ویروس‌های ضعیف شده
تاریخ: سه شنبه, ۲۶م خرداد, ۱۳۸۸، ساعت: ۲:۱۰ ق.ظ

شاید خیلی از دوستان گمان کنند که دوران تبلیغات و انتخابات باید تمام انرژی را می‌گذاشتیم و الان رفتن سر کار و زندگی خودمان است. اما برعکس همیشه اینبار بعد از انتخابات بسیار مهم‌تر از دوران ان است. اتفاقاتی که افتاده و می‌افتد یک گردنه هولناک استف هرچند که راننده آن بسیار ماهر و از این پیچ‌ها را بسیار گذرانده، اما چیزی از خطر این پیچ و گردنه کم نمی‌کند.

اتفاقاتی که این روزها می‌افتد تنها بر نفرت ما از موسوی افزود و محبوبیت خاتمی نسبت به او! و البته خجالت از اینکه چرا بیشتر برای شناساندن موسوی به مردم تلاش نکردیم و خدای نکرده در این مصیبت‌هایی که برای جمهوری اسلامی پیش امده ما هم شریک باشیم.

از طرفی موسوی و ناموسش(!) این روزها به آتشی که پرافروخته شده، به خاطر پیری و خرفتی خود می‌دمند و با رسانه‌های دشمن مثل بی بی سی و رادیو فردا مصاحبه می‌کنند، و آنها هم تمام وقتشان را صرف اینها می‌کنند، از طرفی هاشمی را می‌بینیم که قم رفته و در حال رایزنی است و هر روز بیشتر قدرت خود را به رخ رهبری می کشد!

آیا در گیر و دار این اتفاقات دو بانک یکی دولتی (سپه) و دیگری خصوصی و از دوستان هاشمی (پارسیان) باشند و فقط بانک دولتی آسیب ببیند عادی است؟

به خاطر آشوب‌ها و گسترش نیافتنش بسیاری از رسانه‌ها یا فیلتر شده و یا از طرف مشکل‌داران با مشکل روبرو شده‌اند، هرچند رئیس جمهور، با تدبیر و سیاست خود فرصت خدمت را از دست نداده ولی قدرت و هزینه زیادی را از بدنه اجرایی کشور گرفته.

شهرداری تهران که در توزیع سی دی نود سیاسی که آتش بیار این معرکه بود، این بار هم با اهمال در تمیز کردن و عادی جلوه دادن شهر کوتاهی می کند و قالیباف سعی می‌کند هرچند با حتیاط هم شده به هاشمی ادای دین بکند.

موسوی و دار و دسته‌اش حتی سعی کرده‌اند برای موجه جلوه دادن خود یک اعتراض کلی کرده، و از ان جهت که بر خلاف درخواست قانون کلی می‌باشد و احتمالا نتیجه خاصی دربرنخواد داشت، ضمن قانونمند جلوه دادن خود، به اشوب‌ها دامن خواهند زد.

با همه این موضوعات در طرف دیگر میدان خبرهایی نیز به گوش می‌رسد. اولین پیروزی سیاسی احمدی نژاد بعد از انتخابات: اوباما دنیس راس صهیونیست را از شغل نمایندگی آمریکا در مذاکره با ایران معزول کرد. توی خبر میگه دلیل این عزل پافشاری احمدی نژاد در تعویض این نماینده بوده.

آنچه مشخص است این اشوب‌های مضحک هم به زودی پایان خواهد یافت و نهایت تصوری که برای آن می‌رود قائله ۱۸ تیر است که با اشاره رهبری کاملا پاک خواهد شد. امیدوارم این اتفاقات‌ها هم مانند بسیاری دیگر همانند مثالی که بارها زده‌ام، سیستم واکسیناسیونی را برای انقلاب داشته باشد که با ورود ویروس های ضعیف شده، بیماری دیگری را از بدن بیرون بکند و جریان خون نظام را تندتر بکند. البته این پیش بینی بدماجراست و امیدواریم به اینجا نکشد، هرچند که اگر بکشد، همانطور که انقلاب وابسته به افراد نیست و انقلاب افراد نیست، خیلی‌ها را این سیل با خود به ناکجا آباد خواهد برد… .

پینوشت کلام اینکه در این میان بیش از همه سختی و ناراحتی‌ها بر دوش نائب امام زمان ماست که ما را هم غمگین کرده، هرچند که اگر دیگری غیر از احمدی‌نژاد یاور رهبر بود غصه ما دو برابر بود. و نیز جالب اینجاست که این اتفاقات را رهبری هنگام رای دادن پیش بینی کرده بودند!

عقب نشینی احمدی نژاد در برابر هاشمی!
تاریخ: دوشنبه, ۲۵م خرداد, ۱۳۸۸، ساعت: ۷:۵۲ ق.ظ

وقتی حرف‌های احمدی‌نژاد در برابر سوال های خبرنگاران را دیدم. نرمش و ملاطفت بیش از حد او را دیدم. وقتی که دیدم روزنامه کیهان نام منتظری و هاشمی را با هم آورد و احمدی ‌نژاد چیزی نگفت و جواب سوال‌های دیگر را دیدم، به آنکه یک مطالبه عمومی بر علیه هاشمی بوجود آمده، متوجه شدم که احمدی‌نژاد در حال احتیاط است. همه چیز برای عملیاتی شدن خیلی حرف‌ها علیه هاشمی وجود دارد.آرای بالا، شعارها و مطالبات مردم،  توقع و ارزوی نیروهای حزب اللهی. اما… .

وقتی احمدی نژاد در برابر این اغتشاشات مثال اثرات بعد از یک مسابقه فوتبال را زد و اغتشاشگران را به اغتشاشگران فوتبالی تشبیه کرد، به خوبی می‌شد متوجه بشوی که آن انتظاری که خیلی‌ها داشتند فعلا خبری از آن نیست!

وقتی همه در همایش شلوغ میدان ولیعصر علیه هاشمی شعار دادند و یک مطالبه عمومی حتی از رسانه ملی هم منتشر شد(!) انتظار یک حرکت انقلابی را مطمئناً خیلی‌ها داشتند. و وقتی که احمدی‌نژاد از مردم خواست که خشم انقلابی خود را نگه دارند. اما… .

برنامه میدان ولیعصر برای پایان دادن به اغتشاشات اخیر بود. اگر احمدی‌نژاد حرفی می‌زد مطمئناً آتشی به پا می‌شد.

هاشمی که انتخابات را دید، علی الظاهر کار خود را تمام شده می‌دانست. شورش به پا کرد تا از احمدی‌نژاد امتیاز بگیرد. شاید احمدی نژاد می‌توانست نهضت ضد ثروت و قدرت علیه هاشمی را ادامه بدهد، اما هاشمی مردم و امنیت را به خطر انداخت تا امتیاز بگیرد.

احمدی نژاد در برابر هاشمی فعلا عقب نشست تا مردم و کشور آسیبی نبیند. نگوئید که چه ربطی دارد؟ یعنی اطرافیان موسوی و حتی خود موسوی را مجزا از هاشمی می‌دانید؟

احمدی‌نژاد اگر می‌خواست ادامه بدهد این اشوب‌ها ادامه پیدا می‌کرد. هرچند که این ماجرا جمع شد، ولی در حقیقت هاشمی با صرف کردن انرژی سیاسی دولت و احمدی نژاد در این آشوب‌ها، دیگر توان و قدرت برای مانور علیه خودش را گرفت.

این یک تحلیل است.

پینوشتـ……………………………………………………………
به خاطر مشکل مدیریت وبلاگ فعلا نمی‌توانم عکس بگذارم :(

منتظری دوم، انقلاب سوم
تاریخ: جمعه, ۲۲م خرداد, ۱۳۸۸، ساعت: ۶:۳۳ ق.ظ

شاید یکی از عریان‌ترین صحنه‌های نبرد سیاسی، در این دوره انتخابات شکل گرفته است. خصوصاً با صریح‌تر شدن مواضع افرادی همچون دکتر احمدی‌نژاد و موسوی. آنچه دیگر می‌شود به وضوح به آن رسید، تقابل دو اندیشه ولایت محور و اندیشه مشکل دار با ولی فقیه است.

هر چند به لطف حاکم شدن گفتمان انقلاب بر دستگاه اجرایی تغییرات بسیاری در نحوه پاسخگویی کاندیداها به مطالبات مردم بودیم، تا آنجا که کلام رهبری و امام به ظاهر محور شد و حتی رقیب اصلی و در واقع ضعیف دکتر احمدی‌نژاد در آخرین برنامه تلویزیونی خود، کلامش را با سلام به امام زمان (عجل الله فرجه) آغاز کرد.

اما از آن جهت که طبق قراینی همچون قانون نانوشته ریاست جمهوری دو دوره‌ای هر فرد در ایران و بی‌پاسخ نبودن خدمات دکتر در سراسر ایران، به لطف خدا نتیجه انتخابات مشخص بوده و هست،  و در واقع انتخابات حاشیه این اتفاق بزرگ در حال انجام و شروع است. یعنی یک تصفیه و سبک‌تر شدن انقلاب برای پیشتازی است.

شاید برگ برنده جریان مخالف به ظاهر درون نظام در این گذار سیاسی، نه سی‌دی «نود سیاسی» با تیراژ ده میلیونی و با چراغ سبز شهرداری تهران، بلکه نامه اکبر هاشمی بود. نامه‌ای که باید نارضایتی رتبه بالای نظام و حتی شاید عمومی را از احمدی‌نژاد نمایندگی می‌کرد.

اما سخن درباره این نامه بسیار است. نامه‌ای بدون رعایت کوچکترین آداب نامه نویسی! بدون سلام و نیز به کار بردن «زید عزه» که حتی برای مراجع هم به کار نمی‌برند، چه برسد به رهبر جامعه اسلامی. نامه‌ای همراه به تهدید تلویحی. هرچند که رهبری را بر خلاف همیشه انتخابات مجبور به درخواست آرامش در ایام تبلیغات و حتی هشدار برای ایجاد شلوغی سر صندوق‌ها بکند.

درباره نویسنده نامه بسیار شنیدم و حتی چیزی را شنیدیم که تا کنون به خاطر احترام یا ترس و یا دلایل دیگر فقط به کنایه در جمع خصوصی می‌گفتیم. اما دکتر قسمتی را در رسانه ملی مطرح کرد. او کیست؟ شاید بهتر باشد بگوئیم الان او کیست؟ کسی که هر روز خود را بزرگتر می‌کند. دیگر می‌خواهد با لفظ آیت الله خطاب شود. هرچند که در زیر نویس تلویزیون برای شایعه‌ای که درباره پاسخ رهبری به نامه او آمده فقط از عنوان آقای هاشمی رفسنجانی استفاده کردند. کسی که رساله‌ی او در تیراژ عجیب چاپ و اماده توزیع است. کسی که بعد از چند بار تلاش برای قم آمدن گویا اینبار و دیگر پس از پایان یافتن خیلی چیزها به طور جدی می‌خواهد بیاید. چه اینکه تهدید کرده اگر احمدی نژاد رای بیاورد از مجمع و خبرگان استعفا خواهد داد!

در کنار همه این کدهای حرف و تنیجه دار، قسمت جالب محل انتخابی ایشان است. جایی نزدیکی منتظری و صانعی. گویا می‌خواهند مردم را راحت بکنند تا اگراتفاقی یا خدای نکرده بحرانی شکل گرفت، آنها کارشان را همانجا انجام بدهند و لازم نباشد چند جا تجمع بکنند!

به هر حال به قول دکتر: کسانی که بیست سال به دل آقا خون کرده‌اند، امروز فریادشان بلند است. گویا جریان منتظری دومی در حال شکل گیری است. البته این بار و این پالایش نظام بسیار دردناک‌تر و البته پر ثمرتر خواهد بود، اگر شکل بگیرد. هرچند پیش بینی‌ می‌شود به خاطر مدیریت و رهبری فوق قوی به آن شکل نخواهد بود.

در کل با نگاه به شواهد و درگیر نشدن در ظواهریی همچون گزینه‌های ضعیف شده‌ای همچون موسوی، آنچه در جریان است، انقلاب سوم می‌باشد. و هرچند محور ظاهری احمدی نژاد است، اما آنکه در این جریان بیشترین آسیب را دیده رهبری است و اوست که در این سبک و چالاک سازی انقلاب محور و اساس قرار خواهد گرفت.

فضا روشن‌تر شده و صبح نزدیک است…

پینوشتـ………………………………………………….
۱. انشاء الله این پیش نویس مقدمه‌ای باشد بر شروع مجدد و متوام نوشتنم بعد از مدت‌ها. با تشکر از دوستانی که به یادم بودند.

۲. مدیریت وبلاگ رو به روز کردم به همین خاطر نمی‌دونم چرا نمیشه عکس گذاشت!!!

انقلاب پوس می‌اندازد…
تاریخ: شنبه, ۱۶م خرداد, ۱۳۸۸، ساعت: ۳:۴۷ ب.ظ

شاید مطرح شدن نام هاشمی رفسنجانی و مطالبی پیرامون او و شکستن تابوی مقدس بودن حریم او بزرگترین اتفاق و در عین حال خنده‌دارترین به خاطر بزرگترین بودنش بود!

فقط می‌خواستم یک نکته را اینجا برای خودم بنویسم تا بعداً مفصل پیاده‌اش بکنم.

گویا انقلاب در یک دوره دگردیسی و رشد و کنار زدن زواید خود قرار گرفته. از یک طرف شاهد رانده شده افرادی که در انقلاب حضور داشتند و به عنوان استوانه نظام از آنها یاد می‌شد هستیم و مفاسدشان رو می‌شود و فردی به نام احمدی نژاد با روش انقلابی و آرمان و گفتار انقلابی دولت را در مسیر انقلاب قرار می‌دهد. این یعنی یک فرصت برای خانه تکانی و توجه انقلاب اسلامی به اطراف و یاران خود. این تغییر سیاسی در حالی در دوره ویژه یعنی دوره احمدی نژاد و زنده شدن گفتمان امام رخ می‌دهد که از طرفی دیگر قوه قضائیه در مسیر تغییر مسئول خود قرار دارد و ممکن است به بازتر شدن اندیشه مقابله انقلاب با یاران ظاهری خود و طهارت خود بیانجامد.

انقلاب در یک دوره ویژه و رشد ویژه قرار گرفته. بسیاری از مناسابات تغییر کرده و این بار انقلاب همراهان خود را پالایش می‌کند.

ما کجای این واقعه تاریخی و بزرگ هستیم. دهه عدالت و پیشرفت جای چه کسانی است و جای چه کسانی نیست؟

* یک شبهه پیرامون هاشمی که می‌گویند دزد رهبر را انتخاب کرده و رهبر را هم دزد! اولا احمدی نژاد کی گفت که هاشمی دزدی کرده؟ دوما مگر ما ماجرای منتظری را فراموش کرده‌ایم. این یک مغالطه است. انقلاب منتظر و برپا به افراد نیست. انقلاب حتی ممکن است همراهان خود را هم ببلعد… .

این فقط طرح مسئله بود.

فعلا همین مقدار…
تاریخ: شنبه, ۱۶م خرداد, ۱۳۸۸، ساعت: ۲:۳۰ ب.ظ

در این ۱۴ روزی که اینجا ننوشتم خیلی اتفاقات و موضوعات پشت سر گذاشته شد. شاید اگر می‌خواستم بنویسم روزی یکی – دو تا پست هم کم می‌بود. مدتی هم فکر کردم تا انتخابات ننویسم.

از طرفی فرصت نمی‌کردم، مدتی پهنای باند وبلاگم تمام شده بود و بعضی وقت‌ها هم وبلاگ بالا نمی‌آمد. در حالی که ایام انتخابات به منزله یک سکوی پرش و جذب مخاطب برای سایت‌ها و وبلاگ ها به حساب می‌آید و خیلی‌ها بار خودشان را در این ایام می‌بندند.

حالا به هر تقدیر و توجیه و با تمام علاقه‌ای که داشتم و موضوعاتی که بود و اصرار دوستان توفیق نبود که بنویسم و پای عهد خودم با خودم باشم. از این نوشته و این روز دیگر می‌نویسم به فضل خدا.. کارها شاید سبک تر شده باشد.

مشاهداتی که از تبلیغات‌چی‌ها و شعبون بی‌مخ‌های حامی میرحسین دیدیم، فیلم رقیصدنشان و از این قبیل، تا اتفاقات سیاسی در سطح بالا که البته دیگر همه جا نقل محافل و مجالس است و دیگر مثل یکی – دو ماه پیش نیست که فضای محدودی که اینجا هم جزء آن بود به آن بپردازد (شاید یکی از دلایل به روز نشدنم همچین فکری هم بود) تا اتفاقاتی که در ستادها می‌افتد و از طرفداران احمدی‌نژاد می‌بینیم.

مثلا خیلی برایم جالب بود که نشسته بودیم که پیرمردی که از قیافه و دستش معلوم بود کارگر باید باشد، وارد شد و سلام و خسته نباشید گفت. بعد دست کرد از پلاستیک سیاهی که همراه داشت و تا کرده بود یک سی دی دراورد و به ما داد تا ببینیم. می گفت آوردم ببینید این را دارید یا نه. من با لبخند و با اینکه می‌دانستم چه خبر است سی دی در دستگاه گذاشتم و یک نگاه سر سری کردم و گفتم: بله حاج آقا! ممنون این را داریم. در حالی که خودمان این سی دی را زده بودیم، اما آن مرد به اندازه خود احساس تکلیف کرده بود و به همین اندازه دلمشغولی و فکر کرده بود که ما را هم در جریان بگذارد. این اتفاقات اینچنینی و خالصانه گاهی آنچنان در ما تاثیر می‌گذارد که  نگو… .

«وفقنا لما تحب و ترضی»