برخی بر این عقیدهاند که یکی از خوبی های این دوره انتخابات این بود که فهمیده شد به رئیس جمهور هم میشود انتقاد کرد. یعنی اگر تا قبل از ریاست جمهوری احمدینژاد روسای جمهور در یک هالهای از قدرت قرار داشتند، امروز همان هاله را البته به اسم هاله نور بر سر رئیس جمهور میکوبند! البته درست است که انتقاد میشده است، اما روزانه و اغلب بصورت وحشیانه نبوده است (اصطلاح وحشیانه بهترین اصطلاحی بود که برای احترام به دوطرف حمله کننده و حمله شونده میشد انتخاب کرد!) رئیس جمهوری که به حق انتقاد پذیر بوده است. نه درخواست بیرون انداختن کسانی که عکس او را آتش زدهاند کرده و نه تعطیلی روزنامههایی که اگر بخواهند انتقادها به دولتش را از برخی روزنامهها حذف بکنی باید در دو صفحه ان هم نیمه ورزشی و جنایی چاپ بشود و بقیه هم آگهی!
و مطمئناَ این خوی درست مردمی احمدینژاد بوده که باعث شده اینچنین ضمن اینکه تقریباً سهل الوصول بوده، انتقاد ها هم به او زیاد بشود. از کسانی که خجالت میکشند از شعارهای انقلاب حرف بزنند تا علاقهمندان به شعارهای انقلاب. این گسترش جرات به نقد که گاهی باید آن را به به نشت نقد میان جامعه تعبیر کرد به دلیل نداشتن صلاحیت منتقد، آنقدر نقد را زیر سوال میبرد که حق افرادی مانند ما برای نقد رئیس جمهور از بین میرود.
بهانههای بیهوده به برخی سخنان احمدینژاد یکی از اپیدمیهایی است که میان دشمنان احمدینژاد ایجاد شده و به دلیل فعالیت زیاد احمدینژاد تقریبا همیشه دست پر بودهاند. ایراد به دقیق نبودن سخنان احمدینژاد شاید و حتی اگر فضای تخریبی نقد اجازه بدهد باید بگوئیم مطمئنا وارد است، اما مصداقها آنچنان مضحک است که انسان به خاطر شرم از اشتباه گرفته شدن با اینگونه ایرادها نقد خود را نمیتواند بیان کند.
به عنوان مثال مدتی پیش احمدینژاد در سخنرانی عنوان کرده بود:«ما به جای توسعه دنبال تعالی هستیم» و عدهای بر طبل غیر دقیق بودن سخنان رئیس جمهور به خاطر چنین مثالهایی میکوبند و یا کمی بعدتر رئیس جمهور در اولین نطق تبلیغاتی خود گفت که :«تهدید برای همیشه از ایران برداشته شده است». این ایراد هم بالای منبر یک هیئت گفته شد و استناد شد به اتفاقات بعد از انتخابات بر نادرست بودنش. و یا جنجالی که مدتها پیش برای سخنرانی او در جمع طلاب خراسان رضوی که در رسانه ملی هم پخش شد، ایجاد گردید. البته از اینگونه انتقادات همانطور که گفتیم روزانه بسیار نشت پیدا کرده است.
البته شاید اگر نخواهیم بیانصافی بکنیم این موج ایجاد شده بیشتر ناشی از جوسازی بوده که حتی میان نیروهای علاقهمند به انقلاب هم نفوذ کرده است. و البته به عنوان نمونه ایجاد موج اینکه موسوی همنظر با این افراد در مناظره بر احمدینژاد یکی از انتقادات مطرح خود را همین غیردقیق بودن سخنان احمدینژاد مطرح و مثال خود را «بیان از بین رفتن و نابودی آمریکا و اسرائیل» توسط احمدینژاد مطرح کرد.
به راستی چقدر سخنان احمدینژاد غیردقیق است؟ اصلا آیا اینگونه مثالها یعنی غیردقیق است؟ چقدر دکتر احمدینژاد از صنعتهای لازم در بیان برای جذب مخاطب خود که خود را خادم انان میدانند استفاده میکند؟ آیا یک رئیس جمهور باید مثلاً باید بیاید از شرایط تهدید و خطر برای یک کشور بگوید تا اتفاقاتی مثل تورم انتظاری ایجاد بشود؟ آیا رئیس جمهور نباید همچون مشی مردمی خود مردمی هم سخن بگوید.
قسمتهایی از فیلم معروف هاله نور که گفته شد «هیچ کس پلک نمیزد و همه به من متوجه بودند» و یا «مطمئن هستم اگر امکانات فراهم میبود بیش از این رقم در انتخابات شرکت میکردند، چرا که همه ملت ایران به سرنوشت، کشور و آرمانهای خود علاقه مند، حساس و پایبند هستند. » در اولین گفتگوی مستقیم مردمی از شبکه یک و یا از این دست نمونهها که بسیار میتوانند پیدا بکنند.
و یا مورد دیگر از شیوه حرف زدن است. مثلاً اگر سی دی نود که از جمله زحماتش بر دوش یاران برادر قالیباف هم بوده، را دیده باشید، در قسمتی به «احمق» گفتن های احمدینژاد به عنوان یک ناسزا ایراد گرفته شده است. حالا بروید خطبه نماز جمعه تاریخی را جستجو کنید!
درباره دقیق بودن حرفها و مبنای آن، فضای نقد و بحث نشت نقد و انتقاد به احمدینژاد میشود بیشتر صحبت کرد. برای کلام دقیق این نوشته را هم بخوانید و نگاهی به بیانات رهبری بیاندازید با همین معیار سنجش تا غیر دقیق بودن و دقیق بودن دستتان بیاید. البته محور بیانات ایشان است و به همین دلیل ارجاع می دهم به بیانات ایشان.
بیربطنوشتـ……………………………………………………….
* مدتی وبلاگ، که گویا روال عادی شده از دسترس خارج بود و باز هم ناراحت هستم برای اینکه چرا نمی توانم روند عادی وبلاگنویسی را ادامه بدهم. ولی گویا خبرهای خوبی برای وبلاگ شنیده شده.
* راستی گام آخر در مسابقه سراسری که فکر نمیکردم اول شد. لینک خبر: http://ourpresident.ir/news/festival-news/582-1388-04-03-21-11-33
ارسال نظر
