شاید اگر بخواهیم راه تخریب را مانند آنچه امروز در عالم احزاب سیاسی رویه شده در پی نگریم، اول باید محاسن ماهنامه(؟!) الکترونیکی شماها را بگوئیم.
به نظر میرسد «شماها» به ادعای خودشان اولین نشریه تخصصی وبلاگنویسی فارسی است، دارای طراحی پویا و نسبتاً جالب و قشنگ و در عین حال سنگین است. سعی شده شیوه نگارشش وسعت مخاطب زیادی داشته باشد و روان و خودمانی بودنش به کمکش بیاید. همچنین به نظر میرسد که انتخاب سوژههای جالب و مورد نیاز روز و کمتر پرداخت شده یکی از امتیازات خود بدانند.
اما…
با نگاهی به مسئولان و نویسندگان این مجله، نامهای آشنایی را میبینیم. بله دستاندرکاران دفتر توسعه وبلاگ دینی که چون سایتشان بالا نمیآمد(!) آدرس وبلاگ فعالشان(!) در سرور مربوطشان را مشاهده میکنید! این را از این جهت گفتم که یک وجه نقد یک نشریه نویسندگان و مسئولانشان است!
در معرفی این تشکل آمده: «دفتر توسعه وبلاگ دینی با هدف بستر سازی فعالیتهای دینی در اینترنت به وسیله وبلاگها راه اندازی شده است.»
در مقدمه شماره اول و کلیات سایت به طور عام از وبلاگنویسی به عنوان هدف این مجله یاد شده و حتی نامی از دفتر توسعه نیامده و علی الظاهر ما فقط قرار است اینجا روی کارکردهای مؤثر وبلاگنویسی مخاطب باشیم. اما همیشه قرائن کمک بودهاند برای پیدا کردن ناگفتهها! قضاوت درباره اینکه فعالان دفتر توسعه وبلاگ دینی در این نشریه تماماً فعال هستند و مدیر مسئول آن به شکل کاملاً اتفاقی(!) یک ملبس به لباس روحانیت است و ربط آن به اهداف احتمالی دیگر در کنار آنچه در «شماها» ذکر شده بر عهده شما.
البته نقد ریز آنچه در سه شمارهای روی سایت قرار گرفته نیاز به فرصت زیاد دارد، اما با مقدمه بالا میخواهیم برویم سراغ الگوسازیهای این مجله. با نگاهی به دو شماره، دو نفر از وبلاگ نویسان با سابقههای خواندنی به عنوان الگو توسط این عزیزان مجله به ما معرفی میشوند؛ خانم توحیدلو که یدطولایی در نقد و انکار و حتی زیر سوال بردن احکام اسلامی دارند و به آرمانهایی مثل دفاع مقدس هم مرحمتی بذل مینمایند و البته که نوشتههای مشعشع از اختلاف با دیدگاههای ارزشی ایشان دیگر با یک نگاه گذرا در وبلاگشان نمایان خواهد بود. البته دوستانی که یک کانادا نشین وبلاگ نویس را میشناسند، حتماً به خوبی از دل و قلوههای رد و بدلی این دو در ساحت وبلاگ و نظر(!) مطلع هستند.
حال چگونه مسئول این نشریه و نویسندگان آن که بعضاً طلبه تشریف دارند راضی به معرفی این نماد وبلاگ نویسی دارند، چیزی است که باید در افکار روشنفکر مآبانه دینیشان جستجو کرد. البته لزوماً این تفکر مذموم نیست، بلکه کمی خاص(!!!) است.
دیگر نماد وبلاگ نویسی که به درد وبلاگ نویس مسلمان ایرانی میخورد فرد معرفی شده در آخرین شماره است که به تناسب موضوع فقط نام مستعار او متشر شده و میشود. البته ایشان هم میزان نزدیکی خود را به آنچه آرمانهای ارزشی و ایرانی نامیده میشود در نظرات و وبلاگش به نمایش گذاشته!
و جای تعجب و سؤال اینجاست که چرا اینچنین افرادی حتی در فرض قبول قحط الرجال، باید به وبلاگ نویس علاقهمند به معیارهای ارزشی و حتی دینی معرفی شود؟ آیا داشتن چادر! و یا حتی مواضع ملیگرایانه، فیلتر خوبی برای عبور از این معرض مهم برای معرفی به وبلاگ نویسان است؟ البته دیگر وبلاگهای معرفی شده هم در جال خود نیاز به کنکاش خاص خود را دارد…
ما به مجله تخصصی وبلاگ نویسی «شماها» اعتماد نکردیم، معیارهای خوبی معرفی نکردند و آنچه هدف خود برای رسیدن قرار دادند با وسیلههایشان در حال نابودی است…
همین
پینوشتـ……………………………………………………………………..
۱. معنای سکولار چیست!؟
۲. در شایعهای آمده که خرجهای جالبی برای انتشار یک شماره مجله میشود!
۳. از وجود چنین مجلههایی استقبال میکنیم و البته آنها هم باید از وجود چنین نقدهایی!
۴. البته کمی با کد نوشتم که نیاز به تفسیر داشت، اهلش خواهند فهمید!
//// لینک نظرات یکی از دوستان که به شدت از این نوشته ناراحت شده
//// یکی از دوستان درباره این مطلب من و مجله شماها و این جریانات نوشته: این رسم مسلمانی نشاید !
//// یکی دیگر از دوستان هم درباره این مطلب من و مجله شماها و این جریانات نوشته: ماها همان شماها هستیم! بیاید با هم مهربانتر باشیم..
