این روزها آنقدر فضای رسانهای آکنده از دروغ شده که دیگر هیچ کس حرف حق را نمیتواند باور کند! مشکل دروغهایی که اهالی خبر به امید اینکه اشکال ندارد، فوقش تکذیب میشود(!!!) آنقدر زیاد شده که به حق دیگر تکذیب دروغهایشان را یا منتشر نمیکنند یا اهمیتی ندارد، چون همان خبر دروغ کار خودش را کرده و آگاهان به فضای رسانهای به خوبی از اثر بیرمق و کمرنگ تکذیبهها نسبه به خبر دروغ آگاهند.
و اما یکی از داغترین سوژهها که به فرموده رهبری:«بالاخره سال آخر، علیه غالب دولتها این چیزها[تخریب] هست؛ البته علیه این دولت بیشتر هست.» و ما هم در سال آخر به سر میبریم، ماجرای تخریب یار انقلاب و رهبری، صادق محصولی است. شخصی که هم اکنون بسیاری از تخریبگران وجهه او (نه منتقدان) در زمانی که از ترس جنگ به زیر لحاف دنیا خزیده بودند، او تمام هستیاش و نه جیفه دنیا، یعنی زندگیاش را در طبق اخلاص گذاشته بود و لحظهای از بذل جان دریغ نکرد.
حال آنچنان به دروغگویی و تخریب روی آوردهاند که حتی اصرار خود مبنی بر راس امور بودن مجلس را فراموش کرده(!) و به تشکیک در روند صحیح همیشگی رایگیری اکثری نمایندگان کردهاند.
و با آنکه به بسیاری از شبهات پاسخ داده شده، باز هم برخی که همچنان منابع موثق خود را افراد غیر موثق قرار میدهند، به تشکیک میپردازند. و یا حتی مردم عوام از آنجا که در بالا به قدرت بالاتر خبر دروغ بر تکذیبیه اشاره کردیم، بدون توجه به تکذیب دروغها، آنها را محور قرار میدهند.
چه دروغها که درباره ثروت محصولی گفته نشد اما گویا نشنیدند و نخواندند آنچه را باید:«محصولی با اشاره به اینکه بخاطر اجرای یک پروژه هنوز از دولت بدهکار است گفت: تنها قراردادی که با دولت داشته ام ۳۶۵ میلیون تومان بوده است که از دوران ریاست جمهوری هاشمی طلبکارم در دوره آقای خاتمی قرار شد بدهند، ولی با وجود همه نامه نگاریها و اسناد هنوز طلب من پرداخت نشده است. وزیر پیشنهادی کشور ضمن رد دریافت هرگونه رانت یا وام از دولت گفت: اینجانب هرگز رانتی یا وامی ن گرفته ام،. اینجانب یک ریال وام و یک رانت چه به صورت بانک خصوصی یا دولتی نداشته ام.»
و یا عدهای به عمد خود را کر و کور کردند تا اینها را نبینند:«محمد اسماعیل کوثری نماینده تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هشتم: در چند روز اخیر شایعاتی علیه محصولی مطرح شد که پولدار است و مال فراوانی دارد، ولی بنده با برخی بزرگان به صورت حضوری در این زمینه صحبت و از آنها سوال کردم که اگر کسی از راه صحیح، بدون استفاده از رانت و سوءاستفاده از موقعیت خود، مالی کسب کند، اشکال دارد و گناه است اما کسی این مسئله را رد نکرد. کوثری در ادامه سخنانش این موضوع را مطرح کرد که از مخالفین محصولی خواست اگر سندی در خصوص سوءاستفاده از موقعیت و یا رانتخواری وی دارند ارائه دهند تا با او طور دیگری برخورد شود ولی هیچ کس سندی در این زمینه ارائه نکرده و صرفاً بر اساس گفتهها و میگویندها در باره او اظهار نظر میکنند. وی با تاکید بر اینکه در مکتب پیامبر بزرگ اسلام و ائمه معصومین (ع) با رزمندگان بدر و احد برخورد عزتمندانه و از آنها با احترام یاد می شد، از اینکه برخی خلاف این آموزه و سیره نبوی و علوی رفتار کرده و خدمات رزمندگان اسلام را به فراموشی سپردند، ابراز تاسف کرد.»
آیا حتی عدهای به نمایندگان خود که درباره کردان به گفتههایشان اعتماد کردند، نمیخواهند هم اکنون اعتماد بکنند؟:«حسین ابراهیمی؛ نماینده بیرجند در گفتوگو با “ایلنا”، درتشریح مسائل مطرح شده در این جلسه، اظهار داشت: آقای محصولی گزارش کاملی از زندگی، سوابق، تفکر، برنامهها و عملکرد خود ارائه دادند و به پاسخهای نمایندگان روحانی مجلس که بیشتر حول محور مسائل مالی وی بود،پاسخ دادند.به گفته وی، یکی از این سوالات مربوط به وامهای کلانی بود که گفته میشد او از بانکها گرفته است اما محصولی در پاسخ به این سوال تاکید کرد که تاکنون هیچ وامی از سیستم بانکی کشور نگرفته است و اگر سندی در این رابطه وجود دارد به وی ارائه کنند.ابراهیمی ادامه داد: وزیر پیشنهادی کشور وضعیت مالی و رفاهی خود را انکار نکرد اما در مواجهه با اینکه برخی گفتهاند او بیش از ۱۶۰ میلیارد ثروت دارد، این مساله را تکذیب کرد. عضو فراکسیون روحانیون مجلس با اشاره به موضوع پرونده محصولی در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس خاطر نشان کرد: از طرف فراکسیون آقایان روح الله حسینیان و نکونام به عنوان دو نفر از نمایندگانی که سابقه قضاوت و حضور در مناصب قضایی دارند، انتخاب شدند تا پرونده ایشان در کمیسیون اصل ۹۰ را مورد بازبینی قرار دهند که در نتیجه تحقیقات حسینیان و نکونام مشخص شده است که پرونده محصولی تنها در یک دادسرا مطرح بوده و مختومه شده است. از این رو هیچ موضوع بدی در مورد محصولی وجود ندارد که به ضرر وی تمام شود. از نگاه این نمایندگان پرونده محصولی پاک است.»
و یا :«محمد کرمی راد در گفت وگو با ایسنا: محصولی در این جلسه خاطرنشان کرد آنچه که درجراید درباره دارایی های من می نویسند دروغ است و هر کس مدرکی دارد ارائه کند؛ چرا که اگر من مطمئن نبودم پا به عرصه نمی گذاشتم.»
و هیچ مدرکی ارائه نشد!
و در آخر برای تلطیف فضا(!) و مضحکترین ادعا: کاخ وزیر بیست میلیاردی!
«…بلافاصله پس از معرفی وی به مجلس برای وزارت نفت در ابتدای دولت، اخبار و گزارش هایی با عناوینی مانند مرد ۲۰ میلیاردی کابینه منتشر شد. طیف موسوم به اصولگرایان تحولخواه در مجلس هفتم به رهبری احمد توکلی و همراهی عماد افروغ بیشترین نقش را در فضاسازی علیه محصولی ایفا کردند. یک روز پیش از آنکه مجلس رسماً به بررسی رأی اعتماد به آقای محصولی بنشیند، افروغ در نطق پیش از دستور خود بدون آنکه از محصولی نام ببرد او را “فردی با ثروت بادآورده” توصیف کرد که ثروتش “ناشی از تعاملات و ارتباطات خاص” است و پرسید چگونه چنین فردی می تواند وزیری مناسب برای دولتی باشد که عدالتخواهی را محور برنامه های خود اعلام کرده است.اگرچه افروغ نیازی ندید برای اثبات ادعای خود سندی ارائه دهد اما چند روز پس از انصراف محصولی مشخص شد، منزل مسکونی منتسب به وی که تصاویر آن با راهنمایی افروغ توسط ۲ دانشجو تهیه شده و در برخی سایت ها منتشر شده بود، محل سکونت محصولی نیست. پس از آن، هر چند نمایندگان اتهام زننده درپی عذرخواهی و حلالیت طبی علنی برنیامدند اما محصولی گاهی در جلسات خصوصی از نامه ای سخن می گوید که پس از اعلام انصرافش توسط یکی از مخالفان جدی آن زمان او در مجلس نوشته شده اما وی تاکنون آن را منتشر نکرده است.» و یا این عکس دیگر!
و کجایند مدعیان حلالیت طلبی و نگران از آخرت خود که برای یک نه متهم، بلکه برای مجرم که حتی به دلایلی احکام او نیز تخفیف داده شده، نامه معذرت خواهی منتشر میکنند ولی هم اکنون…
و بگذارید یکبار دیگر روضه نائب امام زمان را بخوانیم:«فضاى تبلیغاتى کشور، فضاى مطبوعاتى کشور، فضاى تبلیغات سیاسى کشور به هیچ وجه فضاى خرسندکنندهاى نیست. ما بایستى از اسلام براى عمل خودمان، براى رفتارهاى خودمان، براى موضعگیرىهاى خودمان درس بگیریم و بدانیم بقاى نظام اسلامى، برکات الهى، تفضلات و رحمت الهى تا وقتى است که ما پایبند و مقید باشیم. خدا که با ما قوم و خویشى ندارد. بارها من عرض کردهام بنىاسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر میفرماید: «اذکروا نعمتى الّتى انعمت علیکم و انّى فضّلتکم على العالمین». خدا بنىاسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنىاسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کونوا قردة خاسئین»، «ضربت علیهم الذّلّة و المسکنة»؛ تبدیل شدند به این.وقتى رحمت الهى براى ما پیش خواهد آمد که مواظب و مراقب خودمان باشیم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام کردنمان، مراقب تبلیغاتمان. این فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات علیه دولت، علیه کى به خاطر اغراض، اینها چیزهائى نیست که خداى متعال از اینها بهآسانى بگذرد…»
شاید زمانی که هاشمی رفسنجانی در انتهای یک موج دیگر تخریب دولت ارزشی نهم که با سد کلام رهبری در هم شکست، میگفت که دوران مدارای سه ساله با دولت پایان پذیرفته، بسیاری بر این باور بودند که این حرفی بیش نیست در ادامه جو سازیهای هاشمی و اطرافیان و دشمنیها با دولت عدالتخواه. حرفهایی از جنس انتخابات و ارزش بیشتری ندارد. اما من همان زمان به وجود یک پشت پرده عجیب و درایت سیاسی در هاشمی اشاره کردم. گفتیم که او بسیار زیرکتر این حرفهاست و حرف او سرانجام عملی شد و به وقوع پیوست.
همانطور که گفتیم هاشمی دارای وسعت قدرت بسیار است و همه جا نفوذ دارد. حال به راحتی قدرت او را ببینید. حتی در میان اصولگرایان. قبلاً بارها بر کارکرد و حزب و باند و دسته سخن گفته بودیم و عقلاً و بوسیله نقل از کلام رهبری آن را رد کرده بودیم، اما ببینید آنچه را که نباید. تصور داشتیم که دایره همراهی با دولت گستردهتر و تخریب تنگتر خواهد شد، اما آنچه را که میبنیم عدم وجود چیزی به نام رهبری و ولایت است در میان اهل سیاست.
حضرت امام فرمودند و چه خوب فرمودند که مجلس باید در راس امور باشد اما همین امام فرمودند که تفکیک قوا. هنوز کلام رهبری را در دیدار با مجلسیان در رابطه با همکاری و همراهی با دولت فراموش نکردیم. و هنوز فراموش نکریم فرمایشات حضرت آقا را پیرامون اینکه نمایندگانی انتخاب شوند که راه را برای دولت هموار کنند.
اینکه چرا در این روزها وزرایی که باید مشغولیت ذهنیشان خدمت بیشتر به مردم باشد، باید در راه روهای مجلس نگران از وضعیت برنامههاشان به خاطر قرار گرفتن در صف طولانی استیضاح در مجلس اصولگرا(!!!) رفت و آمد کنند. اینکه چرا باید در حالی که مدت زیادی از طول مدیریت وزیر آموزش و پرورش نمیگذرد و در حال آغاز سال تحصیلی هستیم شاهد استیضاح سیاسی یک وزیر باشیم و در یک عقبگرد مفتضحانه پشیمان بشوند. یک سوال مهم است.
سوالی که با بازگشت به کلام رهبری به خوبی دوری از ولایت و نزدیکی به خواستهای نفسانی و حزبی در آن مشخص میشود. به راستی دولتی که باید اینگونه فکر کند که سال آخر خدمت او نیست، چرا باید با قرار گرفتن در مقابل یک موج سهمگین استیضاح سبزنشینان قرار بگیرد و متوهم شود که نکند این تصور است که سال آخر اوست و چون هزینهای ندارد، درصدد استیضاح و جبران برآمدهاند؟
به راستی چرا شاهد این التهاب هستیم؟ چرا در این شرایط و ایام و با توجه به این زمینه آقای حداد روزه سکوت خود در ایامی که قلب روزه است و شیطان در بند است، روزه سکوت میشکنند و میگویند آنچه نباید و به موضع گیری تند میپردازند؟
به کدامین توجیه لاریجانی در مسند رئیس مجلس در برابر حرکت غیرقانونی و تخریب گرانه یک اقلیت بر علیه دولت و اعتراض چند نفر میگوید این آزادی بیان است!!!
چرا از طرفی شاهد هستیم بر خلاف نظر رهبری که در دیدار با خبرگان درباره شیوه برخورد با اشتباهها فرمودند و بیاهمیت بودن خزعبلات یک ساده بیاندیشه، به این ماجرا بعد از گذشت این همه زمان دامن میزنند و برای به کرسی نشاندن نظر خود به امور غیر متعارفی چون سوال از رئیس جمهور رو میآورند؟ چرا مجلس اصرار دارد در برابر این دولت همیشه اولینها را در برخورد و موج آفرینی داشته باشد؟
چرا همه منتظر بودند تا آبها از آسیاب بیافتد و کلام رهبری در هفته دولت فراموش شود، تا حرفهای هاشمی زنده شود؟

هیچ کسی مثل هاشمی نیست
نکتهای که در این میان گفتنش خالی از لطف نیست، این است که هاشمی با ذکاوت سیاسی خود به خوبی دریافته که ریاست جمهوری در ایران یک دوره هشت ساله است، پس بیهوده خود خرج نخواهد کرد و کوچولوها را در گیر و دار آمدن به صحنه انتخابات قرار خواهد. اما هدف او از این همه تحرک چیست. کسی که از یک آدم ساده و نه چندان معروف و قدرتمند حزبی، شکست خورده در انتخابات قبل، باید جبران بکند. و چه جبران و پیروزی بزرگتری در این حالت جز این است که میزان آرای احمدینژاد را به پائینترین میزان ممکن برساند. تا آنجا که اهالی سیاست به خوبی میدانند، این در حد یک شکست بسیار سنگین خواهد بود. یعنی به فنا دادن تمام زحمات شبانه روزی او. در این پروسه نیازی به انتخاب نشدن دوباره احمدینژاد نیست، بلکه افت شدید همان خواست دشمنان است و یک نکته برای نابود کردن توان دولت ارزشی و پایان دادن به هر چه صحنهای که ارزشیها بتوانند در آن حضور داشته باشند. بگذارید همین جا اعلام خطر شدید بکنم…
پینوشتـ…………………………………………………..
این همه به جز اتفاقات پیرامونی و روزانه علیه دولت ارزشی است. که آخرین آن بازی کثیف و مضحک شکایت از نوریزاد که حتی هتاکان به مراجع هم مدعی شدند و همه برای ضربه زدن به دولت(!) از آن استفاده میکنند… .
شاید شما هم شنیده باشید که میگویند طبق آمار قم فاسدترین شهر از لحاظ مفاسد اجتماعی باشد. نکتهای که نوریزاد به عنوان یک مؤید برای حرفهایش آورده بود. و این مطلبی است که گویا بسیاری از مردم شنیده و پذیرفتهاند.
ما هر چه گشتیم منبع اصلی این خبر را پیدا نکردیم تا به عنوان یک مرجع برای مطلبمان داشته باشیم، اما بنا را بر ضرب المثل «تا نباشد چیزکی، مردم نباشد چیزها» میگذاریم و چند نکته را در رابطه با اینکه چگونه مذهبیترین شهرها، فاسدترین آنهاست، متذکر میشویم. ابتدا در این رابطه مطلب نوریزاد که با جستجوی من برای دسترسی به منبع این خبر، همه مطالب به آن منتهی میشد را بخوانیم:« چرا باید شهر مقدس قم ، با وجود این همه روحانی و مرجع تقلید ومراکز علمی و زیارتگاه های معتبر، طبق آمارهای رسمی کشوری ، اول رتبه را درمفاسد اجتماعی داشته باشد.» البته دوستی نیزی لینکی از یک سایت خبری در همین رابطهها برایم ارسال کرد: تهران,قم ,سمنان؛بالاترین آمارفراردختران.
شاید علی الظاهر این خبر درست باشد اما مشکلی که در اخبار ما وجود دارد و منجر به دروغ و تخریب میشود، نگاه یک وجهی به آمار و اخبار است. یعنی قسمتی از حقیقت را گفتن که خود نوعی دروغ است.
اول اینکه چگونه ممکن است شهری مثل تهران با جمعیت چندین برابری نسبت به قم دارای آمار بیشتری باشد؟ قاعدتاً باید تک تک افراد شهر قم فاسد باشند تا بتوانند آمارشان نسبت به تهران بیشتر باشد!

قم مذهبیترین شهر و مومنانهترین فضا را دارد.
دوم اینکه به جز اینکه تناقض مذهبیترین با فاسدترین را داریم، این خود میتواند مهمترین دلیل برای بالا بودن این آمار دروغین است. به این شکل که کوچکترین حرکت غیراسلامی باعث شکایت و اعتراض میشود. یعنی مثلاض با یک نگاه در قم به خاطر شدت علاقه مردم به قوانین دینی و پایبندی آنها ممکن است به شکایت بیانجامد ولی چنین حرکتی در تهران نه تنها خلاف نیست عادی و شاید حتی لازم باشد!! در حقیقت اینگونه آمار بر اساس تعداد شکایات مطمئناً منتشر میشود که با توجه به میزان حساسیت و غیرت متفاوت خواهد بود. حال میزان درست بودن و سرانجام آن که آیا حقی پایع شده یا نه، بحث دیگری است.
سوم اینکه با نگاهی به نقشه ایران و راهها به خوبی واقف خواهید بود که قم نقش یک شاهراه مواصلاتی را در ایران بازی میکند و محل عبور و مرور قشرهای مختلف است. شاهد این مدعا سفر به قم در ایام شلوغی است.
چهارم اینکه قم در حقیقت مهاجرپذیرترین شهر است. تا آنجا که حتی مناطقی در قم معروف به قومیتهای مختلف است. و این موضوع که جمعیت اصلی شهر قم بسیار اندکتر این این حرفهاست.
پنجم گزارشاتی است که نیروی انتظامی برای دستگیری باندهایی از زنان بدکاره که سازماندهی شده به قم آورده شدهاند. فکر میکنم ابتدا باید به اینگونه آمار متمسک شد.
ششم اینکه مدتی قبلتر گزارشی از تلاش دشمنان برای کثیف و غیر قاب تحملتر کردن شهرهای مذهبی مثل کربلا، نجف و … منتشر شد که مطمئناً قم یکی از مهمترین محورهای آن بوده است.
هفتم اینکه کدام عقل سلیمی میپذیرد که کسی به طور عادی و طبیعی شهری مثل قم را در حالت یکسان برای زندگی غیرمذهبی انتخاب بکند. با توجه به دو مؤلفه بسیار مهم حساسیت بسیار بالا نسبت به رفتارهای غیر دینی در قم که مانع از یک زندگی غیر مذهبی راحت و بدون دغدغه و مهمتر از آن بدی بسیار آب و هوا که در تابستان و زمستان زندگی را تا حدودی غیرممکن میکند؟
هشتم اینکه قم به عنوان شهر فهتاد ملت شناخته میشود. با آداب و روسوم مختلف از سراسر جهان، به دلیل وجود مراکز جهانی برای علوم دینی که حتی در این میان افرادی تحت این پوشش برای جاسوسی و خرابکاری فرستاده میشوند.
در آخر البته این نکته حاثز اهمیت است که هرچند همه این موارد دلایل محکمی برای ناگریز بودن تحمل فسادهای احتمالی در یک شهر مثل قم میباشد ولی به نظر میرسد همین مقدار هم با وجود زحمات و نفسهای روحانیون معزز به شکلی غیرقابل قبول است. هرچند که شاید این نکته هم به ذهن متبادر شود که حتی حضرت امیر سلام الله علیه هم تنوانستند مردم را آنچنان که باید به هدایت رهنمون شوند. و نباید فراموش کرد احادیثی که درباره قم و باز شدن درب بهشت از آن و بودن نگین بیبدیلی مثل حرم حضرت معصومه سلام الله علیها و ابدان مراجع و عرفا و شهدایی بی مانند در قم که خود نگاهبانی قدرتمند در آن است.
و نی با توجه به نبود منبع درستی برای این خبر، چنین آماری فقط از دشمنان اسلام قابل انتشار است و متاسفانه تکرار آن توسط عدهای بدون دقت و توجه. دشمنانی که از هر روشی برای زمین زدن اسلام استفاده میکنند.
پینوشتـ…………………………………………………………….
نکات دیگری هم هست که اگر به نظر شما دارای اهمیت بسیار است اضافه کنید.
واقعیت این است که تاکنون رهبری درباره تخریب اینچنین سخن نگفتهاند. یعنی این کلام ناظر به دو وجه است. یکی امتیازات ویژه این دولت که باعث قرابت بیشتر آن با ارزشها میشود و دیگر شدت بیسابقه در تاریخ، تخریبها برای یک دولت و مظلومیت آن. که حتی بیاحترامی به این ارزشها، باعث نگرانی و اعتراض بالاترین مقام مذهبی و کشوری میشود. تبین عرصه تخریب با تفصیل جزئیان امری بعید برای یک رهبر است که تنها نشان از یک امر دارد که قبل از آن باید توجهی ویژه به سخن گذشته آن یعنی حمایت گرمتر داشت. یعنی این نشان از یک حمایت و زیر پر و بال گرفتن ویژه است. مثل مادری که علاوه بر اینکه از فرزند خود تعریف میکند در برابر دشمنان از آن حمایت میکند. حتی با دقت نظر بیشتر میشود به این نتیجه رسید که این تبین تخریب توسط ایشان و دلداری و دفاع، حرکتی بسیار بزرگتر از آن تعریف است. در واقع یک قدم جلوتر است.
نکته بعد تقسیم بندی ارائه شدن در این میان است. این سه قسمت کردن که به حق منصفانه و نشان از تیزبینی بالاست، قابل توجه بسیار است:
«انگیزههاى خط تخریب داخلى هم یک طیف وسیعى است و نمیشود انسان همه را به یک چوب براند: بعضیها واقعاً خبرى ندارند – یعنى مغرض نیستند؛ اطلاعاتشان کم است و بر اثر بىاطلاعى چیزى میگویند – بعضیها غرضهاى شخصى و غرضهاى سطحى دارند؛ بعضیها غرضهاشان غرضهاى عمقى است؛ یعنى با نظام مسئله دارند، کینهى امام در دلشان است و حرفهاى امام را یا از اول قبول نداشتند یا حالا قبول ندارند – آنهایى که از آن حرفها رو برگرداندند و پشیمانشدهها و برگشتهها – اینها یک طیف وسیعى از انگیزههاست، لیکن بالاخره محصول و جمعبندىاش همین تهاجمها و پنجهزدنها و لجن پراکنىهاست که وجود دارد.»
فقط برای اشاره به چند نکته اشاره میشود. اول اینکه در تقسیم اول مطمئناً اهالی سیاست و رسانه امروز نمی گنجند. نهایت

لجن ها فقط میتوانند اینگونه لجن پراکنی بکنند
تصور ممکن ردههای پائین مدیریتی نظام هستند. البته گاهی افراد رده بالای کشوری هم وارد این تقسیم بندی میشود. مانند جریان درخواست دولت از مجلس برای واردات مقدار زیادی کالاهای اساسی در سال گذشته برای جلوگیری از فشار بیش از حد
تورم خارجی که به علت بودن روال عدم تخصصی برخورد با مسائل در مجلس که باعث عدم آشنائی با مشکلات کشور و تحولات خارجی بود به آن رای ندادند و از طرفی هم دولت به علت بار روانی خبر دهی آن از انتشار واقعیت آینده برای رسانهها جلوگیری کرد که باعث تخریب دولت شد. (البته این یک استثناء بود)
غرضهای شخصی هم در وهله اول عده کثیری از اصلاح طلبان است که در واقع به مبانی انقلاب به خیال خود معتقدند و در واقع دل در گرو دشمن به حسب ظاهر و گمان خود ندارند ولی چون نمیتوانند ببینند که شخصی مخالف با نظراتشان و منافعشان بر سر کار آمده و رفاه و زراندوزیشان در خطر است به تخریب میپردازند. البته در این دولت و خصوصاَ در این اواخر عدهای که متاسفانه و به اشتباه اصولگرا نامیده میشوند هم اضافه شده. کسانی که به خاطر منافع جناحیشان و عدم پایبند بودن این دولت به مناسبات حزبی از قدرت بازماندهاند و به خیال عدهای پدر نقد شدهاند و البته خودشان بهتر میدانند که انفعالاتی در درون روحشان به سرانجام این مواضع انجامیده. سخن درباره این عده بسیار است که از آن میگذریم… .
گروه سوم که معمولا اظهر من الشمس هستند. کسانی که در سفارت خانههای بیگانگان رفت و آمد دارند. بوش از آنان حمایت میکند. زمانی در روزنامههایشان میگفتند که امام باید به زبالهدانی تاریخ برود و… . آنهایی که ملجا و مرجع عدهای دیگر میشوند و آن عده هم جز همین گروه هستند و… .
ایشان بعد از این سه تقسیم بندی سه عنوان را هم به ترتیب بکار بردند: اول تهاجم، دوم پنجهزنی و سوم لجنپراکنی. تحلیل این ترتیب و ربط آن به این تقسیم بر عهده خودتان.
مقدمه: نامه زیر را که می خوانید برای حقیر ارسال شده. خب فرستنده را نمی شناسم. قرارمان هم این بود که این یک هفته حول فرمایشات مقام معظم رهبری باشیم. این نامه هم می تواند یک بهانه باشد برای اشاره به یک قسمت دیگر از سخنرانی آن روز. ضمن اینکه این چند روزه به برخوردهای جالبی که افرادی که ادعای اصولگرائی دارند. تا آنجا که کوچولویی به من گفت که من این حرف های آقا را قبول ندارم همانطور که زمان امام هم آقای خامنه ای با امام اختلاف نظر داشت. و من ضمن تبریک به خاطر داشتن احاطه و اطلاعات بسیار بیشتر به مسائل کشور در ایشان نسبت به رهبری(!)، گفتم آن مهملاتی که عده ای نشخوار می فرمایند چیزی نیست جز اختلاف سلیقه در اموری که ربطی به داشتن یا نداشتن علم است، نداشت. توضیحات بیشتر بعداً… .
به: آقای سربند
رونوشت: سردبیر مبینسلام دوست عزیز!
می خواستم بدانم با وجود تمام سوء مدیریت ها و اشتباهات و لجاجتهای طاقت فرسای دولت نهم چرا همچنان سعی در تبلیغ می نمایید؟
اگر به خاطر تایید رهبری است متاسفانه باید بگویم در اشتباه هستید.
توجه شما را به موارد زیر جلب می نمایم:اولا بفرمایید که رهبر را چه کسی تایید کرده است؟ ایشان که از طرف خداوند منصوب نشده اند. مردم ایشان را چهره کرده اند و به رای مردم (با واسطه مجلس خبرگان) به این توفیق مادام العمر منصوب شده اند. بگذریم که ایشان به درجه ای رسیده اند که دیگر میزان را رای ملت نمی دانند.
ثانیا در قضیه وزارت کردان بر همگان ثابت شد که دولت نهم شایسته سالار نیست. بلکه شارلاتان سالار است. اگر برای یک دقیقه تعصب را کنار بگذاریم در سکوت رهبری و مجلس و دانشگاه آزاد و وزارت علوم و قوه قضائیه در قبال این دروغ بزرگ ابعاد فساد همه گیر در ریشه های حکومت اسلامی را به وضوح مشاهده می کنیم.
مگر رهبر فرزانه چه گفته است که اینقدر ذوق زده می شوید؟
….. منتظر بودم که بیانات آقا را بشونم و درباره هفته دولت بنویسم. آنقدر شوکه و خوشحال و مطمئن شدم، که حتی گذاشتن کلام ایشان خود اتمام حجت است. تصمیم دارم اگر این سایت دفتر آقا زودتر متن کامل را گذاشت از روی آن تمام این هفته را به بیانات و نکات بپردازم. اما امروز فقط به یک موضوع اشاره بکنیم:
حضرت آقا در بخش پایانی کلامشان به چند نکته درباره انتقاد و تخریب اشاره کردند و اظهار تأسف شدید کردند:
۱. تخریب یعنی اینکه کسی که تخصص ندارد به بیان انتقاد بپردازد مثل توکلی که تخصص جعل سند ندارد و از مدرک کردان انتقاد می کند
۲. وقتی فقط از ضعف گفته میشود و به نقاط قوت اشاره نمیشود (مثل سه محوری که به شدت عیان بود و توسط رهبری تببین شد، نمونهای از تخریب است.) وقتی خود رئیس جمهور پوپولیست از هیچ فرصتی برای بیان نقاط قوت (به زعم خود) فروگذار نمی کند، حتی نقاط ضعفش را با الاغ انگاشتن مردم بعنوان نقاط قوت به خورد مردم می دهد، انتظار دارید منتقدین به به و چه چه کنند و از دروغهایش چشم پوشی کنند؟
۳. تخریبها در سال آخر و در این دولت بیشتر از همیشه و همه دولتها بوده مثل تخریب هایی که اصولگرایان بالخص شخص احمدی نژاد در سال آخر دولت قبلی می کرد. ولی با این تفاوت که ایشان آن موقع قهرمان مبارزه با فساد بود ولی الان اول مظلوم عالم است.
۴. دو جبهه برای تخریب دولت فعال است، یکی داخل و جبهه بزرگتر دشنمان خارجی و فعالیت هم میکنند دشمنان را چه کسی ایجاد می کند؟ اگر دشمنان خارجی پس از انقلاب به وجود آمدند، متاسفانه دشمنان داخلی را شخص رهبری به وجود آورد. ایشان اولین کسی بود که با اطلاق واژه خودی و غیر خودی در بین گروههای سیاسی به تفرقه دامن زد.
۵. عدهای حتی نقاط قوت دولت نهم را به عنوان نقطه ضعف میگیرند و نمونهاش داستان سیاست خارجی و انرژی هستهای کاملا درست است. مثلا بیانات اخیر رئیس سابق موساد که گفته بود “احمدی نژاد هدیه الهی برای اسرائیل بود و بهتر از هر کسی چهره منفور ایران را در جهان آشکار کرد…” حاکی از شکوفایی سیاست خارجی دولت نهم است.
۶. دولت نهم به این علت، هدف حملات بیوقفه، قرار دارد که گفتمان آن،گفتمان امام و انقلاب است آیا دروغگویی و شارلاتان بازی و بی توجهی به رای ملت هم از گفتمان امام و انقلاب سرچشمه گرفته است؟
لازم به توجه است که در گفتمان انقلاب و امام میزان رای ملت است و رهبر نباید جناحی باشد. امام خمینی وقتی با رای مردم به بنی صدر مواجه شد در مقابل رای مردم سر تعظیم فرود آورد … تایید صریح خامنه ای از دولت نهم یک اشتباه تاکتیکی نسنجیده از طرف ر هبری بود. کما اینکه دفتر رهبری بعد از یک روز متوجه این اشتباه شده و جمله معروف ” فکر کنید تا ۵ سال دیگر سر کار هستید” را از متن بیانات ایشان از سایت رهبری و سایت خبرگزاری ج.ا حذف کردند.قبلا در انتهای نامه هایم می نوشتم به امید رسوایی دروغگویان و آشکار شدن حقیقت.. اما الان که طبل رسوایی آنان از آسمان هفتم به زمین افتاده است بهتر است بگویم به امید روزی که تعصب چشم و گوش هیچکس را کور و کر ننماید انشاءالله
با تشکر
مهدی
اولین نکته که به نظر می رسد این دوست عزیز به طور اتفاقی و یا حداقل برای یکبار است که این وبلاگ را می بیند. و این را می شود از خطاب کردن حقیر با نام سربند پی برد. حال چرا رونوشتی هم برای کس دیگر فرستادند، نمی دانم.
درباره جواب سوال اول باید به طور کلی گفت ما دنبال بهترین هستیم و بالاخره هر انسان و گروهی اشتباه دارد و اگر بخواهیم به هیچ کس اعتماد بکنیم چاره جز زندگی در غار و در نتیجه مرگ نداریم. ما بهترش را پیدا نکردیم. اگر شما کردید معرفی کنید.
با جمله اول به راحتی مشکل شما را می شود فهیمد. در قدم اول و باز هم برای اینکه خیلی درگیر بحث نشویم، باید گفت ایشان بوسیله قانون خدا نصب شده اند. نمی خواهم قانون خبرگان را اینجا توضیح بدهم اما مطالعه اش را به شما توصیه می کنم. مثل اینکه مادام العمر هم ما چیزی نداریم. جمله آخر هم تهمتی بیش نبود که میگویم.
در قضیه کردان هم رئیس جمهور با رسیدن به واقعیات ظاهری به این نتیجه رسید و لزومی نداشت برای هر گزینه از شناسنامه تا مدارک دیگر را زیر و رو بکند و اگر میدانست چنین است او را معرفی نمی کرد. مقصر اصلی این ماجرا نمایندگانی هستند که با مشخص شدن این اشتباه کردان در فعالیت او شریک شدند و دیگران را مطلع نکردند. و این نمایندگان هم در اواخر سال گذشته توسط همین مردم انتخاب شدند. به عبارتی مردم بهترین هایشان را فرستادند. و اینکه بهتر است تفاوتی قائل بشویم بین اسلام و مسلمین، کومت اسلامی و حاکمان. هرچند این اطلاع نداشتن به عدم یک مدرک برای یک شخص دلیلی برای فساد همه جانبه نمی شود علاوه بر اینکه قرار نبوده و تا کنون هم کاغذ کاری را انجام نداده. مگر شخصی مثل خاتمی با مدرک لیسانس و دکترای افتخاری رئیس جمهور نشد و حالا خوب یا بد کار نکرد؟ ضمن اینکه آقای کردان دارای سوابق مدیریتی خوب و زیادی بوده. و مقبولیت زیادی داشته. حالا اینکه جائی که به ایشان مدرک داده جعلی بوده حرف دیگر است و البته ما هم وجود ایشان را در وزارت چندان شایسته نمی دانیم ولی بودنشان را هم چندان باعث زیر سوال رفتن همه چیز نمی دانیم، چنانکه تا قبل هم مدیر بودهاند و از خود شایستگی نشان دادهاند.

فقط تعصب و کینه باعث کور شدن چشم برای دیدن چنین صحنههایی میشود
مطلب بعدی و اصلی ما خوشحالی ما که بر اساس حمایت رهبری بود به خاطر مواردی بود که ایشان به عنوان دلایل حمایتشان فرمودن. یعنی این حمایت یک حرکت فرمایشی و شعاری نبود. کاملا یک بحث متقابل بود. دولت در این زمینه خب کار کرده و حالا از او تشکر میکنیم:«...یک چیزهایى هست که امتیازات واقعى است؛ باید به اینها توجه کرد. …هم در فضاى عمومى جامعه معلوم بشود که اگر انسان از دولتى یا از مجموعهاى قدردانى و حمایت میکند، این نشانهى چیست و اشارهى به چیست و مسئله چیست در این میان. من سهتا خصوصیت را اینجا یادداشت کردهام که ذکر میکنم:…یک خصوصیت این است که این دولت، واقعاً یک دولت کار است؛ دولت حرکت و اقدام است؛ انرژى و نشاطِ کار این دولت، یک امر برجسته است…شعار و گفتمان کلى این دولت است که منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ این خیلى چیز باارزشى است…امتیاز سوم هم روحیهى مردمى و خاکى این دولت است…این خصوصیاتى که عرض کردیم، موجب بشود که انسان گرمتر حمایت کند و در این قدردانى و حمایت، دلگرمتر اقدام کند…» پس میبینید که از سر خوشحالی و بیهودگی اتفاقی نیافتاده.
در قسمت بعد که به شکل جالبی با رنگ قرمز مشخص کردید جای سخن هست ولی متاسفانه شما آنرا با تهمت و تخریب و بدون دلیل آلودهاید: مثلا شما هم به رئیس جمهور مردم ایران و هم به مردم ایران توهین کردید آن هم بدون آوردن دلیل که خودتان باید پاسخگو باشید. در مورد تخریب هم تاریخ به وضوح پاسخگوست. گفتن چنین جملات شعاری و اشتباهی چیزی را نمیپوشاند. دولتی که در زمان خود دهها روزنامه برایش مدیحه سرائی می کردند و از آن دفاع می کردند در برابر عدهای که مشکلات خاتمی را میگفتند و به خاطر زشتی آن مشکلات به ناچار باید دیگران آن را تخریب مینامیدند، با دولتی که نهایتا دو یا سه نشریه از او دفاع می کند و ده ها و روزنامه دیگر به دروغ گوئی روزانه مثل انتقاد سخنرانی انجام نشده در تلویزیون میپردازند، به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست. تاریخ و انصاف خود به راحتی به این مورد هم پاسخگوست. در مورد خودی و غیر خودی هم شما فقط برداشت اشتباه خود که ناشی از القائات بیگانگان است را نوشتید و اگرنه به راحتی و با مراجعه به اصل کلام اینچنین سخن پراکنی نمی کردید. این واژه مستعمل در همه عرصههای سیاسی کشورهاست ولی به زبانهای دیگر. اصلا یک قاعده عقلی است. حتی شما هم این را در زندگی خود جاری میکنید.
در مورد خوشحالی شما هم درباره گفتههای آن اسرائیلی، باید گفت این چیز جدیدی نیست. البته هدم و نابودی آنها را بعد از مواضع شدید احمدینژاد که مورد استقبال مردم منطقه قرار گرفت بیشتر میبینیم. نمونه آن سخنان سیدحسن نضر الله است. به قول رهبر ما در همین سخنرانی:«روحیهى تهاجم در مقابلهى با زورگویان بینالمللى. یک وقت هست که زورگویان بینالمللى مىآیند و میگویند که آقا شما فلان کار را کردهاید و ما رفع و رجوع مىکنیم و نه واللَّه، نه باللَّه…؛ ولى یک وقت هست که تهاجمش، تهاجم زورگویانه است؛ بهترین دفاع در چنین مواقعى هجوم است. زورگویان بینالمللى، نقاط ضعف زیادى دارند: جنایت میکنند، فساد میکنند، به حقوق بشر تجاوز میکنند، به حقوق ملتها تعدى میکنند، انسانها را لگدمال میکنند و همهى کارهاى زشت را انجام میدهند؛ آخر هم طلبگار همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بیان بشود. اینجور نیست که ما براى تهاجمات سیاسى بینالمللى، بخواهیم پاسخ پیدا کنیم. یک وقتى از بنده – سالهاى اوایل – میپرسیدند که آقا، شما در مقابل این حرف چه جوابى دارید؟ میگفتم ما جواب نداریم؛ ما ادعا داریم و مدعى اینها هستیم؛ در قضیهى زن مدعى هستیم؛ در قضیهى حقوق بشر مدعى هستیم؛ در قضایاى حقوق اساسى انسانها مدعى هستیم. ما مدعى اینها هستیم؛ ما در مقام پاسخگویى نیستیم. چرا باید سوال بکنند تا کسى مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بىجا میکنند سؤال و ادعا میکنند. این روحیه، روحیهى خوبى است؛ روحیهى انقلاب این است؛ این است که حقیقت را روشن و درخشان میکند»
در آخر باز هم با تکرار اشتباه خود مبنی بر تشریفاتی بودن حمایت رهبری از دولت گفتید که رهبر نباید جناحی باشد. چنانکه نیست و حتی در کنار همین حمایتها انتقاداتی کردند، کما اینکه مخالفان دولت فقط همان انتقادات را تیتر کردند. آن قسمتی که هم شما می گوید تا الان که حذف نشده، علاوه بر اینکه مشکلی هم ندارد. ایشان برای دولتهای قبل هم اینچنین گفتهاند. این در اصل و مرحله اول یک تذکر اخلاقی برای این بوده که بدنه اجرائی به خاطر آخر خط بودن رو به کرختی نرود. و البته برای فهمیدن این نکته نیاز به مقداری خرج کردن درک و فهم میباشد، البته اگر چیزی موجود باشد.
در مورد مطلب آخر هم با شما استثناً موافق هستم و تکرار میکنم:«…الان که طبل رسوایی آنان از آسمان هفتم به زمین افتاده است بهتر است بگویم به امید روزی که تعصب چشم و گوش هیچکس را کور و کر ننماید انشاءالله»
پینوشتـ………………………………………………………………
میخواستم امروز درباره فرمایشی نبودن و دلایل حمایت بنویسم تا عدهای فکر نکنند همینطوری و یا به قول خودشان جهت از بین رفتن یک شعاری که در این دولت داده میشود، حمایت میشود. این حمایتها واقعی و با دلیل عقلیاست. مگر اینکه عقل نداشته باشند. البته امروز هم تقلب کردم و کار خودم را با گذاشتن این نامه و پاسخ دادن به آن راحت کردم.
