نکات آخرین خطبههای دوم رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه این هفته را با هم مرور کنیم:
۱. …دو مسئله کوچک و کم اهمیت که سعی می شود برای التهاب از آن استفاده بشود…
//ناظر به سخنان قبلشان که درباره حفظ وحدت که نیاز امروز جامعه بود و شکایت مردم از این فضای موجود دین نخبگان سیاسی. و نکته دیگر اینکه معمولا موضوعات کم اهمیت توسط افراد کم اهمیت ایجاد میشود.
۲. …یک نفر پیدا میشود…
//یکی از نکات خیلی جالب این قسمت، استفاده از این لحن بیان است که برای تحقیر و کم ارزش نشان دادن فرد استفاده میشود. معمولا در ادبیات در میان متن، ضمیر غائب و دور را برای دو منظور استفاده میکنند. یکی بالا نشان دادن مرتبه و دیگری تخویف و پائین نشان دادن و بیارزش دانستن. خب البته که اینجا مشخص است… .
۳. …یک نفر پیدا می شود اشتباه میکند. عکس العملهایی در برابر آن نشان داده می شود. خب مسأله را باید تمام کرد. اینکه یک روز یک نفر از این طرف بگوید، یکی این جور بگوید، یکی یک طور استدلال بکند. این درست نیست. این التهاب آفرینی است…
// این قسمت ناظر به عکس العملهاست. اول کسانی که به این اشتباه دامن زدند، از خبرنگاری که دنبال ماجرا را گرفت و رفت دنبال تحلیل، تا حتی مراجعی که در حرکتی دون شأن خود دست به فتوا زدند(!) از اصلاح طلبانی که مثل همیشه به وظیفه خود پرداختند(!) و تخریب کردند تا اصولگرایانی(!!!) که این موضوع کم اهمیت را یک موضوع بحرانی برای کشور جلوه دادند و اقدام به سوال از رئیس جمهور کردند. تا آنجا که رئیس جمهور در برداشتی غلط از فرمایشات امام و آقا و برای حمایتی مضحک از مشایی دست به اظهار نظری غلط زد که دیگر رهبری برای این موضوع کم اهمیت وارد ماجرا شدند
۴. …حرفی بود و گفته شد و اشتباه بود و تمام…
// اول اینکه حرفی بود مسلماً یعنی اینکه اگر قرار بود برای هر حرفی عکس العمل نشان داده بشود که دیگر کشور روی آرامش نخواهد دید. اول اینکه این حرف در حوزه اجرائی نبود تا ارزش برخورد داشته باشد و روی زندگانی مردم تاثیر بگذارد و دوم اینکه اشتباه بودن آن با حرکات و کلمات حتی خود رئیس جمهور هم نمایان بود و میشد. در حقیقت اشتباه در یک قسمت از یک عقیده بود و نه در تمام عقیده. به هر حال تمام، که این تمام در واقع به خاطر گفته های دیروز احمدینژاد بود.
۵. …موضع دولت جمهوری اسلامی هم این نیست، این با کشورهای دیگر فرق دارد…
// این حرف در ابتدا نهیبی به رئیس جمهور بود و نکته بعد آن ولائی نبودن صد در صدی رئیس جمهور است. البته همانطور که گفتیم احمدینژاد بر اساس شاهدی که از بیانات امام و آقا در مصاحبهاش آورده بود بر حرف پدر عروس خود صحه گذاشت ولی این برداشت او اشتباه بود. یعنی آنچنان هم که ما فکر میکردیم او نظر ولایت را نمیشناسد. البته نه اینکه در خط ولایت نیست. البته شدت کم اهمیت بودن موضوع را هم میرساند، زیرا که اگر درصدی اهمیت داشت در جلسات خصوصی و کاری با رهبری عنوان میشد و نظر صریح رهبری گرفته میشود و کار به اینجا نمیرسید. و نکته دیگر که دو حالت دارد: یکی اینکه واقعاً احمدینژاد به شعار خود که باید سنگر ولایت باشیم و برای هر موضوعی پای ولایت را پیش نکشیم عمل کرده و این مشکلات را در دیدارهایش با رهبری مانند دیدارهایی که از او نقل میشود یبان نکرده و یا اینکه اینقدر به صحت نظر ایمان جازم داشته که به مخیلهاش هم اشتباهش خطور نمیکرده که البته مطمئناً چنین هم بوده که اگر نبود حتی برای حفظ آبروی خود چنین موضعی نمیگرفت.
۶. …این را نباید وسیله التهاب قرار داد. من خواهش میکنم از همه، اینجور مسائل جزئی را، حرفی بر زبان کسی جاری میشود، این را وسیلهای قرار ندهند برای اینکه مدتی جریان سازی و مسئله آفرینی بشود در سرتاسر کشور. یه عده موافق یه عده مخالف سر قضیهای پوچ…
// خب بهتر است یکبار دیگر نگاه بکنیم به کسانی که سر این قضیه پوچ مسئله آفرینی کردند. خب خبرگزاری که فارس در رأس آن بود منبع اصلی دامن زدن به آن بود. بعد روزنامه و احزاب که کارکردشان جز تخریب فضای آرامش برای ادامه حیاتشان نیست و جز وظایف لاینفکشان بحران آفرینی است ادامه دادند. بد نیست تعریضی هم به داستان علما داشته باشیم و ببینیم در این مورد نوریزاد چندان هم بد نگفت و اشتباه علما و تحلیل غلط و یا تحت تاثیر اطرافیان قرار گرفتن و داخل شدن در امری کم ارزش چه توجیهی داشت؟ بیشترین ضرر را در این میان علما کردند. چون سیاسیون که مردم از آنان توقع چندانی ندارند. البته قسمت ناراحت کننده، خواهش رهبری از طرفین گوناگون این ماجرای چند وجهی بود، چرا نائب امام زمان اینگونه باید وارد ماجرا بشود، آیا این یک راستی آزمایی برای اطاعت از امام زمان نبود؟
۷. …این را هم میخواهم خواهش کنم بخصوص از نخبگان، که توجه کنند، قضاوتهایی درباره دولت و کارهای دولت…
// باز هم خواهش نائب امام زمان. به راستی چه پاسخی دارند مدعیان شیعی گری؟ البته نکته جالب در این قسمت استفاده از لفظ بخصوص بود یعنی علاوه بر سیاسیون، حتی مردم. خب مدعیان پیروی از ولایت باز هم زمان راستی آزمائی فرا رسید.
۸. …انسان احساس میکند در بین آنچه امروز گفته میشود بی انصافی های صورت می گیرد…
//این بی انصافی ها دیگر اظهر من الشمس است. از گذشتن دوران مدارا تا انتقادات افرادی که خود زمانی زمامدار امور اجرائی بودند و هیچ نکردند. از روحانی تا رمضان زاده که گفته است احمدینژاد برای تبلیغ خودش در تهران پول پخش میکند!!!
۹. … خب اگر کسی برای آینده کشور، برای حل آنچه که معضلات کشور مینامند حرفی دارد بیانی دارد آن حرف را بیان کند…
//اینجا به کلی افراد سابقه دار در امور اجرائی از محل بحث خارج میشوند، چونکه اگر برنامهای بود همان زمان اجرا میکردند و البته خود خاتمی گفت که باید تازه اصلاحات تعریف بشود!!! نکته بعدی گفته رئیس جمهور است که در مصاحبه بیان کرده که کسی از اقتصاددانان جواب سوالات من را برای اداره امور اقتصادی نداده و حتی به فرض صحت آنچه در سایت توکلی درباره جمع کردن اقتصاددانان اصولگرا در ابتدای کار دولت و درخواست برنامه آورده، نشان از نبود حرفی قابل قبول “}در برابر آنچه که معضلات کشور مینامند”، دارد.
۱۰. …اگر چناچه میتواند راه حلی برای مشکلاتی که وجود دارد، مثل گرانی یا تورم، راه حلی دارند آن راه حل را بگویند. تخریب کردن مسئولین، تخریب کردن دولت این هیچ مصلحت نیست. این هیچ جز کارهای صحیح اسلامی نیست…
// درباره تخریب و تعریف رهبری قبلا با هم در گام آخر گفتگو کردیم. نکتهای که اینجا پیش میآید، بیان انتقاد بدون ارائه راه حل هم ملحق به تخریب میشود.
۱۱. …در بعضی از کشورهای دنیا به نام دموکراسی، به نام آزادی آبروهایی را از بین میبرند، اشخاصی را به لجن میکشند، اینها کارهای اسلامی نیست، کارهای آنهاست، مثل خیلی از کارهای دیگرشان…
// نمونه فاحش آن را در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا میبینیم و عجیب اینکه عدهای به استقبال اینگونه برخوردها میرود. و صد البته پرده از آشنا نبودن خود با مفاهیم و آداب اسلامی برمیدارند. در بیانی از یکی از حضرات معصومین داریم که خدایا همین مقدار برای گناه نکردن من بس که ببینم دشمن تو آن کار را انجام میدهد و آن را قبول دارد. حال در این ماه مبارک آیا کسی دوست دارد در این شبهای قدر به دشمنی با خدا برود و دوست او نباشد!!؟
۱۲. …آنچه که درباره مسائل اقتصادی گفته میشود در درجه اول در محافل کارشناسی گفته بشود نه در تریبونهای عمومی، انسان میبیند گاهی یک بیانصافیهایی میشود…
// مشکلی که ما با دوستان مدعی اصولگرایی داریم ر مجلس و غیره نمونه خوب آن آقایان توکلی و خوش چهره…
۱۳. …نباید اخلاق نکوهیده بیانصافی در جامعه ما رواج پیدا بکند… من نگرانیام رائج شدن اخلاق بیانصافی در جامعه است… خدمات فراوانی صورت میگیرد، همه را انسان بگذارد کنار و به یک نقطهای بچسبد،این درست نیست، البته این خطاب به همه است…
// مثال سوالهایی که بعضی عوام کالانعام میپرسند که این انقلاب چه شد و برای ما چه کرد، زندگی ما بدتر شد، حالا در یک درجه تنزل در افراد ارزشی دیده میشود که میگویند خب حالا این دولت چه کرد.. زندگی ما بدتر شد…
۱۴. …بخصوص نخبگان، عرض کردیم ما، تخریب درست نیست، نه ان کسانی که طرفدار شخص یا گروهی هستند نه اون کسانی که مخالف آن شخص یا گروه هستند، مقابلهشان با یکدیگر هیچ لزومی ندارد به صورت تخریب باشد.. خدا را شکر میکنیم فضای کشور ما بر اثر نظام اسلامی فضای آزادی است، مردم فرصت دارند و میتوانند حرفشان را بزنند… مردم هم [ از تخریب] خوششان نمییاید. من در حضور شما مردم به آن حضرات میگویم که اگر شما خیال میکنید که از اینکه شما بیاید، مزمت کنید از فلان مسئول، از فلان جریان مردم لذت میبرند و خوششان میآید،اشتباه میکنید…
// درباره تخریب هم در بند دهم و هم در مطالب قبلی سخن گفتیم. این قسمت هم به طرفداران آقای احمدینژاد بر میگردد و هم به طرفداران خاتمی(مثلاً) برای جلوگیری از اطالعه رجوع میدهم به نوشتههای قبلی ولی نهیبی است که به همه زده شده و باید دید چه کسی بیشتر در مضان این تخریبگری واقع میشود و نکته آخر شکر خدا که نعمتت را زیاد میکند برای آزادی مردم تا آنجا که رودرو با ردیس جمهور خود،در تمام شهرها دیدار میکنند و بدون واسطه هرچه بخواهند میتوانند بگویند و شبیه آن که بسیار است… و اینکه باز هم ایشان بر دور بودن تفکر احزاب از مردم اشاره کردند که حیات سیاسیشان با تخریب گرده خورده. البته تعریضی هم به دولتمردان است…
پینوشتـ……………………………………………………………….
۱. همچنان از وجود موفور الضرر(!)مشانی در بدنه دولت متاسفیم و ابراز برائت خود را با اینکه حتی حاضر به عذرخواهی نشد اعلام میکنیم. این موضوع تمام شد اما ضررهای وجود او پایان نپذیرفت.
۲. همچنان به نظر ما بهترین گزینه احمدینژاد است و شخص دیگری را پیدا نکردیم، البته نه به این معنا که در جستجو نباشیم.
