اگه نتوانیم با خودمان کنار بیایم پس شما مشکل دارید!
تاریخ: چهارشنبه, ۲۸م اسفند, ۱۳۸۷، ساعت: ۱۰:۱۵ ب.ظ

یکی از وبلاگ‌های قدیمی اصلاح طلبان و به طور خاص از مشارکتیون که ید طولائی در اپوزیسیون‌بازی و نوشتن‌های حرف‌های بی‌ربط و پرت دارد، تا آنجا که حوصله جناب فیلترچی را هم سراورده و با خیال راحت آن را از دسترس عمومی خارج کرده به نام جمهور است.

این وبلاگ در یکی از آخرین پست‌های خود مطلبی از همسلکان که عضو مرکزی مشارکت است، را منتشر کرده که هرچند این نظرات مسبوق به سابقه بوده، اما وقاحت این مطلب آنچنان عریان است که ما را از اشاره به آن کنار نخواهد گذاشت.

مطلب مورد نظر که درباره اعلام صرفنظر خاتمی از انتخابات بود، بعد از پنج مورد درباره حزب مطبوعش و اتفاقات افتاده پنج راه حل در برابر دوستانش قرار می‌دهد:
«۱- بازگشت خاتمی
۲- معرفی کاندیدای حزبی
۳- تن دادن به اجماع بر سر هر یک از این دو نامزد باقی مانده
۴- حمایت از یکی از آنان در صورت عدم اجماع
۵- کناره گیری از انتخابات و زدن مهر انتخابات نمایشی به انتخابات دهم»

برداشت شما از نحوه چینش این موارد چیست؟ گزینه آخر را یکبار دیگر مطالعه بفرمائید. اول چیزی که به ذهن می‌رسد کودکانه برخورد کردم آنان با مسائل است، ضمن اینکه همه چیز را تا زمانی قبول دارند که موافق نظرشان باشد و اگر حتی مشکل هم از خودشان باشد مسئله را کلا زیر سوال می‌برند. که در عرف دیکتاتوری می‌گویند.

مرد آغاز دهه چهارم انقلاب، دهه پیشرفت و عدالت کیست؟
تاریخ: دوشنبه, ۵م اسفند, ۱۳۸۷، ساعت: ۹:۴۷ ق.ظ

انقلاب و جمهوری اسلامی که ما در آن قرار داریم، قرار است به دست صاحب اصلی آن یعنی حضرت صاحب الزمان برسد، انقلابی که سی سال عمر کرده و اکنون همه نوع اتفاق و دشمنی به خود دیده. شاید ما نوجوانان خیلی از حساسیت‌ها نسبت به این انقلاب را درک نکنیم و شاید هم حق داشته باشیم، اما هر چه باشد هم اکنون ما میراث دار نسل‌هایی هستیم که از ده‌ها سال قبل منتظر لحظات کنونی ما بودند. دهه‌ای که در پیش ماست، یعنی دهه ای که در دستان ماست در واقع دهه نمایش اسلام و فرهنگ مومنانه است. هم اکنون اگر اسلام که در واقع ایران در جهان تبدیل شده به نماد آن، تنواند به دوران طلائی خود و آقائی خود در جهان برسد، نه تنها به قول برخی صاحب نفسان باید شاهد به تأخیر افتادن امر فرج باشیم، بلکه ناکارآمدی اسلام به غلط برای جهانیان نمایش داده خواهد شد و در این میان ما چه جوابی در برابر پدران خود یعنی پیامبر اعظم و حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیهما) خواهیم داشت؟

کمتر از سه ماه دیگر ما در برابر انتخابی برای آغاز راه و سرنوشت این دهه مهم و این جایگاه حساسی که هستیم، قرار می‌گیریم. سکان اجرائیات این نظام مهم را به دست چه کسی خواهیم سپرد؟ البته امتیاز و فرجه ای که خدا برای ما دراین میان قرار داده که گزینه‌های پیش روی ما شناخته شده و آزمایش شده هستند. انتخاب برای کسانی که راه و هدفشان مشخص است و می‌دانند چه می‌خواهند مشخص است، اما وظیفه ما در برابر سایرین چیست؟

نکته دیگر اینکه باید از انقلاب یاد بگیریم، انقلابی بودن است. یکی از شرایط انقلابی بودن، و البته در فضای مؤمنانه زندگی کردن گزینه رفاه را در برابر آرمان‌های اسلامی و انقلابی در آخرین رده‌های اهمیت قرار دادن است. همانطور که پیامبر در طول زندگی خود و در ایام زندگی در شعب ابوطالب با سخت‌ترین حالت ممکن زندگی می‌کردند و مردم ما در انقلاب و سپس در جنگ با دشواری‌هایی در زندگی مواجه بودند، هرچند ما نسبت به آنان در رفاه بوده‌ایم و باید هم به بالاترین سطح رفاه برسیم، اما این وظیفه را بر دوش خود بدانیم که ارزش‌ها و راه و هدف خود را بر هر چیزی مقدم بدانیم.

از هم اکنون به فکر تعیین سرنوشت خود و دیگران در سه ماه دیگر باشید… .

گردونه رو بچرخونید…گردونه رو بچرخونید…
تاریخ: چهارشنبه, ۲۰م آذر, ۱۳۸۷، ساعت: ۴:۰۳ ب.ظ

خب خدا را شکر(!) گویا چیزی به نام رهبری باز هم در میان اهل سیاست ما رخت بربسته بوده است و همچنان چون منبری که دو گوش در و دروازه تقدیمش می‌کنند، برخورد می‌شود. حدود یک ماهی از این سخن گذشته که:« بعضى از افراد از حالا مسائل انتخابات را شروع کردند – با اینکه هنوز خیلى هم مانده، عجله کردند – این مسائل انتخاباتى خیلى مهم است و اهمیتش در نزدیک انتخابات، از جهت حضور در عرصه‏ى انتخابات است؛ اما اهمیت امروزش از جهت مشغول کردن افراد به یکدیگر، گلاویز شدن با هم، بدگوئى کردن از همدیگر و منصرف کردن ذهن‏ها از مسائل اصلى است. مراقب باشید.» بله فرمودند مراقب باشید اما گویا ملقبین به اصولگرایی دچار بیماری مزمنی هستند به عنوان خود رهبری و اظهار پیروی از رهبری خیالی!

بر دوستان اصلاح طلب که حرجی نیست. چون از جایی آمده‌اند و راهشان به جای مخصوصی از اقوام این سرزمین است. حسابشان با کرام الکاتبین و دین مخصوص خود دارند. و اصولاً آنکه به ده راهی نباشد به دهخدا چه کار؟

اما سخن از آن دسته دیگر دوستان است که بیماری مزمن مذکور را به قباله سیاسی‌کارهای خود سنجاق کرده و یدطولائی در استفاده از قسمتی از بدن خود دارند و چو آسمان به ریسمان ببافی در میان زمین آسمان آنها را پیشگام خواهی دید و غبطه را میل خواهی کرد. کلام از آنجا منعقد می‌شود که با بالا بردن پرچم وحدت دوستان در گوشه‌ای دیگر چندی بعد دیگری را نظاره خواهی کرد که شلنگ طهارت به اعمالشان می‌گیرد و به طهارت عتیقه و غیر عتیقه موجود می‌پردازد!

خلاصه ناگهان طبل توخالی وحدت که بر آن کوبیده می‌شد و قرار بود صدایش فردا در بیاید «جر» می‌خورد و کلنگ از آسمان می‌افتد و نمی‌شکند. و در این بین کلنگ قصه ما ولی زخمی‌هایی می‌آفریند. تا آنجا که خیس شده‌گان از این طهارت با ابراز ارادت و احترام به بستگان نزدیک شلنگ گیرنده که از قضا به کر هم وصل است، مبسوط از خجالت مذکور درمی‌آیند!

این شاکی اول داستان ما که علاقه‌ به فوتبال و انداختن توپ در زمین حریف داشته در پیشگاه آن صاحب مقام شامخ عرض کرده است که:«عضو شورای مرکزی حزب موتلفه تاکید کرد:” آقای هاشمی رفسنجانی از زمان آخرین کنگره حزب جمهوری اسلامی تزی را در مسجد شهید مطهری مطرح کردند که روی همان تز باقی مانده اند.” وی تصریح کرد:”تز آقای هاشمی این بود که حزب جمهوری اسلامی ترکیب جبهه‌ای باید داشته باشد به این مفهوم که شخصیت‌های مختلفی که در صحنه سیاسی کشور بودند با سلایق و مبانی فکری گوناگون در شورای مرکزی حزب حضور داشته باشند.” ترقی در پایان اظهار داشت:” این تز آقای هاشمی رفسنجانی در همان زمان با مخالفت مقام معظم رهبری مواجه شد چون ایشان اعتقادی به ایجاد چنین تشکیلاتی نداشتند چه برسد به این‌که در سطح اجرایی کشور پیاده شود.”»

حال ادامه شکّات این ماجرا به کدام دیوان پناه برند و به که عریضه بنویسند باید صبر کرد و ادامه این کارتون مفرح را از دست نداد که مسبوق به سابقه بوده و نمونه آن را در ماجرای پایان جنگ و دفاع مقدس دیده‌ایم ولی این بار این جنگ احزاب به کجا خواهد رسید و آیا تاریخ دوباره تکرار خواهد شد سوالاتی است که برای پاسخ آن صبر کرد.

و یاد مسابقه‌ایی می‌افتیم که مجری و تماشاگر همه با هم می‌گفتند: گردونه رو بچرخونید…گردونه رو بچرخونید… :D و اینقدر اینکار را تکرار بکنید و یا آنقدر آش را هم بزنید تا ببینیم که چه چیزی عاید چه کسی خواهد شد؟

و در این میان دکتر خودمان را عشق که بدون توجه به این اوضاع خیلی خیلی مفرح سخت به کار خود مشغول است و ظاهراً کاری جز خدمت رسانی مشغولش نکرده.

« دشمن طراحى میکند. تو میدانى که او درست کرده، بازى نکنید؛ چون چه ببرید، چه ببازید، به نفع اوست. طراحى دشمن ایجاد اختلاف است، ایجاد ناامیدى است، به جان هم انداختن فعالان سیاسى است، منزوى کردن خط اصیل و ارزشهاى اسلامى است. این کارها، نقشه‏هاى دشمن است…»

بیربط نوشتـ………………………………………….
خب این مطلب به بالایی ربط نداره: من مدتی است که دیگر در جامعه مجازی فرندفید فعالیت خاصی ندارم و کنار گذاشتمش. امروز به طور ناگهانی و اتفاقی به یک فید که دررابطه با من و نام کاربری که آنجا انتخاب کردم برخورد نمودم که خالی از لطف نیست باقی دوستان هم مطالعه بفرمایند و حض ببرند

آقای خاتمی ما هم از کاندیداتوری شما حمایت می‌کنیم
تاریخ: شنبه, ۲۷م مهر, ۱۳۸۷، ساعت: ۵:۳۸ ب.ظ

ما با همه شدت و غلظت موضعی که نسبت به آقای خاتمی داریم، اما به نظر می‌آید آمدن  آقای خاتمی برای این دوره از انتخابات بسیار ضروری است. اگر بخواهیم همه صحبت‌هایی اعم از استعفای او بعد از ریاست جمهوری‌اش از تمام مناصب اجرائی یا فایل صوتی منتشره از او در خبرگزاری فارس مبنی بر شکرت نکردن در انتخابات را نادیده بگیریم، و نگاهی به سایت‌ها و وبلاگ‌های سبز شده در اینترنت برای حمایت از آمدن آقای خاتمی و زمینه‌سازی‌ها و تبلیغات و خودزنی‌ها داشته باشیم، ما هم از آقای خاتمی دعوت می‌کنیم تا در این انتخابات شرکت بکند.

شاید بر خلاف عده‌ای از دوستان علاقه‌مند به ارزش‌ها که از آمدن خاتمی نگران خواهند بود، باید با کمال اطمینان ورود خاتمی را منشاء جدی یکسری خیر و برکات دید.

البته قبل از این دعوتمان به ایشان حق می‌دهیم به دو دلیل بالا  یا به خاطر عده‌ی مخالفی که در جریان اصلاحات بر علیه ایشان هست، یا به خاطر اتهامی که در اثر نامزد شدن مجدد ایشان به اصلاح طلبان وارد می‌شود، یعنی قحط الرجال و نبود نیرو در جبهه اصلاحات، یا پروند بلند بالای آماده برای رد صلاحیتشان از دست دادن با زنان ایتالیایی در بلاد کفر تا سخن‌های مورد دار و حتی عملکردشان در دوره ریاست جمهوری‌شان، و یا حمایت‌های آن‌ور آبی(!) و یا رأی نیاوردن گروهی که با تبلیغ تمام عیار و خرج کردن از کیسه خاتمی برای رأی آوردن کم نگذاشتند و آخر این نام خاتمی بود که رأی نیاورد و… قید شرکت کردن در انتخابات را بزنند.

اما خواهشمندیم که شرکت بکنند. دوستان ارزشی هم از این نامزدی نه تنها نهراسند (که همینطور است) بلکه استقبال هم بکنند. حتی در سایت‌هایی مثل رجا نیوز، انصارنیوز و … قسمتی را برای تشویق ایشان برای شرکت در انتخابات قرار بدهند. نه تنها اشکالی نخواهد داشت بلکه تماماً صحیح است.

بگذارید آقای خاتمی و یک کلام تفکر اصلاح طلبی با آن مختصات خاص خودش خود را بیازماید تا با شکست در انتخابات آینده، برای همیشه حساب کار خودش را بکند. بگذارید با رأی شرکت و رإی نیاوردن خاتمی هرچند که باعث کاهش آرای احمدی‌نژاد بشود، بفهمند که دیگر عمر اینگونه بازی‌ها با مردم به سر آمده و جایگاهی ندارند. بگذارید تا تیر خلاص به این تفکر غلط در کشور خرده بشود و این بیماری از تفکر سیاسی آرام آرام خارج بشود تا راهوارتر و سریع‌تر به رشد برسد. بگذارید خاتمی بیاید.

البته امروز خبری از مهر به طور غیر رسمی منتشر شد مبنی بر عدم شرکت خاتمی و معرفی آقای موسوی به عنوان کاندید اصلاح طلبان! گویا آقای خاتمی هم از این طرح خبر دار شده‌اند!

پینوشتـ……………………………………………………..
جدیداً یکی از اراذل وبلاگ نویسی به شکل غیرعقلانی من و یکی از دوستان که تاکنون من را نمی‌شناخته و تاکنون با ایشان رابطه‌ای نداشتم در معرض حرف‌های ناشی از دل درد خویش قرار داده. البته چون برایش موضوعیتی قائل نیستم به این جریان نپرداختم. این پینوشت را هم محض اطلاع و ایجاد زمینه ذهنی برای دوستان نوشتم. امروز هم حرکت بسیار سخیف و غیرقابل بخششی از این دیوانه‌ی وبلاگ دار سرزده که جا دارد به خاطر بعضی فاکتورها دوستان برعلیه‌اش کار کنند.  یعنی باید به این شکل بگویم که مدعیان دفاع از ارزش‌ها و کسانی که به هر مناسبت یک حرکت وبلاگی راه می‌اندازند، ادعای خودشان را اینجا ثابت کنند. هر کدام از دوستان مایل بودند، ما آمادگی کامل دارم.

اسرائیل آمدن خاتمی را مایه آبرو برای ایران دانست!‬
تاریخ: پنجشنبه, ۲۵م مهر, ۱۳۸۷، ساعت: ۲:۵۴ ب.ظ

سایت وزارت امور خارجه به زبان فارسی، یکی از منابع جالب برای اخبار و مواضع ما می‌تواند باشد. این اصل هم مشخص و نزد همه مورد قبول است که اگر دشمن از ما تعریف کرد باید دید که کجای کار ما مشکل دارد. مدتی قبل و بعد از اتمام حجت رهبری برای تخریب دولت نهم، حسن روحانی به تخریب دولت پرداخت که با استقبال این سایت مواجه شد. از نکات جالب و گرافیکی این سایت یا به قول ادبیات پارسی خودشان تارنما(!) این است که شما زیر لگوی سایت هر روز با یک متن تصویری و رنگانگ مواجه می‌شوید که نکات جذاب و جالبی را از شدت نفرت از جمهوری اسلامی به نمایش می‌گذارد. نکاتی که اهمیت آن برای اسرائیل را می‌توان از محل درج آن در سایت و شیوه درج آن متوجه شد.

اما امروز این سایت مطلبی را در پی برنامه‌های تبلیغاتی تدوین شده برای خاتمی، که هزینه‌های گزاف آن مورد سوال بدون پاسخ دانشجویان یزدی بود و نیز حمایت شداد و غلاظ اطرافیانش برای حضور او، درج کرد که حاوی تلنگر و اهمیت خاصی بود:

به راستی برداشت شما از اینکه اسرائیل آوردن شخصیت‌های بین‌المللی به ایران را برای علم کردن خاتمی دانسته تا شاید کمی آبروی رفته ایران بازگردد، چیست؟ همچنین این سایت به شکل مبسوطی در مطلبی به مقوله جریانات و دعواهاب حزبی برای آمادن خاتمی اشاره کرده و از قول یک روزنامه پرنفوذ آمریکائی آورده که: برخی کشورهای اروپائی شخصیتهائی را بسیج کرده اند تا موجب گزینش دوباره محمد خاتمی به ریاست جمهوری گردند و همایش «دین در دنیای جدید» نیز به همین منظور با حضور شماری از شخصیت های غیردولتی برجسته اروپائی برگزار شد(!)

به راستی چه دلیلی برای برداشت اینچنینی نزد بیگاناگان و دشمنان مردم ایران وجود دارد که آمدن خاتمی برایشان مهم است؟ همچنین در این مطلب آمده: «خاتمی خود چند ماه پیش صریحا اعتراف کرده بود که رئیس جمهوری که مورد حمایت جناح تندرو و متحجر رژیم قرار نداشته باشد، نخواهد توانست کاری از پیش برد. او گفته بود “رئیس جمهوری، یک تدارکچی بیشتر نیست”.
سید علی خامنه ای ماه گذشته جانبداری خود را از ماندن احمدی نژاد در پست ریاست جمهوری به طور تلویحی بیان کرد و از این رو، با آن که مهدی کروبی خود را نامزد احراز این مقام اعلام کرده، گروه موسوم به “اصلاح طلبان” همچنان می کوشند خاتمی را مطرح سازند زیرا به بخت کروبی در برابر احمدی نژاد اعتماد ندارند.»(!)

به نظر می‌رسد این مطالب آنقدر واضح باشند که نیازی به تحلیل بیشتر نیست!

پینوشتـ…………………………………………………..
نکته مهم اینکه این قسمت و نوشته‌ها هر روز به وقت اسرائیل تغییر می‌کند و فقط امروز قابل مشاهده است اما من اصل تصویر را ذخیره و در اینجا منتشر کردم.