بایگانی: آبان, ۱۳۸۸

آنطور که از قرائن بر می آید و برخی اخبار گفته‌اند، خبرگزاری فارس که قوی ترین و شاخص‌ترین سایت در حمایت از احمدی‌نژاد بوده و هست به دلیل انتشار اخبار انتقادی مورد بی مهری دفتر رئیس جمهور(مشایی) قرار گرفته. هرچند که مورد لطف قرار گرفتن خبرگزاری فارس بیسابقه هم نیست و زمانی توسط وزیر ارشاد وقت یعنی صفار چند روزی توقیف شد!

با این حال اخبار دولت و احمدی نژاد به خوبی در این خبرگزاری پشتیبانی می‌شود و مرجع خبری خوبی برای نیروهای انقلاب است. در حالی که شاید به خاطر این بی‌مهری ها انتظار دیگری می‌رفت.

روزنامه کیهان با اینکه بارها انتقادات تندی به دولت کرده و حتی یکبار مشایی را در صف خواسته‌های دشمن خواند و فردایش معذرت خواهی کرد و مطمئناً دل خوشی مثل خبرگزاری فارس از دولت ندارد نوع انتخاب تیتر و مطلب برخلاف سیل روزنامه‌های اصلاح طلب به نفع دولت بوده و مواضع صحیح و انقلابی دولت را تیتر کرده و آن را مشخص می کند.

شاید طبق روال عادی حداقل این باشد که نیازی دیگر به حمایت‌های سفت و سخت با این همه اختلاف نظر نباشد. دولتی که اینقدر کله شق و خودمحور است که حتی نسبت به حامیان خود اینقدر بی‌توجه است شاید حداقل نیاز نباشد که اینقدر حمایت شود و حالا که خودش اصرار دارد حامی نداشته باشد و در غیر رسانه ها و در عوام با انتخاب‌ها و اشتباهاتی مثل می‌رنجاند، نباید برایش کاری کرد.

اما واقعیت این است که رسانه‌هایی مثل فارس نیوز و یا کیهان به طریق اولی ( از آن جهت که تحلیل‌ها در کیهان بیشتر مورد توجه بقیه است و اینکه تحلیل‌ها در کیهان گاهی صفر و صدی چیده می‌شود و اینکه به طور کلی مواضع انقلابی گاهی شرایطی را می‌طلبد که کم رنگ شدن حمایت از برخی اشتباهات را می‌طلبد) و یا سایر نخبه‌گان همانطور که از ابتدا هم گفته‌ بودند حمایت از احمدی‌نژاد را حمایت گفتمانی و نه شخصی مطرح می‌دانند.

488759_origحمایتی که در برابر گرگ‌های خونخوار و آبرو بری برای نظام مثل موسوی‌چی‌ها و جلبک‌ها و یا به تعبیر دیگر سبزهای اموی تقویت می‌شود تا دشمن زمین بخورد. تا جبهه حق قوی بشود و رشد بکند. حمایت از شعارها و رفتار انقلاب و امام است و نه رفتار احمدی‌نژاد. شاید این روزها نام احمدی‌نژاد برای برخی شعارهای انقلاب «عَلَم» شده باشد اما این شعارها و اهداف است که مورد نظر است.

پس اگر کسی در راه حق باشد و هدف اصلی‌اش خدا باشد حتی اگر از کعبه هم او را بیرون انداختند به اسرائیل نمی‌رود! اگر واقعا خود احمدی‌نژاد هم به انها ناسزا بگوید باز هم دست از حمایتش بر نمی‌دارند چون می‌دانند که کجا را می‌زنند و کجا را ابیاری می‌کنند. می‌دانند که با تضعیف و شکست احمدی‌نژاد کجا شکست می‌خورد و با برقراری او می‌شود چه کارهایی را حتی اگر خودش هم نخواهد و نداند انجام داد.

یک وجه بصیرت در این میدان کارزار که سال گذشته مثال‌هایی از صدر اسلام مثل جنگ احزاب برای آن آوردند می‌شود به خوبی قبول کرد همین دقت نظرهای سیاسی و ریز است. نگاه کوتاه و فردی و موقیعتی و منفع طلبانه و بدون نگاه به شرایط کلی و جو امروز و ندیدن آینده همه از رشحات بی‌بصیرتی و نداشتن حساب هزینه و فایده در زندگی دینی و سیاسی امروز است.

فقط می‌خواستم بگم که « چی هست این اخلاص!» اکسیر اعظمه! «اخلاص» خیلی عجیبه.

کسی که اخلاص داشته باشه حالا در هرچی٬ باید سرتا پاش رو طلا گرفت. باید پرستیدش اصلاً.

خودم هم که اخلاص ندارم رو بیاد بندازم دور! به همین راحتی.

بی‌ربط: چه جرأتی دارند اینهایی که به آدم می‌گن:«مخلصیم!»

آٔقا خدا وکیلی برید روی این اخلاص فکر کنید. من داشتم الان روی یکی از کارهام و اخلاصش فکر می کردم گریه‌ام گرفت٬ دلم شکست و از خودم منتفر شدم. خداوکیلی آدم مخلص ادم عجیبیه! چون سخته.

در ضمن اینها رو بوسیله قاعده شناختن بوسیله اضداد نوشتم.

«و بالاخلاص یکون الخلاص» … تا فردا هم بشینیم درباره‌اش حرف بزنیم٬ فقط حرف زده ایم…

ای بابا… نمی دونم چی بگم… اخلاص.

سفرهای استانی دولت دهم بدون در نظر گرفتن گرایش سیاسی و اجتماعی‌اش و حواشی پیرامون آن  و بدون در نظر گرفتن رئیس آن٬ می‌تواند حرکتی با آینده‌ای خوب و اتفاقی زیبا باشد. تاکیدی که رهبری به یک دولت برای رفع مظلومیت از فرهنگ داشته با محور فرهنگی بعد از دو دوره برگزاری سفرهای استانی با محور سازندگی٬ برای این سفرهای شاید برآورده شود اگر آنچه که باید صورت بگیرد.

اما نکته‌ای که ذهنم را مشغول کرده و البته اقرار هم می‌کنم که چندان برای پی بردن به ساختارش تلاش نکردم٬ منظور از رویکرد فرهنگی در این سفرهاست. آیا صرف تشکیل کارگروه های فرهنگی و تصویب بودجه‌های فرهنگی و شرکت در رئیس دولت در این کارگروه و دیگر برنامه‌های فرهنگی یعنی رویکرد فرهنگی؟

آنچه که مشخص است ظرافت و حساسیت فعالیت‌های فرهنگی است و با توجه به برخوردهای غیر تخصصی در حوزه‌های مختلف کشور ما٬ لزوم متخصص فرهنگی و اراده برای توجه به این تخصص و حساسیت است. فرهنگ ما یعنی دین ما و وقتی به اهمیت و دقت‌ش اذعان کردیم نمی توانیم به راحتی از کنارش بگذریم.

به راستی چه اهل دقت و متخصصی در این سفرها راهبری فرهنگی را بر عهده دارد. اینکه رئیس دولت٬ همانطور که رهبری فرمودند در زنده کردن بسیاری از شعارها و فرهنگ‌های انقلابی اقدام کرده و رویکرد مذهبی کما بیش در فعالیت‌هایش مشاهده می‌شود٬ اما تخصص و تلاش او در زمینه اجرایی است و نه فرهنگی. و حتی گاهی کار مشکل می‌شود که امثال «مشایی» به عنوان اسلام شناس از طرف او معرفی می‌شود!

همه اینها مقدمه‌ای بود برای دقت در دوسفر مشهد و تبریز. برنامه‌ها به شکلی تنظیم شده و یا به هر دلیلی به شکلی صورت می گیرد که سخنرانی رئیس جمهور نزدیک و یا همزمان با نماز ظهر است. آیا فوت شدن نماز اول وقت مجتمعین برای سخنرانی رئیس دولتی که در سفری با عنوان فرهنگی آمده فعالیتی فرهنگی و یا تبلیغات فرهنگی باشد؟

حتی اگر بنا را بر صحت بگذاریم و البته که معمولا همیشه همینطور بوده و بگوئیم رئیس جمهور و اهالی سفر نماز اول وقت خود را می خوانند و بر سخنرانی ترجیح نمی دهد آیا نمی‌شود وقت و برنامه‌ها را با توجه به تجربه سه دوره سفر به شکلی تنظیم کرد که یا قبل از اذان برنامه تمام شود و یا حداقل برای تبلیغ نماز اول وقت هم که شده ترتیب نماز اول وقت و جماعت برای حاضرین داده شود؟ نمی‌شود گفت که عملی نیست که «کار نشد ندارد» و همت فرهنگی می‌طلبد.

این داغ فرهنگی برای نماز امری است که دقت نظر در این سفرهای فرهنگی را می طلبد. نمی‌شود بی اعتنا به نماز اول وقت و جماعت بود و برای امام عصر و تعجیل در فرجش دعا کرد!

نکته بعدی هم درباره یک کلمه از سخنرانی رئیس جمهور در سفر به تبریز :«دشمنان بدانند اگر مجددا به دنبال دغل‌کاری و مفسده در منطقه ما باشند، ملت ما پاسخش همان پاسخ قاطعی است که به اسلاف این آقایان داده است.» به راستی منظور احمدی‌نژاد از«اگر» در این جملات چیست؟ آیا مفسده و دغلکاری در منطقه ما دیده نمی‌شود؟ شرط اینجا معنی می‌دهد؟

ماجرای شیعیان در کشورهای شیخ نشین خلیج فارس و عربی نه موضوعی جدید است و نه موضوعی کم اهمیت که به خاطر این همیشگی بودن و تداوم تاریخی داشتن٬ هرچند با شدت و ضعف؛ بشود از کنار آن به هر دلیل و نگاهی گذشت. شاید از مهرماه که شیعیان یمن مورد حمله‌های شدیدتری قرار گرفتند تا اکنون مدت زیادی بگذرد. ما هم که تا تلنگر نخوریم از خواب بیدار نمی‌شویم. و به قول امیرالمؤمنین علیه السلام تا نمیریم بیدار نمی‌ شویم.

و عرصه‌ای که ما در آن قرار داریم٬ عرصه‌ای ظالمانه است به نام روابط بین الملل که یکسری قواعد و قانون که باید مورد احترام همه قرار بگیرد تا همین مقدار اندک صلح نیمه پایدار جهانی بهانه خود را برای وجود از دست ندهد. قواعدی که البته با تشکیل حکومت صالحان و او که با سپاهی از شهیدان خواهد آمد٬ برچیده خواهد شد. همانطور که بسیاری دیگری از قواعد از جمله قاعده مضحک و مسخره دموکراسی رخت برخواهد بست. ما ناچاریم که این سیاست کلی را داشته باشیم و در امور داخلی کشورها به ابراز نگرانی و یکسری بیانیه و تاسف اکتفا کنیم همانطور که برای پاراچنار و صربستان و اکنون برای شیعیان صعده آنطور که باید وارد نشویم.

به اینها اضافه می‌شود سیستم و شیوه قبایلی میان اعراب که هنوز درگیری‌ها میانشان موجود و هرازگاهی اتفاقات اینگونه میان قبایل شیعه و سنی لابد رخ می‌دهد. البته ماجرای شیعیان یمن و صعده بیشتر به نظر فراقبایلی است٬ هرچند که همه کمر به از بین بردن این قبیله بسته‌اند و در ماه حرام یادگاران اعراب جاهلی از عربستان به خاک کشور دیگر با چراغ سبز مسئولینشان برای کشتن شیعیان وارد می شوند.

و کاری هم نداریم همانطور که اکنون عده‌ای بوسیله رایانه‌هایی با قطعاتی که از هزینه فروش آنها مستقیماً ثروت برای اسرائیل تامین می‌شود و تبدیل به گلوله و ترکش‌های بمب در بدن های مسلمانان مظلوم فلسطین می‌نشید٬ مشغول مطالعه مطالبی درباره مسلمانان هستند و افسوس می‌خورند و به حال دل امام زمان (عجل الله فرجه) اشک می‌ریزند و مسئولین را ناسزا می‌گویند که چرا در برابر چنین اتفاقاتی همه چیز را به هم نمیِ ریزند و فعالیت نمی‌کنند؟ همانطور عده‌ای دیگر  اکنون به حج رفته‌اند و هزینه‌های گزافی را برای دولت ال سعود به ارمغان آورده‌اند و لابد مقداری از هزینه های دولت آل سعود هم هزینه‌های نظامی است که خب این لشگرکشی به صعده است. فریاد برائت از مشکرین انشائ الله با نیات خیر حاجیان امسال بسیار دارای اثر وضعی خواهد بود!

همه در حال کم کاری هستیم. در میان اقوامی که مسخ شدند نهایت ارفاق خدا به کسانی بوده که حداقل در دلشان ابراز برائت می‌کردند از گناه فراگیر جامعه و برایشان عادی نشده بود. یعنی مومنانی بودند که اهل گناه نبودند ولی چون ابراز برائت نمی‌کردند مسخ شدند. این یک گناه ماست که به شدت به روزمرگی افتادیم و اتفاقات در زندگی سیاسی – اجتماعی‌مان باعث غفلتمان شده و شاید هم تکرار و تکثر این اتفاقات باعث شده ابلیس برایمان عادی جلوه بدهد.

و گناه دیگر آن چیزی است که از طرف ما باعث تعجیل نشدن و یا حداقل به تاخیر افتادن آن واقعه حیات بخش و نجات دهنده امم است. آن واقعه عزت دهنده به دوستان و ذلت بخش اعداء است. آیا ما با گناهانمان و تلاش نکردن برای موضوع مهدویت و انتظار دامن به مظلومیت و تداوام اتفاقات شیعیان صعده نمی‌زنیم؟

با این دو گناه می‌شود گفت دو وظیفه در واقع بر دوش ماست. ابتدا ابراز برائت حداقلی از این ماجرا و دوم کمک کردن به همه گیر و رشد پیدا کردن جریان انتظار فرج است. جریان حیات بخش و برطرف کننده ریشه‌ای مسائل. حال که ما دغدغه شیعیان صعده بغض بر گلویمان آورده آیا سرانجام آن تلاشی برای ظهور خواهد بود؟ چه فردی و چه اجتماعی؟

این وبلاگ خوبی است برای برخی اخبار درباره شیعیان صعده. + sadahonline.comپشت پرده کشتار شیعیان در یمن +

پینوشتـ……………………………………………..
شاید لازم نباشد که اینجا بگویم ننوشتن ما شاید نه از بی تفاوتی بوده٬ که اعتراضات و دعوت هایی باعث تحریک من بشود. انشاء الله روزی برسد که همه حرف ها چیزی جز بهانه نباشد و در آخر باعث خجالت توجیه کننده بشود!

…وقتی حجت الاسلام دکتر سید حمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر و از یاران و نزدیکان امام خمینی از ابتدای نهضت٬ از امام درخصوص علت عدم استفاده از واژه “مرحوم” برای دکتر شریعتی در یکی از نامه هایشان سوال کرد و خطاب به امام گفت: “خوب بود اقلا یک کلمه مرحومی شما می نوشتید، اینکه تأییدی نمی شود”، امام فرمودند: «اگر او را مُسلِم می دانستم، می نوشتم!»

(مطلب رجا نیوز درباره جفا به شهید بهشتی به خاطر کینه استاد مصباح + )

قبلا هم درباره شریعتی نوشته بودم٬ که «مؤید» این مطلب است…

همین.