بایگانی: اردیبهشت, ۱۳۸۸

مقدمه: آنچه می‌آید بخش‌هایی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب است که در سفر ۸ روزه به کردستان ایراد شده است. با توجه به اتفاق مهم و پیش روی فعلی که ایام انتخابات است، قسمت‌های انتخاباتی و انچه مربوط به اصلح است را انتخاب کردم و با هم مرور می‌کنیم.

«خدا را سپاسگزاریم که مسئولین با دلسوزى، مسائل مردم استانهاى مختلف را دنبالگیرى میکنند؛ من این را مشاهده میکنم، مى‏بینم. مسئولین دولتى چه در سفرهائى که میکنند – سفرهاى استانى – چه در تصمیم‏گیرى‏هاى دیگر، من مى‏بینم از نزدیک، با دلسوزى مسائل مردم را دنبال میکنند.»

«نکته‏ى دوم، حضور. حضور مردم در صحنه‏ها توانست دشمن را مأیوس کند. اگر مردم در این سى سال در انتخاباتها شرکت نمیکردند، در راهپیمائى‏هاى بیست و دو بهمن و روز قدس شرکت نمیکردند، در مراسم گوناگون، حضور خودشان و این حجم عظیم ملت ایران را به رخ دشمن نمیکشیدند، مسلماً هیبت ملت ایران، آنچنان که امروز هست، نمیبود. این حضور را حفظ کنید.
اینکه ما در همه‏ى انتخاباتها تأکید میکنیم که مردم در صحنه‏ها حاضر باشند و در صحنه‏هاى گوناگون حضور داشته باشند، به خاطر این است.»

«خوشبختانه دولت خدمتگزار نگاه به اقصى نقاط کشور میکند و مسائل اقصى نقاط کشور را مورد توجه قرار میدهد. من مى‏بینم، مشاهده میکنم، از نزدیک ناظر هستم، مى‏بینم نسبت به مسائل شهرستانها و استانها چطور دقت دارند.»

«معیارها مشخص است. در انتخابات، این آگاهى باید اثر کند؛ در بیان خواسته‏هاى ملت این آگاهى باید تأثیر بگذارد؛ در حضور گوناگون، در مسائل مختلف، این آگاهى بایستى اثر بگذارد. ملت ایران در انتخابهاى خود – معیارهاى انتخابات را من آن روز عرض کردم، این هم مکمل آنهاست – توجه کند؛ کسانى با رأى ملت سر کار نیایند که در مقابل دشمنان بخواهند دست تسلیم بالا ببرند و آبروى ملت ایران را ببرند. کسانى سر کار نیایند که بخواهند با تملق‏گوئى به غرب، به دولتهاى غربى، به دولتهاى زورگو و مستکبر، به خیال خودشان بخواهند براى خودشان موقعیتى در سطح بین‏المللى دست و پا کنند. اینها براى ملت ایران ارزشى ندارد. کسانى سر کار نیایند که دشمنان ملت ایران طمع بورزند که به وسیله‏ى آنها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا کنند، مردم را از دینشان، از اصولشان، از ارزشهاى انقلابى‏شان دور کنند. ملت باید آگاه باشد. اگر کسانى بر سر کار بیایند که در مراکز گوناگون سیاسى یا اقتصادى به جاى اینکه به فکر ادامه‏ى راه امام و ارزشها و اصول ترسیم شده‏ى به وسیله‏ى امام باشند، به فکر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستکبر بین‏المللى باشند، براى ملت ایران مصیبت خواهد بود. این آگاهى براى ملت لازم است»

«امروز و در دوران عظمت اسلام، سربلندى نظام اسلامى و سربلندى ملت ایران به خاطر مواضع ضد استکبارى‏اش، آدم مى‏بیند اگر کسى در تریبونهاى جهانى در مقابل آمریکا و اسرائیل و صهیونیسم و هم‏پیمانانشان بایستد و صریح حرف بزند، یک عده‏اى این جا خجالت میکشند! دست به دست هم میمالند ومیگویند: آقا! آبرویمان رفت! مثل همان خجالت کشیدنى که در دوران طاغوت، از نماز خواندن یکى میبردند. چرا خجالت بکشیم؟! مواضع صریح ملت ایران – و بخصوص جوانها – در مقابل ظلمها و ستمهاى بین المللى هرگز نبایستى متوقف بشود»
«اینى که یا مسئولان ما، یا در دوره‏هاى انتخابات مثل وضع کنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه دیگران حرفهاى غربى‏ها را تکرار کنند، این هیچ امتیازى محسوب نمیشود. امتیاز این نیست که ما آن چیزى را بگوئیم که غرب مى‏پسندد. اینها کسانى‏اند که با فکر ایرانى، فکر اسلامى، هویت اسلامى و ایرانى مخالفند. خدا را سپاس میگوئیم که ملت ایران آن رشد و آگاهى لازم را به دست آورد تا توانست بر این همه موانع فائق بیاید.»

«امروز من میتوانم با قاطعیت بگویم مسئولین کشور، همه‏ى همت خودشان را به کار میبندند براى اینکه بتوانند کمبودها را در همه‏ى مناطق جبران کنند.»

«دلهاى مسئولین از محبت به شما مردم میتپد و از عشق به مردم، مالامال و سرشار است؛ این را بدانید. و تلاشى که مسئولین کشور دنبال آن هستند، تلاش براى پیشرفت مسائل عمده‏ى کشور و از جمله مسئله‏ى اقتصاد کشور است. خوشبختانه توفیقات هم زیاد بوده است، کار هم زیاد شده است، کارهاى زیاد دیگرى هم باید انجام بگیرد.»

«ما به دل خودمان نگاه میکنیم، به دل مردممان نگاه میکنیم، رحمت الهى را مشاهده میکنیم. وقتى مى‏بینیم عزممان راسخ است، وقتى مى‏بینیم تحریک دشمن ما را متحرک نمیکند، اخم او ما را نمیترساند، وعده‏ى او ما را به او دلخوش و خوش‏بین نمیکند، میفهمیم رحمت الهى است؛ خداى متعال پشت سر همه‏ى این عوامل ظاهرى و مادى است؛ دست قدرتمند الهى پشت این نظام است و دارد او را به پیش میبرد؛ دارد هدایت میکند.»

«خدا را شکر میکنیم که امروز برخلاف دوران طاغوت، دولتها خودشان به سراغ مردم مى‏آیند. یک روزى بود که مردم باید زحمت میکشیدند، تلاش میکردند تا به حضور دولتها برسند؛ امروز به برکت اسلام، دولتها هستند که راه مى‏افتند و به استانهاى مختلف، شهرهاى مختلف و دورافتاده‏ترینِ نقاط کشور میروند؛ رئیس جمهور میرود، وزیر میرود، مسئولین گوناگون میروند. مردم بعضى از این جاهائى که رئیس جمهور در آنجاها حضور پیدا میکند، میگویند ما در دوران گذشته یک مدیرکل را هم در اینجا ندیده بودیم! راست هم میگویند. این از برکت اسلام است. اسلام حکومتها را موظف میکند که به دشوارترین کارها و به ضعیف‏ترین مردم بیشتر بپردازند تا به کارهاى آسان؛ و خوشبختانه امروز این وجود دارد. خدا را سپاسگزاریم.»

«انتخاب رئیس جمهور یعنى انتخاب رئیس قوه‏ى مجریه و کسى که اغلب امکانات کشور در اختیار اوست. و مى‏بینید اگر چنانچه رئیس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى این کشور انجام میدهد؛ میخواهند این نباشد.»

«بهترین کیست؟ من نسبت به شخص، هیچ‏گونه نظرى ابراز نمیکنم؛ اما شاخصهائى وجود دارد. بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگرى و تجمل‏پرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگرى باشد، مردم را به سمت اشرافیگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد. اینى که ما گفتیم امسال، سال حرکت به سوى اصلاح الگوى مصرف است، یعنى امسال سالى است که ملت ایران تصمیم بگیرد که با اسراف مبارزه کند. نمیگوئیم بکلى و یکباره و در طول یک سال، اسراف تمام بشود؛ نه، ما واقع‏بین‏تر از این هستیم؛ میدانیم این کار مال سالیان پى در پى است و باید کار بشود تا به این فرهنگ برسیم؛ باید این کار را شروع کنیم.
یکى از اساسى‏ترین کارها براى اینکه ما جلوى اسراف را بگیریم این است که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافیگرى نباشند. چطور میتوانیم اگر خودمان اهل اسراف باشیم، به مردم بگوئیم اسراف نکنید؛ «أ تأمرون النّاس بالبرّ و تنسون انفسکم»؛ «یا أیّها الّذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون. کبر مقتا عند اللَّه ان تقولوا ما لا تفعلون». اولین کار این است که ما مسئولین کشور را، افرادى انتخاب کنیم که مردمى باشند، ساده‏زیست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد کنند. این هم به نظر من شاخص مهمى است.»

«آگاهانه بگردید؛ برسید؛ و به آنچه که رسیدید و تشخیص دادید، با قصد قربت اقدام کنید؛ با قصد قربت پاى صندوق انتخابات بروید و خداى متعال اجر خواهد داد»

«چیزهائى را که انسان میشنود، باور نمیکند که از زبان نامزدها و آن کسانى که دنبال این مسئولیتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجیب و نسبتهاى عجیبى میشنود. این حرفها مردم را نگران میکند؛ کسى را هم به گوینده‏ى این حرفها دلبسته و علاقه‏مند نمیکند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب کننده‏ى اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همه‏ى این آقایان اوضاع کشور را بیشتر میدانم و بهتر خبر دارم، میدانم که بسیارى از این مطالبى که بعنوان انتقاد درباره‏ى وضع کشور و وضع اقتصاد و اینها میگویند، خلاف واقع است؛ اشتباه میکنند.»

پینوشتـ………………………………………………………………….
این مدت شاید فرصت نداشته باشم مطلب تحلیلی خاصی را بنویسم. یک مقدار فرصت‌ها بالا و پائین است.

این تصاویر کوهپیمائی آقا را از دست ندهید که نصف عمرتان بر فناست!

برای نمایش بزرگتر کلیک کنید

برای نمایش بزرگتر کلیک کنید

برای نمایش بزرگتر کلیک کنید

برای نمایش بزرگتر کلیک کنید

برای نمایش بزرگتر کلیک کنید

برای نمایش بزرگتر کلیک کنیداثر وضعی امور بر اشیاء و اشیاء بر امور، اعتقادی است که به آن رسیده‌ایم و قبولش داریم، و البته قبول نداشتن ما چندان هم تاثیر ندارد، چه اینکه خدا کارش را می‌کند، چه ما باور کنیم که امری وجود دارد یا وجود ندارد.

ایام انتخابات زمین آماده‌ای است که اتفاقات عجیب و غریبی در آن می‌روید و استعداد همه نوع روئیدنی هم در آن هست. وقتی خبر بی‌احترامی به اسامی ائمه اطهار و حضرت عباس (علیهم السلام) درهمایش تبلیغاتی موسوی را دیدم، گفتم که چند نفر یک غلطی کردند، هرچند که طرفدار موسوی بودند و به اعتراض به این کار هم اهمیتی ندادند، اما خب ماجرا محدود بود.

اما امروز دقتی را مشاهده کردم که به عدم رأی آوری موسوی ایمان آوردم، آن هم به خاطر اینکه کار از پای‌بست ویران است!

یکی از پرچم‌های سبز که در همایش‌های تبلیغاتی موسوی دست هواداران موسوی داده می‌شود را دیدم. در متن سبز کاغذ پرچم نوشته‌ای کار شده است. دقت کردم و دیدم که ای وای بر من! «اللهم صل علی محمد و آل محمد» کار شده است. داشتم با خودم فکر می کردم جماعتی که برای نوشته واضح و درشت اسم ائمه اطهار اینطور ارزش قائل نیستند، برای این پرچم که یک نوشته ساده و غیر مذهبی داشت چه خواهند کرد؟ به نظرم رسید واقعا یک تلاش و برنامه ریزی فقط می‌تواند برای اصرار بر این کار و در رده‌های بالا تبلیغاتی موسوی وجود داشته باشد که این کار صورت بگیرد. آیا ستاد موسوی برای بی حرمتی به اهل بیت دست به چنین حرکت کثیفی زده است؟

کسانی که مدعی دینداری و پایندی به علما هستند. این ها یک طرف و همین سوء استفاده از مقدسات برای رأی آوردن، یعنی رنگ سبز سیدی که مردم ایران برای آن احترام زیادی قائل هستند.

این آرایی که با بی حرمتی به اهل بیت و سوء استقاده دورغین از علاقه‌مندی‌های مذهبی مردم و در کنار آن ارزش قائل نشدن برای حرف‌های نائب امام زمان که دوباره بحث کمیته صیانت از آرا مطرح بشود، مطمئناً برکت از آن رخت بر خواهد بست و مسببان آن را جز آنچه خدا به آن وعده داده جایی نخواهد بود.

عصر که می‌خواستم کلاس بروم باران عجیبی گرفته بود. با خودم گفتم باران بهاری است و زود قطع می‌شود. دلم به دریا زدم و با دوچرخه مسیر ده دقیقه‌ای تا مدرسه را آغاز کردم. اما کمی برایم عجیب بود. هم آسمان و هم حالی که خودم داشتم. یعنی باران بدون اینکه به خاطر جو امروز بخواهم اغراق بکنم برایم عجیب بود. حال معنوی بدی هم نداشتم، برعکس همیشه.

تقریباً لباسم خیس خیس شد تا به مدرسه رسیدم و باران همچنان می‌بارید. گاهی سریع و گاهی تند. مثل کسی که هق هق گریه بکند و میان گریه‌هایش یاد خاطره‌ای بیافتد و گریه‌هایش تند بشود.

وسط‌های کلاس یکی از دوستان پیامی فرستاد و رحلت ملکوتی حضرت آیت الله بهجت را تسلیت گفت.

آنقدر برایم غیره منتظره و ناگهانی بود که سریع موبایل را در جیبم گذاشتم و توجه نکردم که بدون فکر به حرفم، با خودم گفتم که شوخی کرده! بدون اینکه فکر کنم که کسی با این چیزها شوخی نمی‌کند! و تا پایان کلاس کمی گیج و کمی هم بیخیال بودم.

کلاس که تمام شد، از کنار نگهبانی که رد شدم نگاهم به تلویزیون افتاد که نوار مشکی زده بود و از خادمین مدرسه گفت که آقای بهجت فوت کرده. و من منگانه سرم را تکان دادم و گفتم بله… .

آقای بهجت نماد تقوا شده بود. به خاطر کراماتی که از ایشان نقل شده است. چه بسا که از ایشان عارف‌تر هم باشد ولی حداقل آنچه بود، قوت قلب برای مومنین بود. حال که دل‌ها شکسته و پشتوانه‌شان در برابر دیده‌گانشان از بین رفت، در پناه چه مؤمنی این شهر از عذاب نجات خواهد رفت. سپر بلا در برابر گناه مردم شهر ضعیف شده. و این حداقلی برای امثال من ‌بی‌تفاوتِ بی‌احساس و بدون معرفت است.

هیچ وقت تصویری که در ذهم از ایشان هست با چفیه‌ای بر دوش شاید فراموش نشود. دوست امام زمان هم رفت.

ولی باران امروز عجیب بود… هنوز هم می‌گویم. حتی فضای بعد از باران.

درباره زندگی امید از دست رفته از زبان شاگرد…

شاید وظیفه اصلی رهبری در برهه انتخابات نشان دادن راه از بیراهه و بیان کلی محورها برای انتخاب مردم است. کما اینکه همیشه ایشان با راه نشان دادن و بیان کلی، به بیان وجوبی می‌پردازند.

اما گویا این دوره علاوه بر راهنمایی‌ها و توصیه‌های لازم بر راهنمایی‌های وجه دیگری بر بیانات ایشان افزوده شده و آن هم شکوه از اتفاقاتی است که پیرامون انتخابات می‌افتد.

«رهبر معظم انقلاب، از کسانی که در زمانهای مختلف از جمله در دوران انتخابات برای جلب توجه مردم، به تکرار حرفهای غربی ها می پردازند انتقاد کردند و افزودند: اینگونه حرفها هیچ امتیازی محسوب نمی شود بلکه مخالفت با تفکر و هویت «اسلامی- ایرانی» به شمار می آید.»

و جالب این جاست که این شکوه هم کمتر از چند روز قبل از شکوه‌ای دیگر بوده:

«چیزهائى را که انسان میشنود، باور نمیکند که از زبان نامزدها و آن کسانى که دنبال این مسئولیتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجیب و نسبتهاى عجیبى میشنود. این حرفها مردم را نگران میکند؛ کسى را هم به گوینده‏ى این حرفها دلبسته و علاقه‏مند نمیکند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب کننده‏ى اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همه‏ى این آقایان اوضاع کشور را بیشتر میدانم و بهتر خبر دارم، میدانم که بسیارى از این مطالبى که بعنوان انتقاد درباره‏ى وضع کشور و وضع اقتصاد و اینها میگویند، خلاف واقع است؛ اشتباه میکنند

به راستی این نامزدهایی که الان دارند فعالیت انتخاباتی می کنند، چه می‌کنند؟ به چه خدایی اعتقاد دارند؟

بیربط نوشتـ………………………………………………………..
رفته بودیم ستاد یکی از مناطق شهر برای ستاد مردمی که چندتا از رفقا زده بودند امکانات بگیریم، دیدم چقدر همین بچه‌ها فعال‌تر و با امکانات‌تر از آنها هستند. با اینکه این ستاد در مهمترین قسمت شهر هم واقع شده. می‌گفتند: آقای احمدی‌نژاد ستاد درست نکرده و به آقای ثمره هاشمی هم گفته خودتون برید هر کاری کردید و اینا! در حالی که در همون راسته خیابان سه چهارتا ستاد موسوی فعال است. دیگری می‌گفت که یکی از فامیل‌هایشان در یکی از ستادهای موسوی فعالیت می‌کند و از همان اول ۷ دستگاه کامل رایانه و چند میلیون پول برای کارهایشان به‌شان داده‌اند.