مقدمه: واقعیت این است که کسانی که نام اصولگرائی را یدک میکشند، جدا از اینکه دارای خرده شیشههایی(که البته دیگر از خرده گذشته) هستند، اما علی الظاهر خود را ملزم به حفظ ثبات نظام اسلامی و پیروی از ولایت فقیه میدانند. به خاطر همین از سرپیچی عریان از فرمایشات رهبری و آنچه که باعث خوشحالی دشمنان میشود جلوگیری میکنند. اما اگر موقیعتی پیش بیاید که بطلبد آنها کمی پا روی نفسشان بگذارند(!) یقیناً در لفافه تخصص و نظارت و سایر موارد کم نخواهند گذاشت.
همین که لاریجانی از دولت احمدینژاد بیرون آمد، به خوبی تفاوت آرای انقلابی او و احمدینژاد مشخص گردید. از آن پس سازهای کوک نشدهای توسط او نواخته شد. اما گویا در این اواخر اتفاق دیگری افتاده است. پس از اظهار نظر خنثی لاریجانی درباره هولوکاست و در واقع زیر سوال بردن مواضع رئیس جمهور (و به تبع جمهوری اسلامی) که از آخرین موارد سازهای ناساز اوست میشود اتفاقات دیگر را هم پیش بینی کرد. هرچند گفته لاریجانی هولوکاست به ما مربوط نیست و یا تاریخ دان نیست تا درباره هولوکاست نظر بدهد، اما این یک نمونه همراهی نکردن اصولگرایان و زیر سوال بردن مواضع رئیس جمهور است. تکرار نیاز کشور به کارشناسان و استفاده از نخبگان در مدیریت کشور از مواردی است که او و همتایانش تلویحاً برای تضعیف دولت استفاده کردهاند. و البته که نیاز کشور به تخصص بیشتر و استفاده از نخبگان منظور دوستان و .. است! همه این مواضع علیالظاهر دلسوزانه و برای کشور و حتی به قول برخی برای دولت است، اما از آن جهت که این عزیزان با آمدن احمدینژاد کمی دچار مشکل شدهاند(!!) و از طرفی هم به خاطر از جهتی هم طیف بودن با احمدینژاد و جو کشور و بیانات رهبری علناً نمیتوانند به مخالفت با احمدینژاد بپردازند، نیش خود را با حرفهای دوپهلو که علیالظاهر کلی است و مشکلی هم ندارد فرو میکنند.
نمونه آخر آن مشکل تفریغ بودجه ۸۵ و ماجرای یک میلیارد دلار است. ماجرایی که در برخی رسانهها به عنوان تخلف سنتی از قانون بودجه عنوان میشود. اتفاقی که به دلیل رسانهای شدن موجی را بر علیه دولت و رئیس جمهور به فرموده رهبری پاکدست بوجود آورد. ظاهراً چنین مشکلی وجود دارد و نگرانی لاریجانی و توکلی و دوستان هم قانونی و قابل احترام است اما غافل از اینکه دوباره روزنهای برایشان ایجاد شده که کمی ناراحتی خود را تخلیه کنند. برای پی بردن به این نکته باید دقتهایی داشت.
همانطور که گفتیم این یک ماجرای سنواتی و همیشگی بودده و حتی جالبی ماجرا از اینجاست که در گزارش تفریغ بودجه سال ۸۳ تاکید شده است، از درآمد ۳۴ میلیارد دلاری نفت خام در سال ۸۳ تنها ۲۸ میلیارد دلار به حساب های خزانه واریز شده و شرکت ملی نفت ۶ میلیارد دلار مابقی را نزد خود نگه داشته است. بررسی های تطبیقی نشان می دهد که این ابهام درباره واریزی دولت به خزانه که در گزارش تفریغ بودجه ۱۳۸۵ مورد توجه قرار گرفته است، به نسبت ابهاماتی که در همین زمینه در گزارش تفریغ سال ۱۳۸۳ اعلام شده بود، به میزان ۶۰۰ درصد کاهش داشته است.
ضمن اینکه همانطور که رئیس جمهور در برنامه تلویزیونی خود توضیح داد این ماجرا یک اشتباه حسابرسی است و حتی عضو کمیسیون انرژی مجلس هم گفته: گم شدن یا خرج شدن غیرقانونی یک میلیارد دلار درآمد نفت نادرست است. این ماجرا در کنار اتهام دیگری به دولت پیرامون اعمال غیرقانونی دولت برای واردات بنزین بوده که با توضیح گمرک مشخص شد که باز هم حق با دولت و رئیس جمهور پاکدست است.
بله این فرصت داخلی و البته تخصصی میان قوهای برای این عزیزان تبدیل شد به کمی خنک شدن این دل سوزان از دست دولت نهم! ظاهراً دغدغه اینان دست است، اما به یکباره توجه اینان به این نکته و همچنین مانور سنگین دلیلش چیست؟ جز این است که آنها هم بالاخره باید علاقه و نگرانی خود را نشان بدهند یا نه؟ حمایت لاریجانی از دیوان محاسبات و تذکر اخلاقی و یادآوری آخرت به احمدینژاد توسط توکلی چه معنایی دارد؟ و در این میان باز هم احمدینژاد است که تنها… . سخن بسیار است و معلوم نیست آیا اینها از مصادیق فرمایشات رهبری درباره شباهت ما و قوم بنیاسرائیل در ناشکری و کارهایی که خدا آنها را به سادگی نخواهد بخشید، باشد یانه.
پینوشتـ…………………………………………………..
برایم جالب بود که حتی مردم هم ببر خلاف دوستان اصولگرا(!) اور نمیکنند که احمدینژاد دزدی و تخلف کرده باشد. پای یکی از روزنامه فروشیها یکی به دیگری می گفت پس فکر میکنید این پولهایی که به فلسطین و لبنان رفته از کجا بوده!
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با هفتهنامه «شهروند امروز» میگوید: به آنها (رایحه خوش خدمت) گفتم من نظر خودم را میگویم. اگر نظر رهبری مخالف بود، پافشاری نمیکنم. ولایتفقیه به این معنا نیست که هرکاری میخواهیم بکنیم، برویم سوال کنیم… .
مدتی قبل با یکی از دوستان درباره این حرف مطهری صحبت می کردیم. من بر این عقیده بودم و هستم که این حرف او درباره ولایت بسیار غلط است و حتی تا اثبات نفاق پشت این حرف پیش رفتم. حالا هم نمی خواهم در یک جای نسبتاً عمومی به نقد شخص بنشینم. کمای اینکه بیشتر سعی ام در نقد و یا حمایت از افراد حمایت و نقد فکر بوده. البته ارزش و شخصیت نخبگی و فرزانگی افراد همیشه مورد ستایش و تقدیر بوده و یا کژی و ناراستی هم. اما واقعیت دردآوری که پشت این حرف شرم آور خوابیده با اینکه مدتی هم از آن می گذارد بار دیگر با سخنان منتشر شده از او سرباز کرد. نمی خواهم این سخن گذشته او را نقد کنم، چنانکه کسانی که خود را همیشه زیر سایه ی رهبری قرار داده اند به سخیف بودن کلام پی برده اند. اما نکته جالب گفتن سخن پیرامون ولایت فقیه نزد کسانی که به اندازه سر سوزنی به اجرا کردن فرامین او اعتقاد ندارند!
به قولی اگر دولت یک مشایی دارد، مجلس ما مشایی ها دارد. نمونه اش همین مورد. به راستی دلیل بیان اینگونه سخنان فتنه و اختلاف برانگیز نزد ناکسان چیست؟ آیا ناشی از سطحی نگری و برخی کمبودهاست؟ دوستی به این نکته خوب اشاره کرده و کنایه زده.
اما همانطور که گفتم امروز شاهد هنرنمایی دیگری از این جناب بودیم: در راستای جریان کردان که شبهه تکرار جریان بی ارزش مشایی است و باز هم شاهد دعواهای الکی و سیاسی هستیم یا نه در آن دیده می شود، جناب مطهری افاضه فرموده اند که: رئیس جمهور صلاح خود را نمیداند.(!)
حتی ما اینجا به خود کلام نداریم اما خیلی جالب به نظر می رسد زمانی که گوینده را در نظر بگیریم. چرا کسی که نمی تواند صلاح خود و جماعتی و حتی نظامی را در نظر بگیرد، به این فکر افتاده است که صلاح شخص دیگری که به مراتب بالاتر و آگاه تر از اوست را می داند!!؟ شخصی که نمی داند که اولا نظراتش کاملاً مخالفت با ولایت محوری و حزب اللهی بودن و در مرحله بعد بیانش نزد عده ای اصلاح طلب معلوم الحال چه سوء برداشت هایی را همراه دارد،و صلاح به این عریانی را تشخیص نمی دهد، چگونه… ؟
بی مناسبت نیست قسمتی از پست طولانی دیروز که فرمایشات عجیب امام بود را با هم مرور کنیم:«اما کسى مخالفت بکند با یک کسى که دارد خدمت به خلق مىکند، این غیر آن جرمى است که مخالفت بکند با یک شخصى که در بین خانه خودش- فرض کنید که- در عایله خودش مىکند، آن هم جرم است. اما این جرم از آن جرم خیلى بالاتر است و این یک چیزى است که مشکل است خداى تبارک و تعالى انسان را ببخشد ..امروز خیلى تکلیف به عهده ماست، تکلیفهاى شاق هم به عهده ماست. امروز شمایید و همه عالم دشمن شما الّا معدود، البته بین ملتها زیاد هست به شما توجه دارند.»
توضیحات بیشتر درباره این پست:من از صحبت امام درباره مطهری دفاع میکنم!
بعد از ماجرای کم اهمیت مشایی در راستای تخریب فضای انتخاباتی علیه دولت، شاهد بحران کردان هستیم. هرکس در این ماجرا موضعی را اتخاذ میکند و در این میان ضربهخوردگان از مواضع انقلابی و مواضع ضد حزبی و گروهی، که اولی عمدتاً اصلاح طلبان و گروه دوم عمدتاً افراد مسمی به اصولگرا هستند را شامل میشوند، بیشترین سوء استفاده را کردند. البته همانطور که رهبری اشاره کردند این فضای تلخ و بد انتخاباتی مربوط به انتخابات است اما برای این دولت به شکل کاملاً رذیلانهتری در حال اجراست.
به راستی مقصر اصلی این بحران کیست؟ آیا احمدینژاد؟ با یک نگاه گذرا و بدون تعصب به راحتی میتوان دریافت که مقصر اصلی در این ماجرا مجلس است. اما چرا؟
کردان یکی از مدیرانی است که سالها در این مملکت کار کرده است و در مناصب مختلف بوده و در نتیجه با هر یک از نمایندگان این مجلس ممکن است ارتباط داشته، کما اینکه به طور خاص با یک نماینده شاخص ارتباط مسقیم پیدا میکند. و البته نمایندگان دیگری هم بودهاند که با او کار کردهاند و خلاصه در کارهای او شریک و در بالا آمدن او مقصر.
حال احمدینژاد باید به دنبال وزیر کشور باشد، اما بهترین گزینه چیست و از چه راهی باید انتخاب شود؟ کردان یکی از بهترین گزینههای پیش روی احمدینژاد است. به خاطر اطمینانی که از فعالیتهای او در مسئولیتهایی مختلف داشته و کسی هم تاکنون به او شک نکرده. از طرفی مهمترین گزینه یعنی خدمتگزاری که ظاهراً در او بوده و نمایندگان زیادی به علت همراهی با او به عنوان شاهد گفتهاند، از طرفی اصولگرایی به علت همراه بودن با افراد اصولگرا و از طرفی دکترای او که باعث مشغول بودن او در ردههای مخالف شده. خب علیالقاعده احمدینژاد با اطمینان به انتخابهای مسئولین گذشته و فعالیتهای او بدون اینکه رسم باشد که نام مدیر مدرسه ابتدایی او را هم بداند(!) به مجلس معرفی میکند. تا اینجای کار بدون هیچ نقصی و با اعتماد به بکارگیری او توسط طیف اصولگرایان پیش میرود.
البته نکته مهم در این میان این است که باید شخصی به مجلس معرفی شود که مجلس او را بپسندد، یعنی علناً گزینههای عدالتخواهی، پاک دستی و حتی کارآمدی کنار گذاشته میشود و باید کابینه (مجلس!) یک دست باشد! البته احمدینژاد هم مجبور به جمع این صفات میشود و افراد مناسبتر از گردونه به خاطر سیاستبازی عدهای حذف میشوند.
شخصی به مجلس معرفی میشود که مورد وثوق رئیس و به تبع، جمع کثیری از آنان است و دیگر حرف خاصی برای گفت نمیماند اما ناگهان به خاطر فضای مجلس برای رأی دادن که نکات ریز هم مورد توجه قرار میگیرد، عدهای به گذشته مورد اطمینان بزرگان مجلس شک کرده و اعتراض میکنند اما مگر فراکسیون و حزب کشک است و هیچ کاره!
به طور خلاصه میشود گفت که احمدینژاد نتیجه کرنش خود در برابر خواستههای غیرعقلانی عدهای سینهچاک تحزب را میبیند و باز هم دولت در معرض بحران دیگری قرار میگیرد. همینجا اشاره میشود که از این جهت بحران گفته میشود که به عنوان یک نمونه کوچک میتوان به روش اصلاحطلبان اشاره کرد که اگر در انتخاباتی رأی نیاوردند دم از تقلب در انتخابات میزنند(!) و اکنون که سوژهی جدیدی هم دارند میتوانند بهتر مانور بدهند، البته این به جز دوستان ضد انقلاب آنان در خارج از کشور است که باز هم به این وسیله میتوانند ایران را بکوبند.
خلاصه کردان رأی میآورد اما ناگهان نمایندهای ثابت میکند که کردان مدرک ندارد! و باقی ماجرا که دیگر همگان میبینند.
نکتهی نگفتنی در این میان برداشتی است که میشود؛ مبنی بر اینکه در راستای فضای انتخاباتی و برای تشدید و ادامه دادن در راستای ماجرایی که بالاخره بعد از بیانات رهبری عدهای(!) فهمیدند کم اهمیت است، فضای رای را به سمت کردان سوق دادند. به این ترتیب که با آگاهی از مشکلی که بعد از انتخاب او بوجود میآید و یا میآورند میتوانند بار دیگر دولتی که با آمدنش راههای قدرت و ثروتشان بسته شده و دیگر حرف زورشان خریدار ندارد، تحت فشار قرار بدهند و در تضیفش بکوشند تا زمینهی پررنگتری را برای دلخواه خودشان در انتخابات آینده رقم بزنند. هرگز سیاست را ساده نگیرید، مگر اینکه شطرنج بازی نکرده باشید!
پینوشتـ……………………………………………………
۱. البته ماندن و ادامه کار کردان هم ماجرای دیگری است که با دو عنصر صبر و اوضاع کنونی دولت و فضای سیاسی قابل تحلیل است و شاید بماند برای آینده.
۲.با دقت در بیانات رهبری متوجه میشوید که این دولت در دو چیز خاص است: یکی حمایتهای رهبری و دیگری تخریب خصوصاً نزدیک انتخابات. جالب است، مگر نه؟
شاید زمانی که هاشمی رفسنجانی در انتهای یک موج دیگر تخریب دولت ارزشی نهم که با سد کلام رهبری در هم شکست، میگفت که دوران مدارای سه ساله با دولت پایان پذیرفته، بسیاری بر این باور بودند که این حرفی بیش نیست در ادامه جو سازیهای هاشمی و اطرافیان و دشمنیها با دولت عدالتخواه. حرفهایی از جنس انتخابات و ارزش بیشتری ندارد. اما من همان زمان به وجود یک پشت پرده عجیب و درایت سیاسی در هاشمی اشاره کردم. گفتیم که او بسیار زیرکتر این حرفهاست و حرف او سرانجام عملی شد و به وقوع پیوست.
همانطور که گفتیم هاشمی دارای وسعت قدرت بسیار است و همه جا نفوذ دارد. حال به راحتی قدرت او را ببینید. حتی در میان اصولگرایان. قبلاً بارها بر کارکرد و حزب و باند و دسته سخن گفته بودیم و عقلاً و بوسیله نقل از کلام رهبری آن را رد کرده بودیم، اما ببینید آنچه را که نباید. تصور داشتیم که دایره همراهی با دولت گستردهتر و تخریب تنگتر خواهد شد، اما آنچه را که میبنیم عدم وجود چیزی به نام رهبری و ولایت است در میان اهل سیاست.
حضرت امام فرمودند و چه خوب فرمودند که مجلس باید در راس امور باشد اما همین امام فرمودند که تفکیک قوا. هنوز کلام رهبری را در دیدار با مجلسیان در رابطه با همکاری و همراهی با دولت فراموش نکردیم. و هنوز فراموش نکریم فرمایشات حضرت آقا را پیرامون اینکه نمایندگانی انتخاب شوند که راه را برای دولت هموار کنند.
اینکه چرا در این روزها وزرایی که باید مشغولیت ذهنیشان خدمت بیشتر به مردم باشد، باید در راه روهای مجلس نگران از وضعیت برنامههاشان به خاطر قرار گرفتن در صف طولانی استیضاح در مجلس اصولگرا(!!!) رفت و آمد کنند. اینکه چرا باید در حالی که مدت زیادی از طول مدیریت وزیر آموزش و پرورش نمیگذرد و در حال آغاز سال تحصیلی هستیم شاهد استیضاح سیاسی یک وزیر باشیم و در یک عقبگرد مفتضحانه پشیمان بشوند. یک سوال مهم است.
سوالی که با بازگشت به کلام رهبری به خوبی دوری از ولایت و نزدیکی به خواستهای نفسانی و حزبی در آن مشخص میشود. به راستی دولتی که باید اینگونه فکر کند که سال آخر خدمت او نیست، چرا باید با قرار گرفتن در مقابل یک موج سهمگین استیضاح سبزنشینان قرار بگیرد و متوهم شود که نکند این تصور است که سال آخر اوست و چون هزینهای ندارد، درصدد استیضاح و جبران برآمدهاند؟
به راستی چرا شاهد این التهاب هستیم؟ چرا در این شرایط و ایام و با توجه به این زمینه آقای حداد روزه سکوت خود در ایامی که قلب روزه است و شیطان در بند است، روزه سکوت میشکنند و میگویند آنچه نباید و به موضع گیری تند میپردازند؟
به کدامین توجیه لاریجانی در مسند رئیس مجلس در برابر حرکت غیرقانونی و تخریب گرانه یک اقلیت بر علیه دولت و اعتراض چند نفر میگوید این آزادی بیان است!!!
چرا از طرفی شاهد هستیم بر خلاف نظر رهبری که در دیدار با خبرگان درباره شیوه برخورد با اشتباهها فرمودند و بیاهمیت بودن خزعبلات یک ساده بیاندیشه، به این ماجرا بعد از گذشت این همه زمان دامن میزنند و برای به کرسی نشاندن نظر خود به امور غیر متعارفی چون سوال از رئیس جمهور رو میآورند؟ چرا مجلس اصرار دارد در برابر این دولت همیشه اولینها را در برخورد و موج آفرینی داشته باشد؟
چرا همه منتظر بودند تا آبها از آسیاب بیافتد و کلام رهبری در هفته دولت فراموش شود، تا حرفهای هاشمی زنده شود؟

هیچ کسی مثل هاشمی نیست
نکتهای که در این میان گفتنش خالی از لطف نیست، این است که هاشمی با ذکاوت سیاسی خود به خوبی دریافته که ریاست جمهوری در ایران یک دوره هشت ساله است، پس بیهوده خود خرج نخواهد کرد و کوچولوها را در گیر و دار آمدن به صحنه انتخابات قرار خواهد. اما هدف او از این همه تحرک چیست. کسی که از یک آدم ساده و نه چندان معروف و قدرتمند حزبی، شکست خورده در انتخابات قبل، باید جبران بکند. و چه جبران و پیروزی بزرگتری در این حالت جز این است که میزان آرای احمدینژاد را به پائینترین میزان ممکن برساند. تا آنجا که اهالی سیاست به خوبی میدانند، این در حد یک شکست بسیار سنگین خواهد بود. یعنی به فنا دادن تمام زحمات شبانه روزی او. در این پروسه نیازی به انتخاب نشدن دوباره احمدینژاد نیست، بلکه افت شدید همان خواست دشمنان است و یک نکته برای نابود کردن توان دولت ارزشی و پایان دادن به هر چه صحنهای که ارزشیها بتوانند در آن حضور داشته باشند. بگذارید همین جا اعلام خطر شدید بکنم…
پینوشتـ…………………………………………………..
این همه به جز اتفاقات پیرامونی و روزانه علیه دولت ارزشی است. که آخرین آن بازی کثیف و مضحک شکایت از نوریزاد که حتی هتاکان به مراجع هم مدعی شدند و همه برای ضربه زدن به دولت(!) از آن استفاده میکنند… .
این روزها هر بار سوژهی جدیدی مد میشود! یکی از سوژههای جالب، احساسِ پیدا کردن یک سوژه دیگر از احمدینژاد توسط دشمنانش؛ برای تخریب اوست. میگویند: چرا احمدینژاد به قانون عمل نکرد و وزیر اقتصاد را در مهلت قانونی معرفی نمیکند. میگویند چرا از ولایت خرج کرده و برای کم کاری خود متوسل به حکم حکومتی شده.
اینکه چرا احمدینژاد در مهلت قانونی وزیر را معرفی نکرد، متوسل به حکم حکومتی شده و دارای چه دلیلی است را به طور دقیق فقط باید دکتر به آن پاسخ بدهد. نباید دشمنان عدالتخواهی مثل همیشه دست با دامان حدسیات خود بشوند. اما ذکر چند نکته مهم به نظر میرسد.
اول اینکه تلویحاً چندین بار دکتر به مشکلات خود و مخالفخوانیها علیه او در مجلس برای راحت انجام شدن امور دولت اشاره کرده. زمانهایی که به سنگ اندازی علیه دولت پرداخته شده. از معرفی اولین وزرا در مجلس تا تغییرات مضحک و اساسی در بودجه کارشناسی شده دولت. حال باید احمدینژاد شیوههایی را به کار ببندد تا راحتتر بتواند گزینههای همسوتر با خود را راهی دولت بکند و سد آهنین افکار حزبی و پوچ و منفعت طلبانه عدهی زیادی از مجلسیها را بشکند. از طرفی شاهد هستیم که مجلس در تعطیلات است و عدهای برای سرکشی بیشتر به حوزه رای خود رفتهاند. هنوز فراموش نکردیم متزلزل شدن مجلس هفتم در آخرین روزها، به خاطر فرار کردن از انجام وظیفه؛ و از رسمیت افتادن مجلس به بهانههای واهی. چه اطمینانی وجود داشت که رئیس جمهور انتخاب یکی از مهمترین گزینههای خود را به چنین نمایندگانی در این شرایط تعطیلی مجلس بسپارد؟

احمدی نژاد ولایتیترین رئیس جمهور ایران بعد از خود حضرت آقاست...
به راستی آیا اینکه احمدینژاد به خاطر مقتضیات و ضعیف بودن و متزلزل بودن مجلس دست به چنین کاری زده است به معنای از ولایت خرج کردن میباشد؟ این در شرایطی است که فراموش نکردهایم که مجلس، ضروریات مردم برای تصویب برداشت از حساب ذخیره ارزی برای مقابله با گرانیهای امسال را برای نفسانیات عدهای نماینده نما، به تعویق انداختند. ابتدا گفتند که لایحه را همراه بودجه بیاورید، سپس گفتند که بعد از انتخابات بیاورید و خلاصه این همه تعلیل باعث گران تر شدن مواد مورد نیاز کشور و بیشتر شدن ضربه به بیت المال شد. تا آنجا که به شکلی رئیس جمهور باز دست به دامان رهبری شد و این مشکل کشور را با عنایت رهبری حل کرد. آقایان کجا بودند آن زمان تا در برابر این مشکل کشور و در اصل مشکل مجلس بیاستند؟
آیا رئیس جمهور نباید نگران تکرار اینگونه اتفاقات که یک بار ضربه جبران ناپذیر آن را دیده، باشد؟
آنچه نمایان است، برخوردهای حزبی و از سر نگرانی احزاب و مافیاهای قدرت در برابر کار و تلاش و زشت شدن چهرهشان است، که هر روز به شکل تهمت و کارشکنی نمایان میشود. امیدواریم روزی در این کشور برسد که این فرهنگ نهادینه شود که اگر بقیه کار نمیکنند، حداقل در برابر کسی که کار میکند سنگ اندازی نکنند.
البته عدهای دیگر هم فقط به خاطر در خطر دیدن منافعشان چنین آسمان و ریسمان میکنند…
