نیمه شب نوشته‌ای فقط برای خودم
تاریخ: پنجشنبه, ۱۲م شهریور, ۱۳۸۸، ساعت: ۱:۲۰ ق.ظ

بدبختی از جایی شروع می‌شود که فعالیتی را دست بگیری و قرار باشد آن فعالیت تربیتی باشد. کاری فرهنگی – تربیتی در حالی که خودت نه تربیت شده‌ای و نه صلاحیتش را داری. خودت نیاز داری که مورد تربیت و ارشاد قرار بگیری اما به قول معروف «از بی کسی اسلام و مسلمین» چاره‌ای بجز فعالیت تو نباشد.

آن هم در این ماه عزیز که گاهی همین بودن و نفس کشیدن باعث تربیت می‌شود و تو می‌ترسی که همین آب جاری را اشتباه هدایت نکنی و اگر کاری نمی‌کنی، حداقل خرابکاری نکنی. یا اگر فعالیت من نبود شاید حداقل دست نخورده باقی می‌ماند و همین روال عادی خود هدایت بخش می‌بود. خیلی باید ترسید و می‌ترسم.

و مصیبت آنجا اوج می‌گیرد که آنقدر در کار و فعالیت برای مخاطبانت غرق می‌شوی که خودت را فراموش می‌کنی. قبلا و سال‌های قبل هم چندان خبری نبوده، ولی امسال از همان یک ذره دلسوزی برای خودت هم خبری نیست… . انگار نه انگار که ماه رمضان است. همه‌اش فکر و ذکرت شده است کار و این و آن و شیوه برخورد با این کار و آن فرد.

حتی وقت هم نمی‌کنی و وقت هم نمی‌گذاری برای خودت! بیچاره! ماه به نیمه می‌رسد و تو هم… .

فایده دارد اینجا نشستن و نوشتن و عتاب و خطاب خود؟ این هم یکی دیگر از پرده‌های این نمایش دوری‌ات از این ماه و این دوست… .

برو خوش باش که فکر نکنم جز به دعای دوستی اوضاعت درست شود!

*نیمه شب نوشته‌ای فقط برای خودم.

نظرات بینندگان:
روغنگرها گفته:

چه می شود تورا و مرا …سرمست بی قراری خودمم و مست نگاه تو… خاکستر نشین آتش عشق توام و تو مژده ی«بردسلام »ابراهیمم می دهی چشم بر آستان تو می دوزم و تو آغوش می گشایی من سرتا پا می لرزم و تو نغمه ی « لا خوف علیهم » سر می دهی من انتظار « فنجیناه من الغم » می کشم و تو ساز « و لا هم یحزنون » می نوازی همه ی نواهایت را شکر…و مهربانیت ..و کرمت … و آتشت شکر ..همه را ای مهربان
اگر با تبادل لینک موافقی خبرم کن.
التماس دعا

پاسخ به اين ديدگاه

حسن گفته:

سلام
واقعاً نمی فهمی که اگر من ایمیل نداشته باشم و بخواهم تو این خرابشده نظر بگذارم، باید معتاد بشم یا روانگردان مصرف کنم؟؟؟!!!
به هر حال وبت که از قبل زشت تر شده!
دندت نرم می خواستی مسئولیت قبول نکنی آبشاری.
من رو هم باید دعا کنی.
یا علی

پاسخ به اين ديدگاه


ارسال نظر