هنوز حسین علیه السلام به مکه نرفته، پس چرا محرم شروع شده!؟
شاید هم مشکل از همین جاست که هنوز حسین نیآمده…
و ما آنقدر گرفتار آثار بخشیده نشدنمان در شبهای قدر هستیم که نمیبینیم که فرزندان رسول خدا «ندای هل من ناصر»شان بلند شده…
و نکند که آنقدر گرفتار خویشان و خانوادهمان شده باشیم که به این دلیل به لشکر حسین نرسیم…
هنوز به محرم نرسیدهایم اما گویا این صاحب زمان ماست که خون گریه می کند…
به محرم نرسیدهایم اما ماه حرام چه؟ ماه حرام نرسیده است؟
نائب امام زمان فرمود:«امروز در دنیاى اسلام کیست که از تسلط و نفوذ بیگانگان و کفار در کشورهاى اسلامى دلش خون نباشد؟ دلهایشان خون است و نمیتوانند حرف بزنند؛ به آنها اجازه نمیدهند حرف بزنند. جمهورى اسلامى همان منبر بزرگ و عظیم و جهانى و آزادى است که همان حرفِ در دل آنها و فریاد شکستهى در گلوى آنها را در اینجا با صداى رسا بلند میکند.»
اما چرا این منبر روضه غزه را که میخواند پا منبریها با یکدیگر سخن میگویند و حرف از تعاملات زشت خودشان است. چرا آنقدر مشغولند که عدهای اندکی غلیانشان مجلس را میچرخاند!؟
بیائید دقایقی سکوت کنید و در حسینیه امام زمان روضه امام غائب حاضر را بشنویم…
کجایند کسانی که ادعای انتقام میکنند؟ چرا حداقل در نوشتن ادعایشان را ثابت نمیکنند؟…
و باز هم گریه میکنیم که…
حاجیان روان به سمت کعبه هستند، اما آیا کعبه راه را به آنان نشان خواهد داد؟
پینوشتـ………………………..
در پاسخ به فریاد بلند دوستم این را نوشتم، و اگرنه ما اینقدر ها هم غیرت نداریم!!!
مقدمه: این مطلب برای افراد زیر هجده سال توصیه نمیشود!
به سلامتی و خوشحالی برای عدهای خوش خیال و ساده انگار (و حتی عدهای مریض) اوباما برنده شد و یکی از مهرههای مورد علاقه دشمنترین دشمنان (یعنی صهیون) نسبت به مسلمانان روی کار آمد.
تبلیغات دز ایام انتخاباتی در این کشور بعضاً به شکل مخدری برای دوری مردمشان از مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حتی سیاسی نقش بازی میکند. به این شکل که با ایجاد فضا و خرج کردن میلیاردها دلار که خرج بسیار گزافی است درصدد ایجاد فضای کاذب شور و نشاط آن هم فقط سیاسی هستند، هرچند در آخر آن چیزی نصیب خود مردم نشود و مانند دوران بوش فقیرها فقیرتر و اتفاقاتی مثل سیلهایی که آمد و عدهای بیخانمان شدند به فراموشی سپرده شوند.
استحمار نوینی که با خفه کردن ذهن و پویایی مردم در انواع تبلیغات و حتی ضد تبلیغ به نفع خود و اجازه ندادن به مردم برای رشد روحیه پرسشگری و انتقاد به این شکل که خود عدهای انتقادها و سوالها در حد مجاز را منتشر میکنند تا سطح انتقادها در حد همان مورد دلخواه سرمایهداران و چرخانندگان قدرت باقی بماند و در آخر هم به واسطه خبرهای منفی و انتقادهای در حد مجاز خود و مورد تائیدشان دم از آزادی میزنند. یعنی خود را متولی قرار میدهند و دیگر مردم نه اینکه نخواهند، بلکه فکرشان محدود در هم ابنکه میبینند باقی میماند که البته همین هم استاندارد سران صهیونیسمشان است.
به راستی چه چیزی بر سر انسان و انسانیت آمده که به این آسانی بردهداری نوین تبلیغاتی در طبل توخالی آمریکا رواج دارد و اندیشمندان اندکی در سراسر جهان فقط اعتراض میکنند؟
اما آنچه مرا واداشت تا بار دیگر به فضای تبلیغات انتخاباتی آمریکا اشاره بکنم، عکسی بود که به طور اتفاقی دیدم و مرا به شدت ناراحت و نگران برای تندتر شدن سراشیبی سقوط انسانیت در آمریکا بود. درست است که ما با دولتها مشکل اساسی داریم و امیدواری ما برای ملتهاست، اما دلیل نمیشود اولا همانطور که در بالا گفتم استحمار آنان را و فرهنگ منحط ریشه دوانده در جانشان (حالا به هر دلیل) را نادیده بگیریم. در هر حال این مردم هستند که با فکر و عقایدشان فرهنگی را شکل میدهند و یا حتی بالاجبار و یا ناخودگاه میکروبهایی درون آنان رسوخ میکند.
شیوههای تبلیغاتی در آمریکا آنقدر سخیف و بدور از حفظ کرامت انسانی بود که نیاز به اثبات آن نیست و حتی یک فطرت پاک هرچند که مسلمان نباشد و به منع احکام اسلامی از آن آگاه نباشد، به آن پی خواهد برد. در یکی از حرکتهای تبلیغاتی بر ضد اوباما، مجسمه بدن او را به شکل آلت مردانه در آورده و به عنوان یک ضد تبلیغ استفاده کردند!!!
شیوههای تبلیغی آنقدر تاسف بار است که در کنار سیاستهای صهیونیستی و شیطانی آمریکا هم باید قرار بگیرد. از طرفی شیوه مضحک انتخاب رئیس جمهور که با جرات میشود گفت مردم نقش چندانی در آن بازی نمیکنند و آن مقدار نقش باقی مانده هم در جریان تبلیغات کاملاً ذایل میشود.
زمانی که این مطلب را مینوشتم خبری از رهبر معظم انقلاب منتشر شد که هرچند قبلا به آن اشاره کرده بودند و مطلبی نوشته بودیم، اما گویا خطری که انتظار شکل گرفتن آْن میرفت به سرعت در حال تسری است. نائب امام زمان با اظهار ناخرسندی شدید از فضای تبلیغاتی و مطبوعاتی کشور فرمودهاند: این فضای بی بند و باری در حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت، مسائلی نیست که خداوند به آسانی از آنها بگذرد و تأکید کردند: تفضلات و رحمت الهی تا زمانی است که ما مراقب گفتار، رفتار و عملکرد خود باشیم زیرا خداوند با ما خویشاوندی ندارد.
این روزهای برای هرکسی چیزی مهم است. برخی به دنبال بزرگ کردن اهمال شخصی برای گرفتن مدرک، که الان وزیر شده هستند. عدهای مهمترین مسئلهشان این است که به سخنان شخصی متمسک بشوند تا دولت نهم را بکوبند. عدهای تمام همشان تبلیغ کاندید مورد نظر خودشان است، هرچند با استفاده از امکانات یک خبرگزاری و تحت یک سازمان باشد. عدهای مهمترین کارشان دعوت از یک آزموده برای آزمایشی دیگر است و از سایت و سخن و تریبونی فروگذار نمیکنند؛ هرچند که آزموده را آزمودن خطاست. عدهای درگیریهای درون گروهی آنها را مشغول خود کرده تا از حق خود برای در معرض رای مردم قرار دادن دفاع کنند. عدهای مهم برایشان شهر خود است و عدهای دیگر تکبر خود هرچند به راه انداختن سوال برای یک موضوع کم اهمیت… . عدهای در فکر رابطه با شیطان بزرگ هستند و فکر میکنند دولتی که خود بیشترین دردسر را برای آمریکا درست کرده الان خواستار رابطه با آمریکاست، در حالی که همینها بودند که بوش ویزای آمریکایشان را شخصاً امضا کرده و گفته که از اینها حمایت میکند. عدهای درصدد هستند که به فرموده رهبری تخریب کنند و همه چیز را گردن دولت بیاندازند، حتی گرانی جهانی را! خلاصه در این دنیای پر تزاحم ردههای بالا به شکل مضحکی نمیتوانی سر یک رشته را پیدا بکنی…
اما ریسمانی هست که تجربهی گذشته و نگاه آینده و ایمان امروز ما را فقط به آن رهنمون میکند:
«اتحاد و اتفاق را ملت عزیز ایران حفظ کنند. تا امروز آنچه به دست آوردهاید، به برکت اتحاد و اتفاق به دست آوردهاید. اتحاد و اتفاق معنایش این نیست که همه داراى یک سلیقه و یک مذاق باشند؛ اتحاد و اتفاق این است که سلیقههاى گوناگون در کنار هم بنشینند، دست در دست هم بدهند، منافع ملى را بر اهواء شخصى مقدم بدارند، خودخواهىها را … وارد عرصههاى گوناگون سیاسى و اجتماعى و تعاملات گوناگون نکنند. این روزها روزهائى است که ملت مسلمان ایران حرکتهاى بزرگى را دارد تجربه میکند؛ کارهاى مهمى را انجام میدهد که در سطح جهان این کارها مورد ستایش افراد باانصاف و صاحبنظر قرار میگیرد.
بحمداللَّه در آستانهى دههى چهارم پیروزى انقلاب، ملت ایران با نشاط، با آمادگى، جوانها با انگیزهى کامل – آن نسل زندهى پرشور انقلابىِ امروز – در میدان هستند، آمادهاند براى کار کردن. مىبینید نتائج کار کردنها را؛ در زمینهى علم، در زمینهى فناورى، در زمینهى فعالیتهاى گوناگون اجتماعى، در زمینهى نشاط سیاسى؛ اینها خیلى مغتنم است. براى اینکه این دستاوردها براى ملت ایران حفظ بشود، لازم است همهى آحاد مردم، بخصوص نخبگان سیاسى، نخبگان اجتماعى و شخصیتهاى مطرح توجه بکنند که حفظ وحدت از همهى چیزهائى که به نظر انسان در محدودههاى گروهى و جماعتى مهم بیاید، مهمتر است. باید وحدت را حفظ کرد. خداوند متعال میفرماید: «تلک الدّار الاخرة نجعلها للّذین لایریدون علوّا فى الارض و لا فسادا و العاقبة للمتّقین»؛ فرجام نیک کار، متعلق است به کسانى که متقى باشند و خودشان را از ممنوعهاى الهى بر حذر بدارند؛ خودخواهىها را کنار بگذارند، در راه خدا، براى خدا، در جهت مصالح ملى، در جهت اعلاى کلمهى اسلام تلاش کنند.»
نکته اینجاست که این حرکتهای بزرگ در این روزها چیست؟ این کارهای مورد ستایش چیست؟ این پیشرفت های علمی امروز در آینده جزئی از تاریخ ما خواهند شد و این تاریخ در کنار یک وجه دیگر خود یعنی سیاست مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. زمینه علم و فناوری مشخص اما این نشاط فعالیتهای گوناگون اجتماعی و نشاط سیاسی چیست که «امروز» نتایج آن را میبینیم؟ شاید برای برخی پاسخ آن دشوار باشد، البته این عده مدتی است که دیگر نمیخواهند جواب بدهند و فقط میخواهند سوال کنند، میخواهند استیضاح کنند.
البته وحدت یک امر دوجانبه است اما چه کسی باید بیشتر تلاش بکند وقتی در مجلسی دو طرفه، یک طرف سعی میکند فضا را آرام و بگوید که ما بهترین در کنار شما بودیم و طرف دیگر به شکستن بپردازد؟ (به نشست جدید دولت و مجلس رجوع کنید)
پینوشتـ……………………………………………………………
البته کسی نباید این پیشرفتها که نیاز به اتحاد دارد را به اسم خود مطلق بداند، هرچند انقلابی و در خط ولایت باشد. هرآنچه هست از سرانگشت تدبیر رهبریست.
مقدمه: اول اینکه از کپی ـ پیست کردن در وبلاگها اصلاً خوشم نمیآید. خودم هم این کار را نمیکنم، اما بعضی مطلبها همانی است که تو میخواهی بگویئ و کسی یا زودتر از تو پیش دستی کرده یا بهتر گفته و یا… . دوم اینکه این مطلب جناب حسین شریعتمداری در کیهان امروز بود. برای تائید و لذت بردن بیشتر یکبار دیگر با هم میخوانیم. به نظر من مسئله واقعی و مهم امروز ما پرداختن به اینگونه مسائل است.
بیانات دیروز رهبر معظم انقلاب در سالروز میلاد حضرت صاحب الزمان- ارواحنالتراب مقدمه الفداء- اگرچه به گونه ای بود که حتی حروف اضافه در سخنان ایشان نیز اضافه نبود و همه گفتنی ها برای مخاطبان حاضر و غایب حکیمانه و شنیدنی بود، اما در آن میان، بخشی از بیانات آن بزرگوار توجه بیشتری را به خود جلب می کرد و از آنجا که حضرتش هرگز سخنی به گزاف و نکته ای به خلاف نگفته اند، این بخش از سخنان دیروز آقا را می توان از یکسو خبری حیات آفرین و روح نواز و از سوی دیگر هشداری با جانمایه آماده باش تلقی کرد. آقا در این بخش از بیانات خود فرمودند؛
«در وضع کنونی جهان، حتی ملتی نظیر ملت ایران که توانسته است پرچم عدل و داد را بلند کند، مورد هجوم و ظلم قدرت هاست و این نشان می دهد که دنیا حقیقتاً پر از ظلم و جور و تشنه نسیم روح بخش عدالت است»… و در خبرها آمده است مراد غایب ما – ارواحناله الفداء- هنگامی خواهد آمد که دنیا پر از ظلم و جور شده و مردمان تشنه عدالت مهدوی(عج) باشند.
امام راحل ما(ره) نیز بارها از واقعه بزرگی که در راه است خبر داده و از جمله می فرمود؛
«… و امیدوارم که ان شاءالله با عنایات خاصه ولی عصر- ارواحنا له الفداء- این کشتی متلاطم انسانیت به ساحل نجات برسد و مستضعفان جهان بر مستکبران ظالم پیروز شوند و امید است که حکومت بزرگ همگانی حضرت- سلام الله علیه- بزودی برقرار شود و چشم همه ما و همه مسلمین جهان را به نور مبارکش روشن فرماید…»
و می فرمود؛ «خداوند همه ما را از این قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی را به سرمنزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت، حضرت مهدی موعود- ارواحنا لمقدمه الفداء- رد کنیم…»

خبر اول دنیا به یقین در پیش است، اما، اگر نزدیک باشد... چه سعادت عظیمی و چه مسئولیت سنگینی
آیا خدای مهربان اراده فرموده است که مردم خداجوی ایران اسلامی، زمینه ساز حکومت جهانی مهدی (عج) باشند؟…
امام راحلمان(ره) از خدا می خواستند دل های ما را به نور هدایت خویش منور فرماید و «این انقلاب را تا انقلاب مهدی موعود – ارواحنا له الفداء- ادامه دهند» و دیروز، آقا می فرمودند، تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران از مقدمات آن حرکت عظیم تاریخی است و «ملت عزیز ایران با برداشتن این قدم بزرگ فضای واقعی انتظار را ایجاد کرده و نشان داده است که «کمربسته» حقیقی مهدی موعود است».

