سفرهای استانی دولت دهم بدون در نظر گرفتن گرایش سیاسی و اجتماعیاش و حواشی پیرامون آن و بدون در نظر گرفتن رئیس آن٬ میتواند حرکتی با آیندهای خوب و اتفاقی زیبا باشد. تاکیدی که رهبری به یک دولت برای رفع مظلومیت از فرهنگ داشته با محور فرهنگی بعد از دو دوره برگزاری سفرهای استانی با محور سازندگی٬ برای این سفرهای شاید برآورده شود اگر آنچه که باید صورت بگیرد.
اما نکتهای که ذهنم را مشغول کرده و البته اقرار هم میکنم که چندان برای پی بردن به ساختارش تلاش نکردم٬ منظور از رویکرد فرهنگی در این سفرهاست. آیا صرف تشکیل کارگروه های فرهنگی و تصویب بودجههای فرهنگی و شرکت در رئیس دولت در این کارگروه و دیگر برنامههای فرهنگی یعنی رویکرد فرهنگی؟
آنچه که مشخص است ظرافت و حساسیت فعالیتهای فرهنگی است و با توجه به برخوردهای غیر تخصصی در حوزههای مختلف کشور ما٬ لزوم متخصص فرهنگی و اراده برای توجه به این تخصص و حساسیت است. فرهنگ ما یعنی دین ما و وقتی به اهمیت و دقتش اذعان کردیم نمی توانیم به راحتی از کنارش بگذریم.
به راستی چه اهل دقت و متخصصی در این سفرها راهبری فرهنگی را بر عهده دارد. اینکه رئیس دولت٬ همانطور که رهبری فرمودند در زنده کردن بسیاری از شعارها و فرهنگهای انقلابی اقدام کرده و رویکرد مذهبی کما بیش در فعالیتهایش مشاهده میشود٬ اما تخصص و تلاش او در زمینه اجرایی است و نه فرهنگی. و حتی گاهی کار مشکل میشود که امثال «مشایی» به عنوان اسلام شناس از طرف او معرفی میشود!
همه اینها مقدمهای بود برای دقت در دوسفر مشهد و تبریز. برنامهها به شکلی تنظیم شده و یا به هر دلیلی به شکلی صورت می گیرد که سخنرانی رئیس جمهور نزدیک و یا همزمان با نماز ظهر است. آیا فوت شدن نماز اول وقت مجتمعین برای سخنرانی رئیس دولتی که در سفری با عنوان فرهنگی آمده فعالیتی فرهنگی و یا تبلیغات فرهنگی باشد؟
حتی اگر بنا را بر صحت بگذاریم و البته که معمولا همیشه همینطور بوده و بگوئیم رئیس جمهور و اهالی سفر نماز اول وقت خود را می خوانند و بر سخنرانی ترجیح نمی دهد آیا نمیشود وقت و برنامهها را با توجه به تجربه سه دوره سفر به شکلی تنظیم کرد که یا قبل از اذان برنامه تمام شود و یا حداقل برای تبلیغ نماز اول وقت هم که شده ترتیب نماز اول وقت و جماعت برای حاضرین داده شود؟ نمیشود گفت که عملی نیست که «کار نشد ندارد» و همت فرهنگی میطلبد.
این داغ فرهنگی برای نماز امری است که دقت نظر در این سفرهای فرهنگی را می طلبد. نمیشود بی اعتنا به نماز اول وقت و جماعت بود و برای امام عصر و تعجیل در فرجش دعا کرد!
نکته بعدی هم درباره یک کلمه از سخنرانی رئیس جمهور در سفر به تبریز :«دشمنان بدانند اگر مجددا به دنبال دغلکاری و مفسده در منطقه ما باشند، ملت ما پاسخش همان پاسخ قاطعی است که به اسلاف این آقایان داده است.» به راستی منظور احمدینژاد از«اگر» در این جملات چیست؟ آیا مفسده و دغلکاری در منطقه ما دیده نمیشود؟ شرط اینجا معنی میدهد؟

نویسنده حامد
آبان ۲۹م, ۱۳۸۸
در ۹:۱۶ ب.ظ
سلام درمورد مسائل فرهنگی تاحدود بسیارزیادی باشما موافقم.امااین دوست قبلیمون بدونه که ما خاک پای محمودجونو به سرزلف اغای(نگارش عمدیست)موسوی وامثال هم ترجیح میدهیم.درضمن توی تایپتون یه در اضافه اوردی اقای سعیدی.ومن الله توفیق.
نویسنده خط شکن
آبان ۲۹م, ۱۳۸۸
در ۲:۱۹ ق.ظ
سر بزن به ما برادر
خدا می داند که من میرحسین موسوی را دوست داشتم.