این روزها آنقدر فضای رسانهای آکنده از دروغ شده که دیگر هیچ کس حرف حق را نمیتواند باور کند! مشکل دروغهایی که اهالی خبر به امید اینکه اشکال ندارد، فوقش تکذیب میشود(!!!) آنقدر زیاد شده که به حق دیگر تکذیب دروغهایشان را یا منتشر نمیکنند یا اهمیتی ندارد، چون همان خبر دروغ کار خودش را کرده و آگاهان به فضای رسانهای به خوبی از اثر بیرمق و کمرنگ تکذیبهها نسبه به خبر دروغ آگاهند.
و اما یکی از داغترین سوژهها که به فرموده رهبری:«بالاخره سال آخر، علیه غالب دولتها این چیزها[تخریب] هست؛ البته علیه این دولت بیشتر هست.» و ما هم در سال آخر به سر میبریم، ماجرای تخریب یار انقلاب و رهبری، صادق محصولی است. شخصی که هم اکنون بسیاری از تخریبگران وجهه او (نه منتقدان) در زمانی که از ترس جنگ به زیر لحاف دنیا خزیده بودند، او تمام هستیاش و نه جیفه دنیا، یعنی زندگیاش را در طبق اخلاص گذاشته بود و لحظهای از بذل جان دریغ نکرد.
حال آنچنان به دروغگویی و تخریب روی آوردهاند که حتی اصرار خود مبنی بر راس امور بودن مجلس را فراموش کرده(!) و به تشکیک در روند صحیح همیشگی رایگیری اکثری نمایندگان کردهاند.
و با آنکه به بسیاری از شبهات پاسخ داده شده، باز هم برخی که همچنان منابع موثق خود را افراد غیر موثق قرار میدهند، به تشکیک میپردازند. و یا حتی مردم عوام از آنجا که در بالا به قدرت بالاتر خبر دروغ بر تکذیبیه اشاره کردیم، بدون توجه به تکذیب دروغها، آنها را محور قرار میدهند.
چه دروغها که درباره ثروت محصولی گفته نشد اما گویا نشنیدند و نخواندند آنچه را باید:«محصولی با اشاره به اینکه بخاطر اجرای یک پروژه هنوز از دولت بدهکار است گفت: تنها قراردادی که با دولت داشته ام ۳۶۵ میلیون تومان بوده است که از دوران ریاست جمهوری هاشمی طلبکارم در دوره آقای خاتمی قرار شد بدهند، ولی با وجود همه نامه نگاریها و اسناد هنوز طلب من پرداخت نشده است. وزیر پیشنهادی کشور ضمن رد دریافت هرگونه رانت یا وام از دولت گفت: اینجانب هرگز رانتی یا وامی ن گرفته ام،. اینجانب یک ریال وام و یک رانت چه به صورت بانک خصوصی یا دولتی نداشته ام.»
و یا عدهای به عمد خود را کر و کور کردند تا اینها را نبینند:«محمد اسماعیل کوثری نماینده تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هشتم: در چند روز اخیر شایعاتی علیه محصولی مطرح شد که پولدار است و مال فراوانی دارد، ولی بنده با برخی بزرگان به صورت حضوری در این زمینه صحبت و از آنها سوال کردم که اگر کسی از راه صحیح، بدون استفاده از رانت و سوءاستفاده از موقعیت خود، مالی کسب کند، اشکال دارد و گناه است اما کسی این مسئله را رد نکرد. کوثری در ادامه سخنانش این موضوع را مطرح کرد که از مخالفین محصولی خواست اگر سندی در خصوص سوءاستفاده از موقعیت و یا رانتخواری وی دارند ارائه دهند تا با او طور دیگری برخورد شود ولی هیچ کس سندی در این زمینه ارائه نکرده و صرفاً بر اساس گفتهها و میگویندها در باره او اظهار نظر میکنند. وی با تاکید بر اینکه در مکتب پیامبر بزرگ اسلام و ائمه معصومین (ع) با رزمندگان بدر و احد برخورد عزتمندانه و از آنها با احترام یاد می شد، از اینکه برخی خلاف این آموزه و سیره نبوی و علوی رفتار کرده و خدمات رزمندگان اسلام را به فراموشی سپردند، ابراز تاسف کرد.»
آیا حتی عدهای به نمایندگان خود که درباره کردان به گفتههایشان اعتماد کردند، نمیخواهند هم اکنون اعتماد بکنند؟:«حسین ابراهیمی؛ نماینده بیرجند در گفتوگو با “ایلنا”، درتشریح مسائل مطرح شده در این جلسه، اظهار داشت: آقای محصولی گزارش کاملی از زندگی، سوابق، تفکر، برنامهها و عملکرد خود ارائه دادند و به پاسخهای نمایندگان روحانی مجلس که بیشتر حول محور مسائل مالی وی بود،پاسخ دادند.به گفته وی، یکی از این سوالات مربوط به وامهای کلانی بود که گفته میشد او از بانکها گرفته است اما محصولی در پاسخ به این سوال تاکید کرد که تاکنون هیچ وامی از سیستم بانکی کشور نگرفته است و اگر سندی در این رابطه وجود دارد به وی ارائه کنند.ابراهیمی ادامه داد: وزیر پیشنهادی کشور وضعیت مالی و رفاهی خود را انکار نکرد اما در مواجهه با اینکه برخی گفتهاند او بیش از ۱۶۰ میلیارد ثروت دارد، این مساله را تکذیب کرد. عضو فراکسیون روحانیون مجلس با اشاره به موضوع پرونده محصولی در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس خاطر نشان کرد: از طرف فراکسیون آقایان روح الله حسینیان و نکونام به عنوان دو نفر از نمایندگانی که سابقه قضاوت و حضور در مناصب قضایی دارند، انتخاب شدند تا پرونده ایشان در کمیسیون اصل ۹۰ را مورد بازبینی قرار دهند که در نتیجه تحقیقات حسینیان و نکونام مشخص شده است که پرونده محصولی تنها در یک دادسرا مطرح بوده و مختومه شده است. از این رو هیچ موضوع بدی در مورد محصولی وجود ندارد که به ضرر وی تمام شود. از نگاه این نمایندگان پرونده محصولی پاک است.»
و یا :«محمد کرمی راد در گفت وگو با ایسنا: محصولی در این جلسه خاطرنشان کرد آنچه که درجراید درباره دارایی های من می نویسند دروغ است و هر کس مدرکی دارد ارائه کند؛ چرا که اگر من مطمئن نبودم پا به عرصه نمی گذاشتم.»
و هیچ مدرکی ارائه نشد!
و در آخر برای تلطیف فضا(!) و مضحکترین ادعا: کاخ وزیر بیست میلیاردی!
«…بلافاصله پس از معرفی وی به مجلس برای وزارت نفت در ابتدای دولت، اخبار و گزارش هایی با عناوینی مانند مرد ۲۰ میلیاردی کابینه منتشر شد. طیف موسوم به اصولگرایان تحولخواه در مجلس هفتم به رهبری احمد توکلی و همراهی عماد افروغ بیشترین نقش را در فضاسازی علیه محصولی ایفا کردند. یک روز پیش از آنکه مجلس رسماً به بررسی رأی اعتماد به آقای محصولی بنشیند، افروغ در نطق پیش از دستور خود بدون آنکه از محصولی نام ببرد او را “فردی با ثروت بادآورده” توصیف کرد که ثروتش “ناشی از تعاملات و ارتباطات خاص” است و پرسید چگونه چنین فردی می تواند وزیری مناسب برای دولتی باشد که عدالتخواهی را محور برنامه های خود اعلام کرده است.اگرچه افروغ نیازی ندید برای اثبات ادعای خود سندی ارائه دهد اما چند روز پس از انصراف محصولی مشخص شد، منزل مسکونی منتسب به وی که تصاویر آن با راهنمایی افروغ توسط ۲ دانشجو تهیه شده و در برخی سایت ها منتشر شده بود، محل سکونت محصولی نیست. پس از آن، هر چند نمایندگان اتهام زننده درپی عذرخواهی و حلالیت طبی علنی برنیامدند اما محصولی گاهی در جلسات خصوصی از نامه ای سخن می گوید که پس از اعلام انصرافش توسط یکی از مخالفان جدی آن زمان او در مجلس نوشته شده اما وی تاکنون آن را منتشر نکرده است.» و یا این عکس دیگر!
و کجایند مدعیان حلالیت طلبی و نگران از آخرت خود که برای یک نه متهم، بلکه برای مجرم که حتی به دلایلی احکام او نیز تخفیف داده شده، نامه معذرت خواهی منتشر میکنند ولی هم اکنون…
و بگذارید یکبار دیگر روضه نائب امام زمان را بخوانیم:«فضاى تبلیغاتى کشور، فضاى مطبوعاتى کشور، فضاى تبلیغات سیاسى کشور به هیچ وجه فضاى خرسندکنندهاى نیست. ما بایستى از اسلام براى عمل خودمان، براى رفتارهاى خودمان، براى موضعگیرىهاى خودمان درس بگیریم و بدانیم بقاى نظام اسلامى، برکات الهى، تفضلات و رحمت الهى تا وقتى است که ما پایبند و مقید باشیم. خدا که با ما قوم و خویشى ندارد. بارها من عرض کردهام بنىاسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر میفرماید: «اذکروا نعمتى الّتى انعمت علیکم و انّى فضّلتکم على العالمین». خدا بنىاسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنىاسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کونوا قردة خاسئین»، «ضربت علیهم الذّلّة و المسکنة»؛ تبدیل شدند به این.وقتى رحمت الهى براى ما پیش خواهد آمد که مواظب و مراقب خودمان باشیم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام کردنمان، مراقب تبلیغاتمان. این فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات علیه دولت، علیه کى به خاطر اغراض، اینها چیزهائى نیست که خداى متعال از اینها بهآسانى بگذرد…»
بالاخره سرگرمی و بازی سیاسی عدهای در کشور هم پایان پذیرفت و سرانجام هنگام شادی قلبی آنان رسید. کردان که ماهها ذهنها و توان با اهمیت بسیاری را مصروف خود کرده بود، توسط نمایندگانی که مدتی پیش به خاطر گذشتهاش به او رأی داده بودند، امروز دوباره به خاطر گذشتهاش به او رأی ندادند!
حداقل این بود که برای روسایی که باید در خدمت مردم باشند نه حزب بازیها و سیاسیبازیهای خود یک فرصت خالی پیدا میشود تا به فکر مردم در دور دست بیافتند.
البته بدون احمدینژاد هم چوب تسامح خود را خورد و آنچه بر سر دولت آمد جریمه اشتباهات احمدینژاد بود. اما این اشتباهات کاملاً قابل پذیرش بود. آنچه قابل پذیرش نبود، اتفاقی بود که در مجلس رخ داد. همچنان هم نمیشود به آرای اکثریت همیشه اعتماد کرد و مطلق دید.
مجلس ما که بهترین مجلس در بهترین کشور جهان است اینگونه اشتباهات فاحشی را انجام میدهد، به راستی در سایر کشورها چه خبر است؟
در هر صورت آنچه با این حرکت صورت گرفت هرچند در واقع ندانم کاری مجلس بود و هزینههای بسیاری برای جمهوری اسلامی داشت اما برطرف کردن آن هم (که البته برطرف کردنش هزینههای بسیاری و درد و الم بیشتری داشت)باعث امتیازاتی بود. یک سوژه و امتیاز برای دشمنان ارزشها در رسانههایشان از بین رفت.
اما حالا که دیگر بهانهها و سوژههایتان از بین رفت، حالا بیائید اولاً دیگر برای رضای خدا و نه حزب و گفته یک رئیس مجلس و یا هر کس دیگر(!) رای بدهید و یا پس بگیرید، دوماً کمی هم به فکر مردم باشید، البته اگر آن صدمیلیون اجازه بدهد!
به هر حال آنچه ضرر دیدند از این نتیجه اصلاح طلبان و دشمنان این نظام بودند که سوژه خود را از دست داند و باز هم باید با تلاش و زمینه سازی و تخریب و دروغ دوباره سوژهای فراهم کنند.
پینوشتـ…………………………………………………….
این ماجرا آنقدر تحلیل و زوایان دارد و علاقه دارم بگویم که به خاطر فرمایشات اخیر رهبری از آن میگذرم. و انشاء الله این آخرین پست من در این باره باشد.
بعد از ماجرای کم اهمیت مشایی در راستای تخریب فضای انتخاباتی علیه دولت، شاهد بحران کردان هستیم. هرکس در این ماجرا موضعی را اتخاذ میکند و در این میان ضربهخوردگان از مواضع انقلابی و مواضع ضد حزبی و گروهی، که اولی عمدتاً اصلاح طلبان و گروه دوم عمدتاً افراد مسمی به اصولگرا هستند را شامل میشوند، بیشترین سوء استفاده را کردند. البته همانطور که رهبری اشاره کردند این فضای تلخ و بد انتخاباتی مربوط به انتخابات است اما برای این دولت به شکل کاملاً رذیلانهتری در حال اجراست.
به راستی مقصر اصلی این بحران کیست؟ آیا احمدینژاد؟ با یک نگاه گذرا و بدون تعصب به راحتی میتوان دریافت که مقصر اصلی در این ماجرا مجلس است. اما چرا؟
کردان یکی از مدیرانی است که سالها در این مملکت کار کرده است و در مناصب مختلف بوده و در نتیجه با هر یک از نمایندگان این مجلس ممکن است ارتباط داشته، کما اینکه به طور خاص با یک نماینده شاخص ارتباط مسقیم پیدا میکند. و البته نمایندگان دیگری هم بودهاند که با او کار کردهاند و خلاصه در کارهای او شریک و در بالا آمدن او مقصر.
حال احمدینژاد باید به دنبال وزیر کشور باشد، اما بهترین گزینه چیست و از چه راهی باید انتخاب شود؟ کردان یکی از بهترین گزینههای پیش روی احمدینژاد است. به خاطر اطمینانی که از فعالیتهای او در مسئولیتهایی مختلف داشته و کسی هم تاکنون به او شک نکرده. از طرفی مهمترین گزینه یعنی خدمتگزاری که ظاهراً در او بوده و نمایندگان زیادی به علت همراهی با او به عنوان شاهد گفتهاند، از طرفی اصولگرایی به علت همراه بودن با افراد اصولگرا و از طرفی دکترای او که باعث مشغول بودن او در ردههای مخالف شده. خب علیالقاعده احمدینژاد با اطمینان به انتخابهای مسئولین گذشته و فعالیتهای او بدون اینکه رسم باشد که نام مدیر مدرسه ابتدایی او را هم بداند(!) به مجلس معرفی میکند. تا اینجای کار بدون هیچ نقصی و با اعتماد به بکارگیری او توسط طیف اصولگرایان پیش میرود.
البته نکته مهم در این میان این است که باید شخصی به مجلس معرفی شود که مجلس او را بپسندد، یعنی علناً گزینههای عدالتخواهی، پاک دستی و حتی کارآمدی کنار گذاشته میشود و باید کابینه (مجلس!) یک دست باشد! البته احمدینژاد هم مجبور به جمع این صفات میشود و افراد مناسبتر از گردونه به خاطر سیاستبازی عدهای حذف میشوند.
شخصی به مجلس معرفی میشود که مورد وثوق رئیس و به تبع، جمع کثیری از آنان است و دیگر حرف خاصی برای گفت نمیماند اما ناگهان به خاطر فضای مجلس برای رأی دادن که نکات ریز هم مورد توجه قرار میگیرد، عدهای به گذشته مورد اطمینان بزرگان مجلس شک کرده و اعتراض میکنند اما مگر فراکسیون و حزب کشک است و هیچ کاره!
به طور خلاصه میشود گفت که احمدینژاد نتیجه کرنش خود در برابر خواستههای غیرعقلانی عدهای سینهچاک تحزب را میبیند و باز هم دولت در معرض بحران دیگری قرار میگیرد. همینجا اشاره میشود که از این جهت بحران گفته میشود که به عنوان یک نمونه کوچک میتوان به روش اصلاحطلبان اشاره کرد که اگر در انتخاباتی رأی نیاوردند دم از تقلب در انتخابات میزنند(!) و اکنون که سوژهی جدیدی هم دارند میتوانند بهتر مانور بدهند، البته این به جز دوستان ضد انقلاب آنان در خارج از کشور است که باز هم به این وسیله میتوانند ایران را بکوبند.
خلاصه کردان رأی میآورد اما ناگهان نمایندهای ثابت میکند که کردان مدرک ندارد! و باقی ماجرا که دیگر همگان میبینند.
نکتهی نگفتنی در این میان برداشتی است که میشود؛ مبنی بر اینکه در راستای فضای انتخاباتی و برای تشدید و ادامه دادن در راستای ماجرایی که بالاخره بعد از بیانات رهبری عدهای(!) فهمیدند کم اهمیت است، فضای رای را به سمت کردان سوق دادند. به این ترتیب که با آگاهی از مشکلی که بعد از انتخاب او بوجود میآید و یا میآورند میتوانند بار دیگر دولتی که با آمدنش راههای قدرت و ثروتشان بسته شده و دیگر حرف زورشان خریدار ندارد، تحت فشار قرار بدهند و در تضیفش بکوشند تا زمینهی پررنگتری را برای دلخواه خودشان در انتخابات آینده رقم بزنند. هرگز سیاست را ساده نگیرید، مگر اینکه شطرنج بازی نکرده باشید!
پینوشتـ……………………………………………………
۱. البته ماندن و ادامه کار کردان هم ماجرای دیگری است که با دو عنصر صبر و اوضاع کنونی دولت و فضای سیاسی قابل تحلیل است و شاید بماند برای آینده.
۲.با دقت در بیانات رهبری متوجه میشوید که این دولت در دو چیز خاص است: یکی حمایتهای رهبری و دیگری تخریب خصوصاً نزدیک انتخابات. جالب است، مگر نه؟
