گاهی با خودم فکر می کنم ابتدای انقاب که برخی امور از برخی لحاظ بسیار شفاف بود، چرا نزدیکترین فرد به امام، یعنی سید احمد آقا تا زمانی که عدم رای امام به بنی صدر را ندیده بود، از بنی صدر حمایت می کرد؟
اینکه مذاق «ولی» را بفهمیم شاید به همین راحتی ها که ما فکر می کنیم و برای خودمان تحلیل داریم، نباشد. از کجا معلوم که آنچه ما فکر می کنیم دقیق انچه باشد ولی میخواهد. امام در برابر بنی صدر نایستاد و حتی رای او را هم تنفیذ کرد ولی بر علیهش کاری نکردند و تا خود مردم به اشتباهشان پی نبردند دست نکشید.
حتی بحث بصیرت که این روزها رهبری بسیار پیرامون آن سخنرانی میکنند٬ میبینیم که هرکسی از ظن خودش یار این بحث شده. هرکس به نفع و نظر خود آن را تحلیل میکند.
هرچند به یمن دولت اصولگرا توجه و مد نظر قرار گرفتن ولایت و ولایت محوری برای برخی تنور جدیدی برای نان دراوردن شده٬ اما این ماجرا آنقدر تلخ شده که دیگر مذاق ها به زودی آن را پس خواهد زد. امروز روزنامهای از تیم رسانهای قالیباف که فقط در برخی تحلیلهای شماره روزش دروغهایی را دیدم و تا انتهای خط را خواندم به تحلیل ولایت پذیری دولت و مجلس پرداخته بود. انسان واقعا شرمنده میشود این مطالب را میخواند. این روزها رسانههای اینترنتی هم در این قافله شاید سردمدار باشند.
حتی صریح کلام رهبری را هم با سانسور کردن و یا با «نؤمن ببعض» آنطور که میخواهند برخورد میکنند.
ماجرای سید احمد آقا را فراموش نکنید. بنی صدر را هم جهت آقای هاشمی مثال زدم. امروز فیلم سخنرانی سید حمید روحانی بدستم رسید. شاید قسمتیهایی از آن را گذاشتم. همینطور فیلم اعترافات این دادگاههای اخیر. اعترافاتی که پخش نشده.
