بعد از ماجرای کم اهمیت مشایی در راستای تخریب فضای انتخاباتی علیه دولت، شاهد بحران کردان هستیم. هرکس در این ماجرا موضعی را اتخاذ میکند و در این میان ضربهخوردگان از مواضع انقلابی و مواضع ضد حزبی و گروهی، که اولی عمدتاً اصلاح طلبان و گروه دوم عمدتاً افراد مسمی به اصولگرا هستند را شامل میشوند، بیشترین سوء استفاده را کردند. البته همانطور که رهبری اشاره کردند این فضای تلخ و بد انتخاباتی مربوط به انتخابات است اما برای این دولت به شکل کاملاً رذیلانهتری در حال اجراست.
به راستی مقصر اصلی این بحران کیست؟ آیا احمدینژاد؟ با یک نگاه گذرا و بدون تعصب به راحتی میتوان دریافت که مقصر اصلی در این ماجرا مجلس است. اما چرا؟
کردان یکی از مدیرانی است که سالها در این مملکت کار کرده است و در مناصب مختلف بوده و در نتیجه با هر یک از نمایندگان این مجلس ممکن است ارتباط داشته، کما اینکه به طور خاص با یک نماینده شاخص ارتباط مسقیم پیدا میکند. و البته نمایندگان دیگری هم بودهاند که با او کار کردهاند و خلاصه در کارهای او شریک و در بالا آمدن او مقصر.
حال احمدینژاد باید به دنبال وزیر کشور باشد، اما بهترین گزینه چیست و از چه راهی باید انتخاب شود؟ کردان یکی از بهترین گزینههای پیش روی احمدینژاد است. به خاطر اطمینانی که از فعالیتهای او در مسئولیتهایی مختلف داشته و کسی هم تاکنون به او شک نکرده. از طرفی مهمترین گزینه یعنی خدمتگزاری که ظاهراً در او بوده و نمایندگان زیادی به علت همراهی با او به عنوان شاهد گفتهاند، از طرفی اصولگرایی به علت همراه بودن با افراد اصولگرا و از طرفی دکترای او که باعث مشغول بودن او در ردههای مخالف شده. خب علیالقاعده احمدینژاد با اطمینان به انتخابهای مسئولین گذشته و فعالیتهای او بدون اینکه رسم باشد که نام مدیر مدرسه ابتدایی او را هم بداند(!) به مجلس معرفی میکند. تا اینجای کار بدون هیچ نقصی و با اعتماد به بکارگیری او توسط طیف اصولگرایان پیش میرود.
البته نکته مهم در این میان این است که باید شخصی به مجلس معرفی شود که مجلس او را بپسندد، یعنی علناً گزینههای عدالتخواهی، پاک دستی و حتی کارآمدی کنار گذاشته میشود و باید کابینه (مجلس!) یک دست باشد! البته احمدینژاد هم مجبور به جمع این صفات میشود و افراد مناسبتر از گردونه به خاطر سیاستبازی عدهای حذف میشوند.
شخصی به مجلس معرفی میشود که مورد وثوق رئیس و به تبع، جمع کثیری از آنان است و دیگر حرف خاصی برای گفت نمیماند اما ناگهان به خاطر فضای مجلس برای رأی دادن که نکات ریز هم مورد توجه قرار میگیرد، عدهای به گذشته مورد اطمینان بزرگان مجلس شک کرده و اعتراض میکنند اما مگر فراکسیون و حزب کشک است و هیچ کاره!
به طور خلاصه میشود گفت که احمدینژاد نتیجه کرنش خود در برابر خواستههای غیرعقلانی عدهای سینهچاک تحزب را میبیند و باز هم دولت در معرض بحران دیگری قرار میگیرد. همینجا اشاره میشود که از این جهت بحران گفته میشود که به عنوان یک نمونه کوچک میتوان به روش اصلاحطلبان اشاره کرد که اگر در انتخاباتی رأی نیاوردند دم از تقلب در انتخابات میزنند(!) و اکنون که سوژهی جدیدی هم دارند میتوانند بهتر مانور بدهند، البته این به جز دوستان ضد انقلاب آنان در خارج از کشور است که باز هم به این وسیله میتوانند ایران را بکوبند.
خلاصه کردان رأی میآورد اما ناگهان نمایندهای ثابت میکند که کردان مدرک ندارد! و باقی ماجرا که دیگر همگان میبینند.
نکتهی نگفتنی در این میان برداشتی است که میشود؛ مبنی بر اینکه در راستای فضای انتخاباتی و برای تشدید و ادامه دادن در راستای ماجرایی که بالاخره بعد از بیانات رهبری عدهای(!) فهمیدند کم اهمیت است، فضای رای را به سمت کردان سوق دادند. به این ترتیب که با آگاهی از مشکلی که بعد از انتخاب او بوجود میآید و یا میآورند میتوانند بار دیگر دولتی که با آمدنش راههای قدرت و ثروتشان بسته شده و دیگر حرف زورشان خریدار ندارد، تحت فشار قرار بدهند و در تضیفش بکوشند تا زمینهی پررنگتری را برای دلخواه خودشان در انتخابات آینده رقم بزنند. هرگز سیاست را ساده نگیرید، مگر اینکه شطرنج بازی نکرده باشید!
پینوشتـ……………………………………………………
۱. البته ماندن و ادامه کار کردان هم ماجرای دیگری است که با دو عنصر صبر و اوضاع کنونی دولت و فضای سیاسی قابل تحلیل است و شاید بماند برای آینده.
۲.با دقت در بیانات رهبری متوجه میشوید که این دولت در دو چیز خاص است: یکی حمایتهای رهبری و دیگری تخریب خصوصاً نزدیک انتخابات. جالب است، مگر نه؟
هر وقت می پرسیدیم رجانیوز چرا دارد با این شیوه رسانه ای کار می کند و چرا این همه تند و بی منطق جلوه می کند، جواب می شنیدیم که بالاخره باید یک جایی وجود داشته باشد که مرزها را مشخص کند و تا جایی که می شود پیش برود و الخ.
این روزها رجا هم نامه می نویسد به آقای رییس جمهور و درخواست برکناری کردان را می کند. اما شما باز هم این مشکل را به گردن دیگران و مشخصا به گردن مجلس می اندازید.
دوست دارم بدانم چه تاکتیکی پشت این عملکرد نهان شده است.
گر اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی !
اشتباه خود را در کامنت تصحیح فرمایید:
کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی. و جهت بالا رفتن سواد شما عرض میکنم که کل با فتحهی کاف به معنای کچل و بیمو میباشد.
درضمن جواب شما به آقای اجرایی بر اساس یک سفسطهی کودکانه و کهنه است. شما موظف بودید فقط به سؤال ایشان جواب میدادین نه اینکه آن را به مسالهای دیگر که بیربط است حواله و از زیر جواب فرار کنید. درضمن من فکر میکنم هر کسی حق سؤال کردن از تمام مسئولین از رهبر گرفته تا پایینترین مسئولین را دارد و مسئولین هم “باید” به ایشان جواب بدهند. حالا این شخص هر کارهای میخواهد باشد. هم دین (نهجالبلاغه) هم قانون و هم عقل انسان این را تایید میکنند.
یا حق
سلام علیکم. برادر من. بپذیر که مقصر اصلی در قضیه کردان و مشایی و بقیه آقایان، رئیس جمهور محبوبمان است که هرچند بنا به فرمایش مولایمان «پرتلاش و انقلابی» کار می کند اما گاهی وقت ها با اشتباهاتی این چنین دهان یاوه گویان افساد طلب را برای توهین بیشتر باز می گذارد. به نظر من انقلابی ترین اقدام ممکن عزل این چنین آدم هایی است. باید از کسری کابینه و رای اعتماد مجلس به کل کابینه نترسید. یا علی.
مهدی سعیدی Reply:
مهر ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۹ ب.ظ
سلام علیکم
درباره مشایی حرف شما را میپذیرم اما دلیل من را دیدید، حالا نقض کنید و برای حرف خودتان دلیل بیاورید تا بپذیرم…
البته من درباره ادامه کار او بعد از مشخص شدن ماجرا چیزی ننوشتم و مخالفت خودم را با وجود او با آوردن عنوان «بحران» کردان نشان دادم…
من شروع ماجرا و اصل آن را گفتم
در هر صورت ممنون
علی یارتان
ارسال نظر

مهدی سعیدی Reply:
مهر ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۱۲ ب.ظ
شاید نظرات امثال این نظر با نظر مخالف شما از اینجا نشأت می گیرد که با پیش فرض و سریع نتیجه میگیرید.
خب همانطور که بقیه برای منطق خودشان معیار دارم شما هم آزادید بر اساس منطق خود منطق حمایت از دولت مورد حمایت خاص رهبری را بی منطقی فرض کنید.
من مخالف برکناری کردان نیستم همانطور که وجودش را بحران گفتم. من دلایلم را گفتم، شما نقض آن را میآوردید.
تاکتیک این عملکرد نهان نیست. درخواست رهبری است برای ایجاد فضای آرام و اشاره به تخریب ویژه دولت و اینکه به نظر من مصادق این دو مورد در این بحران وجود دارد
پاسخ به اين ديدگاه
حسن اجرایی Reply:
مهر ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۳:۱۶ ب.ظ
قبول دارید که حمایت از دولت حتی به انگیزه ی رفتار و دستور رهبری، توجیهی برای نزدیک شدن به مرز بی منطقی در حمایت فراهم نمی کند؟
پاسخ به اين ديدگاه
حسین Reply:
مهر ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۷ ق.ظ
فکر می کنم که آقای اجرایی به جای فکر کردن به مسائل کلان کشور بهتر است که بپردازد به مشکلات آن نشریه الکترونیکی سکولار منشش !
گر اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی !
یا علی …
پاسخ به اين ديدگاه
حسن اجرایی Reply:
مهر ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۰ ق.ظ
چشم. ببخشید.
پاسخ به اين ديدگاه
حسین Reply:
مهر ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۴ ق.ظ
خدا ببخشه !
پاسخ به اين ديدگاه