اول اینکه حضرت امام فرمودند که «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید». و هنوز هم ما داریم از آمریکا ضربه میخوریم. یعنی همین الآن. از تحریم و کارهای خرابکارانه که غیر مستقیم انجام میشه. از جنگ در دو کشور همسایه. از تهدید نظامی. از فعالیتهای خرابکارانه روانی ـ تبلیغاتی که روزانه در رسانههای آمریکائی علیه ایران میشه. از انگشت نگاری ایرانیها. از تمسخر رئیسجمهور ایران و ایجاد مشکلات برای سفرش به سازمان ملل. از ندادن اجازه به خبرنگاران ایرانی جهت کار آزاد خبرنگاری و هزاران مورد پیدا و پنهان دیگر که همه آگاهند.
دوم اینکه حضرت آقا فرمودند:« اگر یک ملتى میخواهد شر زورگوئى زورگویان – و امروز شر آمریکا – را از سر خود کم کند، باید در مقابل زورگوئى آمریکا با قدرت و صلابت تمام بایستد.» که در سالگرد ارتحال امام خمینی ایراد شد و البته نیمی از این سخنرانی درباره ماهیت پلید آمریکا بود. و در سخنرانی اخیر دیگر فرمودند که:« البته این مسائل حل خواهد شد؛ هم مسئلهى عراق حل خواهد شد، هم مسئلهى فلسطین حل خواهد شد؛ اما آن روزى حل خواهد شد که با حل این مسائل، از حیثیت و هویت و موجودیت استکبار آمریکائى هم دیگر چیزى باقى نخواهد ماند.» به کلید واژه استکبار آمریکائی توجه کنید. برداشت شما از استفاده از آمریکا به عنوان یک صفت چیست؟
سوم اینکه آمریکا چیست و کیست؟ ایشان در بیانات دیگرشان: «دشمن نظام جمهورى اسلامى، یعنى شبکهى استکبار جهانى – نه فقط حکومت آمریکا یعنى آن مجموعهى سردمداران قدرت اقتصادى ظالمانهى امروز دنیا که دولتها را مىآورند و میبرند؛ در همین کشورهائى که به نام دموکراسى معروف شدهاند، در خود آمریکا و در بعضى از کشورهاى دیگر که با شبکهى صهیونیستى پیوند استوار دارند، اینها هستند. دولتهائى که با این شبکهى پرنفوذ و پرقدرتِ مستکبر جهانى در ارتباطند، منافع خودشان را در برابر نهضت اسلامى و بیدارى اسلامى در خطر مىبینند؛ این منافع نامشروع را در تهدید مىبینند.» استکبار را خلاصه در آمریکا نمیدانند که در واقع هم اینگونه است. یعنی مثلا انگستان، هلند و… هم که در ایران سفارت دارند و ما مجبور به رابطه با آنها هستیم نیز جزئی از استکبار هستند. همچنین در آخرین سخنرانی سال گذشته فرمودند:« وَاِلّا کیست که نداند آمریکائیها اولین دشمن حقوق بشرند. منظورم از آمریکائیها، مردم آمریکا نیستند؛ سیاستمداران، سردمداران، متنفذین، گردانندگان رژیم آمریکا و رژیم صهیونیستى، که اولین دشمنان بشریتند…»
چهارم اینکه بودن احمدینژاد در رأس کار چه امتیازی دارد؟ «رحمت خدا بر امام بزرگوار ما که میفرمود از دشمنى دشمن، از دشنامِ دشمن نترسید؛ وقتى او به شما بدگویى میکند، اخم میکند، دشنام میدهد، بدانید که شما یک کار بزرگى انجام دادهاید یا دارید انجام میدهید که او ناراحت است. از این بترسید که از شما تعریف کند. اگر دشمن از شما تعریف کرد، این نشان دهندهى این است که شما یک کارى به نفع او انجام دادهاید. هر کسى را که دشمن ما، دشمن ایران، میخواهد که او بر سر کار نباشد، در مجلس نباشد، در دولت نباشد، او باید باشد؛ او به نفع ایران است.»
احمدی نژاد چه میگوید؟ خب اینجا ابتدا نظر همه را جلب میکنم به تفاوت دو عمل مناظره و مذاکره با بوش. همان چیزی که در دانشگاه کلمبیا رخ داد و حضرت آقا از آن به عنوان شکوه منطق ایرانی یاد کردند. احمدی نژاد در ۲۳ تیر سال جاری گفته است: «اگر آمریکا بخواهد وارد این مذاکرات [۵+۱] شود، ما نه او را دعوت کرده و نه اگر خواست وارد آن شود، با آن مخالفت میکنیم. اگر برای مذاکره بنا به شرط گذاشتن باشد باید جمهوری اسلامی ایران به خصوص برای آمریکا شرط بگذارد. اگر آمریکا وارد مذاکره شد در شرایط عادلانه حاضر به گفتوگو هستیم و اگر هم وارد نشد، ملت ایران هیچگونه ضرری نخواهد کرد.» این کلام دارای یک بار روانی تبلیغاتی و یک بار حقیقی است. بار روانی آن مشخص است اما بار حقیقی آن و در واقع آنچه که در ابتدای همین جلسه پرسش و پاسخ به آن اشاره میکند، نبود شرایط عادلانه است، یعنی به قولی: سالبه به انتفا موضوع. در ادامه در بخش دیگری میگوید:« دولت هم هیچ موضوع مخفی با مردم ندارد و حتی اگر قرار باشد با آمریکا گفتوگو کنیم بنده آن را مستقیماً با مردم مطرح خواهم کرد.» این همان مسئولیت سیاست خارجی که عمل به آن بر عهده دولت است و مقام معظم رهبری بر آن اشاره کردند و منافاتی با فرموده آقا که فرمودند: اگر رابطه را آمریکا فایدهای داشته باشد، من اولین کسی هستم که آن را اعلام میکنم. همچنین احمدینژاد در مصاحبه تلویزیونی خود گفته:« …ما با اسم، رنگ و عنوان خاصی مخالف نیستیم بلکه با عمل و رفتار بد در جهان مخالفیم…اگر آمریکا هم در شرایط عادلانه خواستار گفتگو با جمهوری اسلامی ایران باشد، از آن استقبال میکنیم چنانچه هیچکس نیز تاکنون آن را نفی نکرده است» حال به نظر شما چه منافاتی با این کلام رهبری که در سال گذشته در دیدار با دانشجویان داشتند، وجود دارد؟:«یکى از سیاستهاى اساسىمان قطع رابطهى با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلى ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشورى، با هر دولتى داشته باشیم. مسئله این است که شرائط این دولت به گونهاى است که رابطهى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر کشورى به دنبال تعریف یک منفعتى ایجاد میکند؛ آنجائى که براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمیرویم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طریق اولى دنبال رابطه نمیرویم.» و اینکه همانطور که در سخنان رئیس جمهور دیدید ما به دنبال رابطه نرفتیم و نمیرویم. و اینکه چه داعیهای برای رابطه وجود دارد تا زمانی که هنوز بوش رئیس جمهور ما را مسخره میکند و مردم ایران را که احمدینژاد شهر به شهر برای عرض ارادت به آنها سفر میکند، تهدید میکند؟
آیا خصوصیت دولت در برابر آمریکا کرنش است؟ هنوز فراموش نکردیم سفرهای رئیس جمهور به هر شهر که تا سخنی بر ضد آمریکا و دشمنان ایران گفته میشود، همه مردم یکپارچه مرگ بر آمریکا میگویند. یا زمانی که رئیس جمهور برای برقراری ارتباط بیشتر از مردم میپرسید:« کی خستهاس؟» و همه مردم در جواب یکپارچه جواب میدادند:«دشمن» و وقتی از آنها میپرسید دشمن کیست؟ همه باید میگفتند:«آمریکا» یا بهتر است بخوانیم آخرین موضع رهبری درباره فعایت سیاست خارجی دولت در آخرین دیدار با دولت در سال گذشته:« به معناى واقعى، یک قانون جنگل در فضاى سیاسى دنیا حاکم است. این کارهایى که الان دولتهاى مستکبر و در رأسشان امریکا انجام مىدهند، منطق عقلائى و عقلانى و سیاسى و بینالمللپسند دنبالش نیست؛ منطق زور دنبالش است. مىگوید: چون مىتوانیم، پس مىکنیم! منطق، منطق زور است. در یک چنین دنیایى اگر انسان تسلیم شد و از خودش وادادگى نشان داد و بر سر مواضعش ایستادگى نکرد و از توان خودش در مقابله و مواجهه استفاده نکرد، قطعاً ضرر خواهد دید. در چنین دنیایى کسى رحم به کسى نمىکند! این ایستادگى در مقابل زیادهخواهى استکبار و احساس عزتى که در این میدان مىشود، بهنظر من یکى از خصوصیات این دولت است. اینها خصوصیاتى است که بحمداللَّه هست.»
و در آخر اینکه ما داعیهی خاصی نداریم که در این رابطه از احمدینژاد دفاع کنیم. همانطور که تاکنون فقط فرمایشات رهبری و در راستای آن مواضع و فعالیتهای دکتر بوده که باعث شده این وظیفه بر دوش ما بیاید؛ اگر روزی، مخالفتی در کلام او با رهبری دیدم به همین راحتی که از رئیس جمهور دفاع میکنیم او را مؤاخذه میکنیم. اما نکته این جاست که نه تنها منافتی دیده نمیشود که باعث نگرانی عدهای ناآگاه و مغرض (و خوشحالی عدهای دیگر که به صراحت و در شرایط بدتر از این دم از مذاکره میزدند و خود در دولتشان به آمریکا نامهی غلط کردیم میفرستادند و بصورت محرمانه در جلسه صهیونیستها یعنی بیلدربرگ شرکت میکردند) بشود، بلکه با نگاهی از بالا به این جریان به خوبی موضعها مشخص میشود. و اینکه این جریان را بیشتر در راستای یک جریان تبلیغاتی دیگر از رئیس جمهور بدانیم. در شرایطی که تهدید به حمله میشویم. این خود باعث بوجود آمدن چالشهای عجیبی و سردرگمی زیادی در دیپلماسی جنگ آور دشمن شده. در قسمتی از سخنان، رئیس جمهور ایران میگوید:« در چند ماه آینده اتفاقاتی در جهان خواهد افتاد و دیگر هیچ کس نه تنها نمیتواند جایگاه ایران را نادیده بگیرد بلکه هیچ کشوری نیز به ما بی نیاز نخواهد بود.» ما به نظاره این وعده از ایشان به عنوان یک رئیس جمهور مبارز و آگاه در عرصه پیکار با دشمنان ایران مینشنیم. کما اینکه نسخه فارسی رسانه دوست اسرائیل یعنی العربیه در خبرهایش آورده: وزیر خارجه آمریکا میگوید که موضع آمریکا در زمینه برنامه هسته ای ایران ادامه مذاکرات است… .
مقدمه: از دیروز فضای سیاسی جالبی با ایجاد یک موج دیگر ایجاد شده. به نظر میرسد فصل الخطاب همه امور در کشور با رهبریست. هرچند عدهای فقط در حرف این را قبول دارند ولی بد نیست که برای حفظ آبرو و اینکه شامل دعای «مرگ بر ضد ولایت فقیه» مردم مؤمن، در روز جمعه که یکی از مقدسترین اعیاد ماست، در هنگام نورانی ظهر و در حالی که رو به قبله هستند و منتظر ارتباط با خدا، نشوند، این قسمت از سخنرانی نائب امام زمان (ارواح العالمین لتراب مقدمه فداه) را به خوبی ببینند و نمایش بازی کنند که مثلاً دارند عمل میکنند! نکته جالب که البته به خاطر شناخت نسبی که ما از آقا داریم برایمان کاملاً عادی جلوه میکند، دور اندیشی و هدایت جامعه و تلنگر به این شدت گرفتن امواج است:
…آنچه که امروز لازم است، این است که همه این وظیفه را بشناسند، بدانند که ما کجا هستیم. یک عدهاى غفلت میکنند، نمیفهمند که ما این همه حرکت کردهایم، پیش آمدهایم؛ نمیفهمند که ما هنوز راه طولانىاى در پیش داریم؛ نمیفهمند که ما دشمن داریم، دشمن از تنبلى ما، از غفلت ما، از اختلاف ما، سوء استفاده میکند. مخاطب بیشتر این حرف شخصیتهاى مطرح جامعه – سیاسى و فرهنگى و غیره – هستند که باید مراقب حرف زدنهاى خودشان، مراقب نوشتنهاى خودشان، مراقب موضعگیریهاى خودشان باشند. اتحاد و اتفاقى که رمزِ همهى پیشرفتها و پیروزیهاست، امروز بیشتر از همه براى این کشور لازم است. مسئولین کشور هم واقعاً دارند زحمت میکشند، حقیقتاً دارند زحمت میکشند. دولت، مسئولین، مدیران بخشهاى مختلف، تلاش میکنند. اگر کسى ایراد و انتقادى هم دارد، نباید آن را جورى مطرح کند که این مدیرى که در تلاش هست براى اینکه کار را بهتر انجام دهد، او را تضعیف کند. اختلافات غالباً از هوسهاى نفسانى بر میخیزد. اگر کسى بگوید این عمل من که اختلافانگیز بود، تفرقهانگیز بود، براى خداست، این را باور نکنید. تفرقهى بین مؤمنین کارِ خدائى نیست، براى هدفِ خدائى انجام نمیگیرد؛ کار شیطانى است؛ کار شیطانى است. ایجاد بغضاء و کینه بین مؤمنین، فضاى اختلاف را به وجود آوردن، این کار شیطان است، کار خدائى نیست. کار خدائى همدلى است. یک نفر یک کارى دارد، مسئولیتى را بر عهده گرفته، دیگران باید کمک کنند تا کار را خوب انجام دهد. اگر ضعفى داشت، به او تذکر دهند؛ اما نگذارند او تضعیف شود. این کسى که این عَلم را بر دوش کشیده، بلند کرده، همه باید کمکش کنند؛ یکى عرقش را پاک میکند، یکى بادش میزند. اگر دیدند که در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه میکند، راهش این نیست که یک مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون کنند. راهش این است که کمکش کنند این اشکال برطرف شود؛ این نکته را باید همه توجه کنند، بخصوص کسانى که در عرصهى سیاست و در عرصهى فرهنگ و در عرصهى رسانه و در عرصههاى گوناگون نقش و حضورى دارند…(چهارم تیر امسال)
بیربطنوشتـ………………………………………………………………..
۱. میخواستم بخشی از صحبتها را برجسته بکنم، دیدم همهاش مهم است، رها کردم.
۲. در مورد پینوشت که اینبار نوشتم بی ربط نوشت باید یک فکر اساسی بشه. این که نمیشود هر موضوع بی ربطی به مطلب را نوشت: پینوشت! در مورد مطلب: شهیدانی که گناه میکنند! هم میخواستم در این دو روز مطلبی بنویسم که انشاء الله به شرطی که دوباره توهینی پیش نیاید! خواهم نوشت…
۳. دم بچههای گروهان شهید مغنیه فلسطین گرم: وحشت بیت المقدس را فرا گرفت.

