم بیرون بکشند جا دارد که از درد بمیرد؟ آیا دین ما، ما را ملزم به دفاع از مظلوم نکرده. اگر بگویند که خب اینها دشمنان ما هستند، باید بگویم شما از کجا می‌دانید این مردم عوام و ساده که بر اثر تبلیغات گمراه شده‌اند دشمن ما باشند؟ این حدس شماست ولی دشمنی اسرائیل یک واقعیت است. اینکه لیونی وزیر خارجه اسرائیل بگوید: جنگ ما، جنگ عقیده است، به چه معناست؟ و اصلاً با یک نگاه دیگر آیا کودکان هم نباید مورد حمایت ما قرار بگیرند؟ آیا این درس امام حسین بوده است؟ آیا یاران امام همه از شیعه بوده‌اند؟
اینکه گفته شود مردم در این جنگ هیچ کاره و قربانی دو طرف شده‌اند و نیازی به این همه حمایت نیست هم عذر بدتر از گناه است. به فرض اینکه مردم از دو طرف هم بدشان بیاید(!) آیا مظلوم نیستند؟

اینها مطالب و سوالاتی است که در میان عوام و قشر خاکستری جامعه جریان دارد. و اگر نه خواص جامعه به خوبی به ضرورت ان دست یافته‌اند و حتی پیام رهبری هم اگر نبود به خوبی ضرورتش را دریافته بودند.

وقتی این مطلب را نوشتم متوجه شدم دیگران بهترش را هم نوشته‌اند! این از همه جالب‌تر بود.

مقدمه: حالا که دستم به نوشتن نمی‌رود بگذار حداقل به یک مطلب جالب که برخوردم، اینجا بگذاریم. مصاحبه سید محمد رضا فخری مدیر پارسی بلاگ. این دو تکه که انتخاب کردم برای من قابل توجه بود:

اگر سرویس پارسی‌بلاگ برای شما نباشد، از بین بلاگ‌سرویس‌های موجود، کدام را برای وبلاگ‌نویسی انتخاب می‌کنید؟
این سؤال را کلی‌تر می‌شود مطرح کرد: یک کاربر، طبق چه فاکتور‌هایی باید سرویسش را انتخاب کند؟ سرویس‌بلاگ‌ها چند جنبه دارند و فقط بعد فنی نیست که مطرح است. از حیث فنی باید سرویسی را انتخاب کنیم که آسان باشد و کاربر درگیرش نشود و در عین حال قابلیت‌های مختلفی داشته باشد.

جنبه‌های دیگری هم هست. مثلاً وقتی بلاگ‌سرویس را انتخاب می‌کنیم، در اصل داریم نوشته‌های خودمان را در محیطی که آن بلاگ‌سرویس عرضه می‌کند، به نمایش در می‌آوریم و در نتیجه تبلیغ صاحب سرویس را در نوشته‌های خودمان می‌آوریم و آن فرد و یا آن سیستم را از نظر مالی تقویت می‌کنیم. اگر از این بُعد به انتخابمان نگاه کنیم، انتخاب‌ها به نوعی معنادار می‌شوند.

ما در تاریخ اسلام داریم که یکی از یاران امام کاظم علیه‌السلام شتر‌هایش را کرایه داده بود به هارون‌الرشید، آن هم برای سفر حج. روزی امام به او فرمودند همه چیزت خوب است جز یک چیز. پرسید چه؟ فرمودند کرایه دادن شترانت به هارون. بعد فرمودند آیا تو دوست داری که هارون، زنده و پابرجا باشد که بازگردد و پول تو را بدهد؟ آن فرد پاسخ داد بله. امام فرمود کسی که دوست داشته باشد بقای آن‌ها را، از آنان خواهد بود.

ما باید به این توجه کنیم که آیا استفاده از خدمات فنی یک سرویس‌بلاگ و استفاده از فضا و نام آن سرویس و حضور ما در بلاگ‌سرویس، باعث تقویت شخص و یا جریانی می‌شود یا نمی‌شود، چه تقویت مادی و چه معنوی. و اگر می‌شود آیا طبق فاکتور‌های اجتماعی، فرهنگی، دینی و شرعی خودمان، این حمایت و یا عدم حمایت درست است یا خیر.

روز قیامت اگر جلوی من را گرفتند و گفتند تو به همراه آن ده هزار یا صدهزار نفر دیگر، کمک کردید که فلان شخص، فلان جریان فکری، فلان قدرت اقتصادی و فلان قدرت اعتباری را در راه باطل بگیرد و فکر خودش را گسترش بدهد و حرف خودش را بزند؛ می‌توانم جواب بدهم یا خیر؟

ما با انتخاب خودمان، پول در جیب چه کسی می‌کنیم؟ چه کسی را تبلیغ می‌کنیم؟ کی را باد می‌کنیم؟ یک کاربر ممکن است بگوید من این حرف‌ها را قبول ندارم. من می‌خواهم یک سرویس بگیرم که خدمات داشته باشد، ولی باید گفت که مسئله همین‌جا تمام نمی‌شود. بنابراین من آن بلاگ‌سرویسی را انتخاب می‌کنم که همه‌ی این ملاک‌ها را در بر بگیرد. در شرایط الان هم آن بلاگ‌سرویس، پارسی‌بلاگ هست و هیچ حرفی هم در این نیست.

و این قسمت:

با بلاگ‌سرویس‌های خارجی چقدر آشنا هستید؟
با بلاگ‌اسپات همان اول که پارسی‌بلاگ را راه‌اندازی کردم، کار کردم. همچنین اخیرا امکانات بلاگ‌اسپات و وردپرس را بررسی کردم. کم و بیش آشنا هستم.

نظرتان چیست؟
سرویس‌های پیشرفته و با امکانات خوب و قدرتمندی هستند.

این سرویس‌ها را برای کاربر‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنید؟
بحث اینکه یک ایرانی، یک سرویس ایرانی را انتخاب کند یا خارجی، از جهات مختلف قابل بررسی است. اگر کسی صرف مسئله‌ی فنی را مد نظر بگیرد و سبک و سنگین کند، به یک انتخابی می‌رسد. ما معتقدیم ورای مسئله‌ی فنی مسائل دیگری هم هست؛ از جمله مسئله‌ی اقتصادی و فرهنگی و همچنین امنیتی.

همه‌ی ما می‌گوییم «ایرانی! جنس ایرانی بخر» و از جهات مختلف این شعار را شعار خوبی می‌دانیم. در جاهایی که جنس ایرانی از جهت کیفیت با جنس خارجی قابل مقایسه‌ است، از نظر اخلاقی درست نمی‌دانیم که یک ایرانی جنس خارجی بخرد. و این‌ را ضربه به اقتصاد کشور خود می‌دانیم.

انتخاب سرویس‌بلاگ‌ هم همین‌طور است. وقتی در ایران خودمان سرویس‌بلاگ‌های خوب و با قابلیت‌های مقبولی هستند، چرا باید از سرویس‌های خارجی استفاده کنیم؟ با این کار هم به ملّیت‌مان صدمه می‌زنیم و هم در مقیاس کلان، به اقتصاد کشور لطمه وارد می‌کنیم.

از نظر امنیتی هم برای کسی که می‌خواهد در چارچوب هنجار‌ها کار بکنند، درست و موجه نیست. این امکان از نظر فنی هست که مدیریت وبلاگ‌سرویس، هر وقت اراده کرد، هر تغییری که بخواهد در صفحه‌ی شخصی افراد ایجاد کند. بلاگ‌سرویس‌های داخلی، همه در ایران مدیریت می‌شوند، دارای مدیران شناخته‌شده‌ای هستند و اگر مسئله‌ی تهدید امنیتی ایجاد شود، افراد شناخته‌شده و در دسترسی هستند که همه در چارچوب منافع ملی کشورمان عمل می‌کنند. ولی بلاگ‌سرویس‌ها‌ی خارجی این طور نیستند. اگر طوری شود که اکثریت قابل توجهی از بلاگ‌های داخل کشور، در خارج از کشور مدیریت شوند، در مواقع بحرانی، مثل جنگ‌های روانی، و یا حتی فیزیکی می‌توانند استفاده‌های خطرناکی از این وبلاگ‌ها بکنند. شما فرض کنید یک روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، ببینید صدها هزار وبلاگ ایرانی که روزانه میلیون‌ها بازدید دارند، با خبر یا آگهی‌ای باز شوند که باعث به هم ریختن وضع سیاسی-اجتماعی کشور شود و کشور را دچار بحران کند. این به عنوان یک جنگ روانی، کاملا محتمل است. ما امکان این جنگ روانی را نباید به دشمنان و کسانی که تحت کنترل قانون حکومت ما نیستند بدهیم؛ این کاملا بدیهی است.

پینوشتـ……………………………………………………………………

یاد استفاده کردنمان از کامپیوترهای صهیونیستی و انتشار اخبار و طرح بر ضد آنها افتادم!!!