این روزها خیلیها به دنبال فدائیان ارزشها و کفن پوشان و معترضان به ضد ارزشها هستند. امروز کسانی دنبال آنها هستند که تا دیروز نمیخواستند و نمیخواهند سر به تن آنان باشند. آنان را خشک مقدس و متحجر میپنداشتند. امروز از وبلاگهای ضعیف طیف اصلاحات تا آخوندهای حزبی آنها تا روزنامههای محلی و پرمدعا و عقدهای مثل ۱۹ دی قم، همه دنبال کفن پوشها هستند.
نکته جالب اینجاست که این جویندگان کفن پوشها آنان را به سیاسی کاری متهم میکنند. میگویند شما که تا دیروز برای هر مناسبتی راهپیمائی راه میانداختید و کفن میپوشیدید امروز چرا با حاکم شدن طیف ارزشی برای اتفاقاتی مثل مشائی ساکت هستید؟ یعنی دشمنان خودشان از کم کاری دشمنشان، یعنی کفن پوشان گلایه میکنند! این یعنی سیاسی بازی.
اما چرا کفن پوشها امروز دیگر پیدایشان نیست؟
با آمدن خاتمی خیلی اتفاقات برای ارزشهای این مردم پیش آمد و خیلی خطوط شکسته شد و ناگهان با فضای جدیدی آشنا شدند. هرچند من موافق با این مواجهه هستم و بودم اما فراموش نمیکنم چشمهای گریان و مضطربی را که دیدند برای اولین بار در تلویزیون نشان داده شد که برای حرفهای یک سید معمم کف میزنند و دختران و پسران به آن شکل در کنار هم هستند و در ضمن حرف از آزادی هم زده میشود. در آن چهارسال دیدند که چگونه خط و ربط ها به دشمنشان ربط پیدا میکند. از اخطار علمایشان در این باره برای چمدانهای پر از دلار تا اتفاقاتی مثل کنفرانس برلین. خلاصه همه اشتباهات از همان اول که رسانههای بیگانه از شعار اصلاحات و آزادی آن دولت استقبال کردند، برای کفن پوشان اینگونه تداعی میکرد که اتفاقی نیست. آنها هنوز هر هفته به گلزار شهدا میرفتند و هر هفته در هیئتشان هیهات من الذله سر میدادند. پس چطور میتوانستند سکوت کنند؟
اما امروز چرا ساکت هستد؟ اولا دیدند که با عوض شدن طیف فکر حاکم دشمن هم با این طیف دشمن بود. پس خیالشان بر اساس حرف امامشان راحت شد که کسی در این دولت قصد تیشه به ریشه زدن ندارد. اما در این طیف هم اشتباهاتی میدیدند و میبینند که چندان فرقی با طیف گذشته نمیکند. ولی فهمیدند که این اتفاقات اتفاقی است. وقتی مشائی حرف غلطی زد دیدند که عدهای که بر ضد شعارهای انقلابی مورد حمایت رهبری کار میکردند دارند از این ماجرا سوء استفاده میکنند، پس دیدند که نمیتوانند با همانها که بر علیهشان کفن پوشیدهاند همراه شوند و وقتی رهبرشان گفت که موضوعی بیاهمیت بوده خوشحال شدند که کفن نپوشیدند. آنها اتفاقات عمدی و غیر عمدی را به راحتی تشخصی میدهند، به همین خاطر فریب القائات و تحریکهای دشمنان را برای به میدان آمدن نمیخورند و گوش به سیاسیبازیهای آنان نمیدهند. هرچند از شیوههای دیگر اعتراض میکنند و ساکت نمیشوند. آنها بر خلاف آنچه که دشمنانشان میخواهند مقتضیات زمانشان را میشناسند.
البته شکل دیگری هم برای این ماجرا متصور است. و آن هم اینکه دولت خاتمی آنقدر با حرکات و برنامههای خود ضد ارزشها عمل کرد که این مردم بیحس شدند. نمونه اندکش همین حجاب که دوران خاتمی مسبب شکستن قبح آن است و مطمئناً مسببان آن در پیشگاه عدل الهی هیچ جوابی نخواهند داشت. فراموش نمیکنم که زمانی بحث آمران به معروف نازکی جورابهای خانمها بود اما امروز پوشیدن شلوار مناسب!
پینوشتـ………………………………………………………
۱. حرف و دلیل برای گفتن زیاد داشتم ولی فعلا به همینها بسنده میکنم. شاید این پست شماره دومی هم داشته باشد. پس با هم تبادل نظر میکنیم.
۲. لینک مربوط و توضیحات بیشتر: کفن پوشان در کجای معادلات سیاسی ایران قرار دارند؟
۳. البته یک طرفه هم به قاضی نمیروم و سکوت شرم آور و خروش دیر هنگام برای اتفاقاتی مثل توهین به قرآن و پیامبر را هم قابل قبول نمیدانم. انگار حال که دشمن ما یک جبهه عقب تر رفته و باید برای حرکتهای بیرون از مرز بخروشیم تنبل شدهایم.
به نظر من این که دیروز بحث بر سر جوراب نازک بودو امروز بر سر شلوار بر می گردد به سیاست ها ی اشتباه در این مورد. خاتمی موثر بود در این مورد اما برخوردهای سخت و توهین آمیز و اجباری اوایل انقلاب هم بی تاثیر نیست
وب شما در سولدوز لینک شد
سلام حاجی …
ایمیل خصوصیت رو بفرست کارت دارم
یا علی …
مهدی سعیدی Reply:
آبان ۲م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۴ ب.ظ
سلام
تنها ایمیل و ایمیل خصوصیام همینی است که سمت راست زیر عکسم میبینید..
در خدمتیم
یا علی
سلام – جالب بود – من این مطلب را لینک کردم – یا علی
دلت را با این چیزها خوش کن. نه کفن پوشها نه احمدی… درد دین ندارند . مریض مطرح شدن هستند
با سلام
فکر میکنید چرا کفن پوشان (سادهدل و یا مزدور) امروز در خیابانها نیستند، چون به آنها نگفتهاند که به خیابانها بیایند، چون مدام در گوش آنها نخواندهاند که «چه نشستید که اسلام از دست رفت»، چون به آنها نگفتهاند که این دولت ضد اسلامی و ضد دینی است! این مزخرفات را مدام در جلسه به خورد یک سری آدم ساده دل و یا مزدور بدی معلومه برات میآیند توی خیابون یه روز به خاتمی فحش میدن یه روز میرن وزیرش رو کتک میزنند، یه روز زیر تربیون دانشجوی میزنند (همون کاری که آقای بزرپاش عزیزتون رو به نوا رسوند!) یه روز دانشجو رو کتک میزنند، یه روز میرن منزل آقای منتظری رو داغون میکنند (بر خلاف نظر امام) و یه روز یه بنده خدا رو روز روشن با گلوله میزنند توی صورتش و بعد هم راست راست تو خیابونها میگردند.
آره عزیز این جماعت ساماندهی میشوند توسط یک سری بیدین که لاف دینداری و انقلابی بودن را میزنند ولی از هیچ روشی برای نگهداری قدرت در دستشون دریغ نمیکنند. بعد از دوم خرداد هم که مردم به تفکری کاملا متفاوت رای دادند این جماعت که قدرت را از دست رفته میدیدند افسار پاره کردند و تمام سعی خودشون رو برای درست کردن ۹ روز یه بحران انجام دادند.
دولت عدالت محور …
و خداوند توجیه را آفرید
قبول باشه حاج آقا….
انشاءالله دیدار شما با کردان و مشایی در قیامت
باهم محشور شوید انشاءالله
[...] موردی و اشتباه ریشه ای را در بقیه زمینه ها هم ببینید، این نوشته هم جالب [...]
سایت شما دقیقا معنای واقعی یک توالت عمومی است.هرچی نظر و تحلیل احمقانه و لمپنی هست را جمع کرده اید!
ارسال نظر

مهدی سعیدی Reply:
آبان ۲م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۵ ب.ظ
بحث سر اوایل انقلاب نیست.. حال اول ریاست جمهوری خاتمی هم نیست…. من هرگز جو تهران در سالها اول خاتمی را یادم نمیرود
پاسخ به اين ديدگاه