دوستی از کار یکی دیگر از دوستان که هر از گاهیمیبینمش گفت که بسیار برایم جالب بود. در حقیقت فکر میکردم اینگونه برخورد کردنها دیگر در جامعه نمیگنجد و یا اینکه دیگر کسی به این فکرها نیست. یعنی کسی هست که فکر کند خدا دروغ نمیگوید!
گفت که دو دختر بدحجاب* وارد مغازه این دوستمان شدند و خواستند که وسیلهای بخرند که با تذکر دوستمان روبرو شدند. بعد از امتناع آن دو دختر، دوستمان هم گفت که من به شما چیزی نمیفروشم و آن دخترها هم رفتند. به همین راحتی، به همین خوشمزگی! نکتهاش اینجاست که این دوستمان همچین کاسبی درست و حسابیای هم ندارد و بنده خدا یک جورهایی هشتش گرو نهش است، اما گویا ساده بازی درآورده و حرف خدا را باور کرده!
ما که حرفهای خدا را باور نکردیم، شما چطور!؟
مثلاً حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودهاند:«به راستی که امر به معروف و نهی از منکر دو صفت از صفات خداوند سبحان است که نه مرگ کسی را نزدیک میکنند و نه از روزی کسی میکاهند.» خب شما بفرمائید باور میکنید!؟
البته نامردی است که نگوئیم که این واقعه در قم رخ داده و اگرنه تهرانیها که چوب کارهای نکرده قبل خود را میخورند و دیگر نمیتوانند آنطور که باید، بله… .
پینوشتـ……………………………………………
* البته اگر به واژه بدحجاب عقیده دارید، چونکه ما بر این عقیدهایم چیزی به نام بدحجاب نداریم. وقتی دیگر قسمتی از آنچه باید رعایت نشد، دیگر حجاب نیست که حالا شما بخواهی با یک قید کمی تلطیفش کنی.
- راستی کسانی هم که فرارسیدن محرم را روزشماری میکنند در باره رابطهاش با امربه معروف باید شنیده باشند!
بابا خوب کار بندگان خدا رو راه می نداخت آخه! شاید مودشون فوری بوده!;)
تقارن روز جهانی ایدز و روز مجلس را گرامی میداریم
ارسال نظر

مهدی سعیدی Reply:
آذر ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۶ ب.ظ
اتفاقا نکتهاش اینحاست که این دوستمان هم فوری باهاشان برخورد کرده
پاسخ به اين ديدگاه