اینکه نامزدهای انتخابات، علاقه خود را به انقلاب نشان بدهند و حتی بر خلاف دورههای گذشته که افتخار یکعده و یا اطرافیانشان نفی روحیه اسلامی بود، بیشتر نامزدها شعارهای انقلابی و اسلامی میدهند اتفاق خوبی است که به برکت اتفاقات و تغییرات پیش آمده در این چهار سال است. اما آقای میرحسین موسوی به عنوان رقیب اصلی دکتر احمدینژاد در این دوره ادعاهایی را دارند که ضمن آرزوی واقعیت داشتن، مرور آنها بد نیست.
آقای میرحسین موسوی در دیدار با روحانیان گفتهاید: «همواره مدافع ولایت فقیه هستم/ بهترین رابطه را با رهبر معظم انقلاب دارم.» این خیلی خوب و قابل ستایش است که ایشان اینگونه صریح چنین موضعی می گیرند.و یا جای دیگر گفتهاید :«موسوی:رهنمود رهبری مشکلات کشور را حل می کند»
قبل از هر چیزی ایشان را متوجه به این حدیث شریف میکنیم که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:هر کس از میان مسلمانان کارگزارانی را برگزیند در حالی که میداند، کسی دیگر نسبتبه او اولویت دارد… خیانتبه خدا و رسول او و جمیع مسلمانان کرده است.
اما آقای میرحسین با توجه به ادعایتان بهتر است نگاهی به آخرین فرمایشات رهبری درباره انتخابات داشته باشیم:
«…مهم این است که شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالحترین را پیدا کنید. این جا جائى نیست که من و شما بتوانیم به حداقل اکتفاء کنیم؛ دنبال حداکثر باشید؛ بهترین را انتخاب کنید.
…شاخصهائى وجود دارد. بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگرى و تجملپرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگرى باشد، مردم را به سمت اشرافیگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد. اینى که ما گفتیم امسال، سال حرکت به سوى اصلاح الگوى مصرف است، یعنى امسال سالى است که ملت ایران تصمیم بگیرد که با اسراف مبارزه کند. … یکى از اساسىترین کارها براى اینکه ما جلوى اسراف را بگیریم این است که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافیگرى نباشند. چطور میتوانیم اگر خودمان اهل اسراف باشیم، به مردم بگوئیم اسراف نکنید؛ «أ تأمرون النّاس بالبرّ و تنسون انفسکم»؛ «یا أیّها الّذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون. کبر مقتا عند اللَّه ان تقولوا ما لا تفعلون». اولین کار این است که ما مسئولین کشور را، افرادى انتخاب کنیم که مردمى باشند، سادهزیست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد کنند. این هم به نظر من شاخص مهمى است. آگاهانه بگردید…»
اما چند سوال: چه کسی از میان کاندیداها درد کشور را بهتر میفهمد؟ کسی که بیست سال سکوت کرده و سر در نقاشی کردن خود داشته و یا کسی که چهار سال در شهرها و روستاهای این کشور رفته و با مردم چهره به چهره دیدار داشته؟ چه کسی با مردم یگانهتر است؟ کسی که میگوید در این بیست سال احساس خطر نکردم به خاطر همین ساکت بودم در حالی که اتفاقاتی مثل تورم ۵۰ درصدی و ۱۸ تیر که قلب رهبری را به گفته خودشان به درد آورد، افتاده. و یا کسی که در همه صحنهها بوده است؟
چه کسی از فساد دورتر است؟ کسی که کارگزاران و جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین به او نزدیک است؟
البته ما بر این عقیدهایم که ظاهر شما اشرافیگری ندارد، اما خودتان طبق گفته خودتان هم میدانید که سادهزیستترین در میان نامزدها کیست.
.نزدیکان شما چه کسانی هستند؟ کارگزاران که شهره عام خاص هستند در ریخت و پاش و ثروت. اطرافیان و کسانی که برای دکتر احمدینژاد تبلیغ می کنند را میشناسید؟ آیا از طلبه و دانشجویی که از جیب خود پول میگذاشت را میشناسید تا برای احمدینژاد تبلیغ کند؟
آیا میدانید این شاخصها بر چه کسی صدق میکند؟ آیا بیانات ایشان در اخرین دیدار با هیئت دولت و رئیس جمهور فعلی که به عنوان نامزد دیگر انتخابات حضور دارد را مطابقت دادهاید؟ همین مورد ساده زیستی که رهبری در آن دیدار به عنوان صفت خوب، برجسته و باارزش یاد کردند. بهتر است در مقابل انچه که درباره اسراف در کلام رهبری وجود دارد برای مصداق یابی کلام ایشان در همان دیدار را تکرار کنیم:
«سادهزیستى چیز بسیار باارزشى است. ما اگر بخواهیم تجمل و اشرافیگرى و اسراف و زیادهروى را – که واقعاً بلاى بزرگى است – از جامعهمان ریشهکن کنیم، با حرف و گفتن نمیشود؛ که از یک طرف بگوئیم و از طرف دیگر مردم نگاه کنند و ببینند عملمان جور دیگر است! باید عمل کنیم. عمل ما بایستى مؤید و دلیل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اینکه اثر بکند. این خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعیف کم کردهاید» این دقیقا همان کلام رهبری در کردستان بود که تکرار شده بود.
آقای میرحسین موسوی! شما به چه چیز اعتقاد دارید؟ یا راست می گوئید یا دروغ! اینها صفاتی است که خودتان هم میدانید بیشتر از هر کسی بر دکتر احمدینژاد صدق میکند کما اینکه رهبر معظم انقلاب در همین بیانات در سنندج فرمودند: «ملت براى خود حق و توان تصمیمگیرى قائل است؛ میخواهد در آیندهى کشور اثر بگذارد و مسئولان کشور و مدیران اصلى کشور را انتخاب کند. انتخاب رئیس جمهور یعنى انتخاب رئیس قوهى مجریه و کسى که اغلب امکانات کشور در اختیار اوست. و مىبینید اگر چنانچه رئیس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى این کشور انجام میدهد…» آیا شما نمیبینید؟
و نکته آخر. شما فرمودهاید: «تا شب انتخابات از دولت انتقاد خواهم کرد»! اما آیا یکبار هم از دولت تشکر کردهاید؟ قسمتی دیگر از بیانات ایشان در آخرین دیدار هیئت دولت را مرور کنیم :««من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق». این وظیفهى بنده هم هست، وظیفهى همه هم هست. اگر چنانچه این خصوصیات را در مجموعهى دولت کنونى قدردانى نکنیم و تشکر نکنیم، طبعاً خدا را خوش نمىآید. خداى متعال دوست دارد که از کارهاى خوب افراد تشکر بشود، قدردانى بشود و سپاسگزارى بشود.»
این نکته آخر جدا از قسمتی از شکوائیه رهبری در سنندج بود که فرمود: «چیزهائى را که انسان میشنود، باور نمیکند که از زبان نامزدها و آن کسانى که دنبال این مسئولیتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجیب و نسبتهاى عجیبى میشنود. این حرفها مردم را نگران میکند؛ کسى را هم به گویندهى این حرفها دلبسته و علاقهمند نمیکند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب کنندهى اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همهى این آقایان اوضاع کشور را بیشتر میدانم و بهتر خبر دارم، میدانم که بسیارى از این مطالبى که بعنوان انتقاد دربارهى وضع کشور و وضع اقتصاد و اینها میگویند، خلاف واقع است؛ اشتباه میکنند.»
حالا یکبار دیگر حدیث ابتدای این متن را بخوانید.
جناب سعیدی
با عرض سلام
جنبش پیامکی احمدی نژاد با پست: “با کدوم کتاب آشنایی؟؟؟” به روز است.
منتظر حضورتان هستیم.
ان شاءالله
سلام
خیلی سخنرانی مهم و با ارزشی است
مهدی جان، می توانی فایل صوتی این قسمت از سخنرانی را هم قرار دهی؟ (البته این قسمتش کامل باشد و مانند اخبار خلاصه نباشد)
یا علی
سلام
همه اینها را که شما گفتید کاملا قبول دارم. اما در مورد رضایی هم مطلب بنویسید بد نیست .او که همه اش مسئله است از لحاظ خانوادگی ،مدیریتی ،تحصیلی و طرز تفکرات مسخره اش .
استفاده ابزاری رئیس جمهور از رسانه ملی برای تخریب یکی از کاندید های اطلاح طلب :رئیسجمهور در خصوص ضرب و شتم یکی از علاقهمندان دولت در شیرازخبر داد
ار خدامه احمدی نژاد رای بیازه تا بساط خودشو رهیبر فرزانشو یکسره کنیم
تیترتون خیلی دیکتاتورانه بود
[...] آقای میرحسین شما هم باید به احمدی نژاد رای بدهید! ۲۴ / اردیبهشت / ۱۳۸۸ - ساعت: ۳:۲۴ ب.ظ [...]
به نظر شما خوبه که رهبر برای احمدی نژاد حکم ریاست جمهوری بزنه و خیال همه رو راحت کنه؟ این انتخابات خیلی چیز مسخره ایه و کلی برای مملکت هم هزینه داره. تازه اگه احمدی نژاد هم انتخاب نشه که خلق الله دوزخی میشند.
این دوستتمون ( http://illiya1362.mihanblog.com/post/56 ) همین حرف شما رو خلاصه تر زدن، استدلالشون هم درست مثل شما منطقیه.
وقتی اون مطلبو میدیدم اصلا فکرشم نمیکردم چنین برداشتهای شخصی و هدفدار و بی منطقی از حرفهای رهبری تو گفتمان رسمی طرفدارای آقای احمدی نژاد هم باشه.
سلام
آقای سعیدی عزیز این نامه را بخوانید:
نامه یک دانشجو به رییس جمهوری که معاون خواهد شد!
احمدی نژاد آدم خوبی است،
خیرخواه است،
در مرحله اول و دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری برای ایشان تبلیغ کردم، شب و روز. هر دو مرحله به او رای دادم، چون شعارهای واقعاً خوبی می داد، تصور هم نمی کردم اهل شعار باشد.
در خانه و پیش دوستان او را عمو و استاد خطاب می کردم.
سعی می کردم همه جا، در اتوبوس و قطار و خانه و دانشگاه و …. مدافع او باشم.
اگر بیجا و ناعادلانه نقدش می کردند ناراحت می شدم، و جوابگو.
حتی پیش دانشجویان ادعا کردم که: حاضرم بخاطر شعارهای احمدی نژاد کشته شوم، زیر چرخهای کامیون بروم ولی این شعارها عملی شوند.
حتی توزیع و نصب عکس و پوستر ایشان مایه دردسر و تنبیه من هم شد.
ولی کم کم از میانه راه برخی از نقدها را بر ایشان روا می دانستم، اما همچنان سخت در دفاع از وی سپر و شمشیر می انداختم.
تا اینکه در مصاحبه تلویزیونی تیرماه ۸۷ به انحراف عملی ایشان پی بردم، و از آن موقع بدنبال کسب شواهدی مبنی بر ناکارآمدی رییس جمهور بودم، تا این که حجت بر من تمام شد. ایشان به تنهایی موفق شدند سال ۸۷ یعنی «سال نوآوری و شکوفایی» را به «سال شرمساری و بدآوری» مبدل سازند.
و اکنون دوباره موسم انتخابات ریاست جمهوری فرارسیده است، و دگر بار محل آزمونی سخت برای ایشان رقم خورده است. حال باید منتظر ماند و تصمیم شان را دید.
بنظرم،
بنظرم ایشان اگر واقعاً پایبند به انقلاب اسلامی و نظام و امام راحل و مقام معظم رهبری و خون شهداست، نباید کاندیدای این دوره از انتخابات ریاست جمهوری شوند!
چرا؟ برای اینکه به مردم بگوید: ای مردم شما به من رای دادید و من نتوانستم, عاجز ماندم و کارها را خرابتر هم کردم، پس با عرض پوزش از شما ملت وفادار، دست و پایتان را می بوسم و از شما جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم و گزینش فردی توانمندتر دعوت می نمایم. البته بنظرم نه تنها او بلکه سایرین نیز چنین توانایی ندارند، ولی حداقل از وی مناسب تر و کارآمدتر اند.
امیدوارم پس از موفقیت مهندس میر حسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری، ایشان دکتر احمدی نژاد را به عنوان معاون اجرایی خود انتخاب کنند، همان منصبی که اکنون به علی سعید لو سپرده شده است، برای دو منظور:
۱- اولاً آقای احمدی نژاد برنامه ها و کارهای جسته و گریخته ای که در اقصی نقاط کشور داشته اند را جمع و جور کنند.
۲- و نیز اینکه دولت دهم را با تجربیات و انرژی قابل تحسین خویش پشتیبانی کنند.
آقای رییس جمهور! خیلی دوست داشتم خودم را معرفی کنم، اما نتوانستم و جراتش را پیدا نکردم، با خود گفتم اگر خودم را معرفی کنم، نتنها خودم بلکه، خانواده ام، رشته تحصیلی ام، استادم، دانشگاه، شهرم، استانم ، و … گرفتار رویه حذف و حصر شما می شوند، و این تنها دارایی های زندگیم نیز از کفم می رود.
آری اینها تنها دارایی هایم هستند، با وجود اینکه دانشجوی کارشناسی ارشد هستم، نه کاری دارم و نه زندگی، نه امیدی دارم و نه امکاناتی. و الان مهیای این هستم که کم کم خود را برای وارد شدن به سن ۲۷ سالگی آماده نمایم.
گناه من این بود که با امید و اشتیاق به توصیه مقام معظم رهبری عمل کردم، آنجا که می فرمایند: “من از جوانان سه خواسته دارم؛ تحصیل، تهذیب و ورزش.” به امید این ندا، و به توجه به دولت ولایی نهم حتی از سهم ورزش و تهذیب به نفع تحصیل زدم ، و از درس خوان های معروف و الگو گشتم، اما در نهایت این سهم من بودم که بدانم در دولت نهم اگر به یکی از اجزای سه گانه «بند (پ)» مجهز نباشی، هیچ امیدی به زندگی در ایران نخواهی داشت، و اگر یکی از این اجزاء سه گانه را داشته باشی، هر کس و ناکسی هم باشی بر مسند آسایش و امنیت تکیه خواهی زد.
البته اگر خودم را معرفی می کردم شما حتماً نمی شناختید، چون من از توده مردم ایران اسلامی هستم، و شما کسانی را بجا می آورید که … .
والسلام و علی من التبع الهدی
۱۵/۲/۸۸
لطفاًبیایید دیگر اشتباه نکنیم، لطفاً همین امشب حرفهایتان را پس بگیرید، تا حجمهوری اسلامی ایران را از کودتای احمدی نژادها نجات دهیم.
یا زهرا
در ضمن، اگر قرار باشد دیگر کاندیداها به نفع احمدی نژاد کنار روند یا به تایید او بپردازند، قسم می خورم نه تنها باید در انتخابات شرکت نکرد، بلکه ایران را به امید زندگی سالمتر وداع گفت!!!…
آقای “مهدی سعیدی”؛ از بس دست مالی کردید این “مطامع دنیا” و این حرفها را که دیگر کهنه شده. آخر این چه حرفی است برادر من؟ یعنی چه که هر کس به هر دلیل بر علیه بعضی ها صحبت کند “مطامع” و این چیزها دارد؟ پیامبر(ص) در مورد خودش چنین ادعای کرده یا امیرالمؤمنین(ع)؟ همین امام خمینی(ره)کی چنین برخوردی با هر کس برخلاف نظرش بود داشت؟ اگر حرفهای این آقا حقیقت دارد که دارد و اگر نه که جواب دارد و آن گفتن حقیقت است. آخر این شعارهای کلی به چه درد خورده که بخورد؟
یا علی
سلام آقا مهدی
از کجا خبردار شدید که من برای مطامع کثیف دنیوی متوسل به دروغ، و همچون “عده ای” داد “یا زهرا” سر می دهم.
دوست خوبم:
مثل اینکه برای شما هویدا نشده، که احمدی نژاد نه مردمی می شناسد و نه آخرتی و نه خدایی!!!
من که زمانی دلباخته او بودم، پس از مصاحبه های ایشان متوجه شدم که چه بلایی سرمان نازل کرده ایم!
البته خدا نکند تو هم از دار و دسته آنها باشی.
ولی بدان که “احمدی نژاد” معاویه ای بود که از ما “مردم شام” ساخت!!!…
در ضمن آقا مهدی راجع به قلم و منطق و نوع استدلالتان هم عرض کنم، هیچ مقبول و مورد پذیرش نیست، آثار تعصب و سطحی نگری در آن آشکار است.
و اما چند تا جواب
کسی درد جامعه را بهتر می فهمد که در بحرانی ترین زمان بعد از انقلاب ( البته نه بحرانی ترین، چون الان بحرانی تره) هدایت جامعه را به دست داشت و به بهترین نحو کارش رو انجام داد، کسی که ساده زیستی را به معنای واقعی درک کرده و می کنه. کسی که در میان مردمه.
همیشه سطحی نگر بودید و هستید که در این ۲۰ سال او را به عنوان مشاور دولت های قبلی ندیدید.
رفتن و دیدار مردم ارزش نیست، صداقت و خدمت به مردم ارزش است.
ارزش آن نیست که به عنوان استاندار پول بیت المال را بین مساجد تقسیم کند یا در مقام شهرداری با رفتگرها هم لباس شود، ارزش آن است که وظایف خود را که مسلما خدمت به مردم هم جزو آنهاست را درست انجام دهد.
کسی با مردم یگانه تر است که دروغ نگوید.
بودن در صحنه ملاک نیست، مفید بودن در صحنه امتیاز است.
ما که هر چی ناسامانی و هرج و مرج و بهم ریختگی و گرانی در خاطر داریم در این ۴ سال بوده.
کسی از فساد دورتر است که امام او را اصلح بداند و وزیر میلیاردر نداشته باشد و دروغ نگوید.
نه،کسی که با مراجع مخالفت می کند پاک است! و احیانا مردم اسراییل را دوست می پندارد!
نزدیکان شماها کیان؟!
لیست روسای فامیلی دولت احمدی نژاد در نهاد ریاست جمهوری، وزارتخانه ها و سازمان ها
داوود احمدی نژاد: بازرس نهاد ریاست جمهوری. او برادر بزرگتر محمود احمدی نژاد است.
مسعود زریبافان: دبیر هیات دولت، وی که باجناق محمود احمدی نژاد بشمار میرود پس از ریاست جمهوری وی که عضو شورای شهر تهران نیز بود، بعنوان دبیر هیات دولت منصوب گردید. وی چندی بعد و با مصوبه مجلس مبنی بر ممنوعیت اشغال چند پست توسط کارکنان دولت ناچار به استعفا گردید و پس از شکست در انتخابات دور سوم شوراها، بعنوان رییس مجمع باشگاه دولتی استقلال منصوب شد.
علیرضا مددی: مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، مدیر کل تربیت بدنی استان تهران، وی برادرزاده باجناق زریبافان و کارشناسی صنایع مهمات سازی وزارت دفاع بودهاست.
حسین شبیری: رییس صندوق مهر رضا، شوهر خواهر احمدی نژاد
پروین احمدی نژاد: معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری، عضو شورای شهر، خواهر احمدی نژاد
داوود مددی: رییس سازمان تامین اجتماعی، باجناق زریبافان
ناظمی اردکانی: وزیر تعاون، شوهر عمه داماد زریبافان
دانش جعفری: وزیر اقتصاد، پسر عمه پدر داماد زریبافان
اسماعیل احمدی مقدم: نیروی انتظامی، همزمان با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد اسماعیل احمدی مقدم باجناق محمود احمدی نژاد و معاون نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران بعنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب گردید.
سیدمحسن نبوی: عضو هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری خارجی، داماد زریبافان
علی اکبر محرابیان: وزارت صنایع و معادن،پس از برکناری علیرضا طهماسبی در مرداد ۱۳۸۶ علی اکبر محرابیان خواهر زاده محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر صنایع و معادن معرفی گردید.
علیرضا علی احمدی: وزارت آموزش و پرورش، وی که باجناق احمدی نژاد است در آذر ۱۳۸۶ جایگزین محمود فرشیدی شد.
مجتبی هاشمی ثمره:خواهر زاده مهندس باهنر، یکی از مشاورین احمدینژاد مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات کشور
مهندس مهدی هاشمی ثمره: مدیرکل وزارتی وزیر نیرو، برادر هاشمی ثمره
خانم قند فروش: مشاور خانواده وزیر کشور، زن برادر هاشمی ثمره
عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون وزیر صنایع، برادر هاشمی ثمره
موسی پور: معاون پارلمانی وزیر کشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )
حسین صمصامی: سرپرست وزارت امور اقتصاد و دارایی خواهر زاده پرویز داودی
علی خیراندیش: پیمانکار ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره )
طاهره نظری مهر: وزارت امور خارجه، وی که همسر منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد است، از سازمان بهزیستی (در آستانه بازنشستگی) به وزارت امور خارجه منتقل گردید و به سمت «مدیرکل حقوق بشر و زنان وزارت خارجه» منصوب شد. منوچهر متکی برای انتصاب وی به این پست اداره حقوق بشر وزارت خارجه را از اداره کل سیاسی و اموربینالملل جدا و همراه با دفتر امور زنان این وزارتخانه یک اداره کل جدید ایجاد و همسرش را به ریاست آن منصوب کرد.
برادر همسر منوچهر متکی: وزات امور خارجه، وی که دندانپزشک و فاقد هر گونه سابقه خاص در وزارت امور خارجه بودهاست بعنوان وابسته کار به بحرین اعزام گردید.
و صد البته بیل گیتس ایران یا همان محصولی !
شما چطور، دانشجویان و کارگران حامی موسوی را دیده اید. انسان های دیگری نیز به جز طلبه ها هستند! اگر ببینید !
مقام عظمی خود فرمودند که حمایت نمی کنند از دولت خاصی.اینها برداشتهای متعصبانه ی شماست که از این منظر می نگرید.
بله باید عمل کنیم. نفت سر سفره ی مردم بیاوریم. مهرورزی کنیم. اصلا مسئله ما مگه لباس و مدل موی جوان هاست؟! هرکسی سلیقه دارد، نه ؟! فاصله ها از مردم با امثال محصولی از دولت دور می شود.
بله،عجب خدمات بزرگی، چک ۲۰۰ تومانی در روستاها، گونی های برنج و سیب زمینی، هاله نور، دختر اتمی ۱۶ ساله، موفقیت ایران در عرصه ی ورزش در سطح بین المللی و خدمات دیگر.
رسانه ی ملی به اندازه ی کافی متشکر خدمات دولت خدمت گزار است، نیازی نیست میرحسین عزیز زحمت این کار را بکشند.
نه دیگه، ایشان در بیت امپراطوری، اوه ببخشید، رهبری ! چگونه از اوضاع مملکت خبر دارند؟ این مردمند که از اوضاع آگاهند نه امپر… !!! رهبر !
حالا یک بار دیگر چرندیات خودت رو بخون ببین چی نوشتی !
۲۳ خرداد می بینمت دیکتاتور کوچک !
آنقدر گند های محمود زیاد است که بوی تعفن همه جا را گرفته، ولی از آن جهت که شما همیشه یک طرفه و با تعصب قضاوت می کنید نمی فهمید.
دوست و هموطن عزیز. شما که اینقدر مطمئن هستید از پاکی و صداقت و احتمالاَ معصومیت آقای احمدینژاد (که از قرار معلوم کوچکترین عملکرد منفی و نادرستی در کارنامهشان دیده نمیشود)، چرا بساط انتخابات را علم کردهاید؟ چرا مثل سوریه یا ونزوئلا، قانون اساسی را تغییر نمیدهید که رییسجمهوری ایشان مادامالعمر شود؟ دیگر چرا آقای کروبی و رضایی و میرحسین را اینطور سر کار گذاشتهایم؟ اگر آنطور که شما نوشتهاید، رای دادن به هر شخصی غیر از احمدینژاد، حرکت بر خلاف دین و انقلاب و آرمانهای امام است (و به احتمال زیاد بعید نیست اگر چند روز دیگر، حدیثی از یکی از ائمه در ستایش آقای احمدینژاد بیاورید)، پس دیگر چرا انتخابات؟ اصلاً چرا شورای نگهبان، غیر از ایشان، سه نفر دیگر را هم تایید میکند؟ مگر ما بیکاریم؟؟
نه به اون شوری ِ شوری، نه به این بی نمکی!
هر کسی برای خودش می برّد و میدوزد!
این دوست عزیز چه کاره ی مملکتند که قانون اساسی را عوض کنند؟
اینجا یکی به شدت از یک نفر دفاع میکند و یکی به شدت طرف را دزد میکند! به هرحال هر کسی تحلیل خودش را دارد. ولی تعادل بهترین راه است و تحلیل خوب است منصفانه باشد.
ارسال نظر

مهدی سعیدی Reply:
اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۲ ب.ظ
لازم نیست برای مطامع کثیف دنیایتان با نوشتن شرح حال و نامههای دروغین به الفاظ مقدسی مانند یا زهرا متسمک بشوید… به خدا پناه میبریم
پاسخ به اين ديدگاه